جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3447- تاریخ : 1394/07/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

طنز:
كي روش: تعطيلي هاي پنجشنبه مدارس لغو شود


طنــــز


ايستگاه


شرح برعكس


 طنز:
 كي روش: تعطيلي هاي پنجشنبه مدارس لغو شود 

 
كارلوس كي روش در بيانيه اخيرش خطاب به جامعه فوتبال گفته:« يك بار براي هميشه به اين سوال پاسخ بدهيد كه بالاخره ‌آري يا خير؟»

كارلوس كي روش در بيانيه اخيرش خطاب به جامعه فوتبال گفته:« يك بار براي هميشه به اين سوال پاسخ بدهيد كه بالاخره ‌آري يا خير؟»

اول اينكه كي روش بايد سوال اش را دقيق تر توضيح بدهد. آري يا خير يعني چي؟ يك وقت انسان يك بله مي گويد و يك عمر اسير مي شود. ثانيا ما بايد پاسخ هاي خودمان را به كجا ارسال كنيم؟ شماره ارسال پيامك همان 200090 معروف است يا مخابرات براي سوالات مردمي كي روش شماره جديدي را تعريف كرده؟

سرمربي تيم ملي مي گويد ليگ بايد تعطيل شود، جام حذفي اصلا نبايد شروع شود كه بعد بخواهيم تعطيلش كنيم. تيم هاي حاضر در ليگ قهرمانان آسيا هم بايد بدون ملي پوشان خود در اين مسابقات شركت كنند. تا به حال چند دور مذاكره بين كادر فني تيم ملي و مسئولان فدراسيون فوتبال برگزار شده اما به نتيجه اي نرسيده. اتفاقا اين مذاكرات خرج زيادي هم روي دست فدراسيون مي گذارد و به عنوان مثال سيموئز در هر نشست يك كيلو و نيم شيريني دانماركي مي خورد.

كي روش معتقد است فدراسيون فوتبال بايد براي اثبات حسن نيتش تمام فعاليت هاي فوتبالي خود را تا بعد از جام جهاني متوقف كند اما فدراسيون زير بار نمي رود و مي گويد مسابقات را در چارچوب قوانين فيفا برگزار مي‌كند. واقعا هم چيزي براي پنهان كردن نداريم. ماموران كي روش مي توانند به تمام مسابقات سر بزنند و اگر مورد مشكوكي ديدند به فيفا گزارش كنند اما اينكه انتظار دارند نورافكن‌هاي استاديوم ها را تا بعد از جام جهاني خاموش كنيم و هواكش هاي توالت هاي ورزشگاه ها نچرخند، هرگز.

كي روش در خواست هاي ديگري را هم مطرح كرده كه برخي از آنها عبارتند از:

تعطيلي پنجشنبه هاي مدارس ابتدايي لغو شود. چون وقتي بچه ها پنجشنبه ها تعطيل هستند مادر بچه ها به ملي پوشان فشار مي‌آورند كه آخر هفته بروند يك طرفي و به اين ترتيب حفظ بازيكنان متاهل در اردوي تيم ملي سخت مي شود.

ليگ برتر واليبال هم لغو شود چون توجه مردم را جلب مي كند و ممكن است ملي پوشان فوتبال در اثر كم توجهي نتوانند همه قابليت‌هاي خود را در جام جهاني به نمايش بگذارند.

در صورتي كه تيم ملي در روزهاي شنبه يا سه شنيه بازي داشت سينماها بليت نصفه قيمت نفروشند تا تماشاگر بيشتري به ورزشگاه برود.

علي كفاشيان از دو ماه مانده به جام جهاني حق ندارد بخندد، چون ممكن است سر شوخي با تيم هاي خطرناكي مثل آلمان و اسپانيا باز شود.

فيلتر فيس بوك بايد برداشته شود تا بازيكنان بتوانند به راحتي با بازيكنان تيم هاي بزرگ دنيا چت كنند و با نقطه نظرات آنها قبل از جام جهاني آشنا شوند.

شهردار تهران نهايتا تا پايان شهريور ماه معرفي شود.(فدراسيون روز گذشته با برآورده كردن اين يك قلم حسن نيتش را نشان داد.)

فيلم رسوايي با دوبله پرتغالي در اختيار كي روش قرار بگيرد.

درياچه اروميه قبل از جام جهاني پر از آب شده باشد تا بازيكنان تني به آب بزنند و بعد به برزيل بروند.

قانون+ پارسينه


 طنــــز 

شعر طنز

يک شعر طنز از هفتهنامه خواندني جناب کيومرث صابري فومني نوش جان کنيد و کلاهتان را قاضي نماييد! چهار عنصر...!

از هر کنار بر سر من ريخت نانخوري

نگذاشت بهر بنده مجال تفکري


گر هر دقيقه‌ اشک بريزم، عجب مدار

ابر سياه هستم و دارم دل پري


در خانه ام زني است که در طول عمر خويش

هر گز نکرده از خدماتم تشکري


هي پول گيرد از من و ، تحويل من دهد

هر صبح لندلندي و هر شام غرغري


من پايبند او شدم، او پايبند من

آري جلنبري است، اسير جلنبري


اندر اداره نيز جناب مدير کل

قلدر شده است بهرم و آنهم چه قلدري!


جز اينکه جاهل است و دم از عقل مي‌زند

از او کسي نديده ريا و تظاهري


بايد که در برابرش آريم سر فرود

گويي که اوست آتش و ما نيز انبري


در هيچ کله‌اي نتوان يافت اين زمان

مغزي که احتياج‌ندارد به دکتري


دارد جدال با من مستأجر ضعيف

آن مالکي که بوده زماني سناتوري


گفتم چرا کني دو برابر اجاره‌ را؟

ناگه به توپ بست مرا با تغيري


فرياد زد که: «خانه من در خور تو نيست

آن به که زندگي بکني زير چادري!»


از بسکه من ضعيفم و از بسکه او قوي‌است

ترسم سر مرا شکند با تلنگري


الحق که جان دهد تن او بهر لاي جرز

کورا دلي است سخت‌تر از پاره‌آجري


افلاس و عقل کشت مرا، کاش داشتم

من نيز کله تهي و کيسه پري


زنداري و گراني و بيخانگي و فقر

بيچاره‌ام زدست چنين چار عنصري!


 ايستگاه 

يک جاي کارش مي لنگيد، اخراجش کردم

من در بيست و سوم مُرداد ماه سال يک هزار و سيصد و سي ، از در ورودي اين زندگي مجازي به شهر راز ، شيراز وارد شده ام ، ولي نمي دانم در چه زماني ، براي ورود به زندگي حقيقي ، از در خروجي اين زندگي مجازي خارج شده و متولد مي شوم. اگر به تناسخ باور داشتم حتماً براي آمدن دوباره به اين دنياي مجازي ، جنيني را انتخاب مي کردم که بتوانم در زندگي ، استاد پرويز شاپور را تکرار کنم.

ابوالقاسم صلح جو پيرسوک

در زير بخشي از کاريکلماتورهاي صلح جو را براي علاقه مندان آورده ايم، اميدوارم لذت ببريد :

-در نمايشِ ايستادگي مترسک ، کلاغ ها چون سگ ترسيده بودند .

-برايش وقت گذاشتم ، به ساعت اش هديه داد .

وقتي با ” دنيا ” هستم ، در ” دنيا ” نيستم.

-خواب سنگينم ، کمر چشمم را رگ به رگ کرد.

-شهر ” بازي ” دلش ، ” تاب ” نداشت .

-وقتي” مي رفت “، با هر صدايي “بر مي گشت “.

-تا خواست خوابم” بيآيد “، با خميازه به پيشوازش”رفتم “

وقتي به سفر مي روي ، نماز هايم را شکسته مي خوانم.

-يک جاي کارش مي لنگيد ، اخراجش کردم .

-وقتي جوش مي آورم ، حرف هاي خامم ، پخته مي شوند.

گوش هايم روزه مي گيرند ، وقتي سکوت مي کني .

-براي تشنگي ام ، زخمم آب آورد.

-اذان که قد کشيد ، قامت خم کردم .

-رفاقت تير هوايي ، زميني و دريايي ، تير غيب مي شود.

-دلش قرص بود ، آمپول زد.

-هوش از سرم بُرد ، زيبايي دکتر بيهوشي .

-شعر چشمانش سکته داشت ، پلک مي زد.

- پاييز که از منبر باد بالا مي رود ، درختان به لرزه مي افتند.


 شرح برعكس 

دايي: آقا فرکي يادته با همين کله چقدر گل زدم ....!؟


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون