جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3432- تاریخ : 1394/06/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)


"کيمياگر"، درس زندگي شرقي


خبر ادبي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


 "کيمياگر"، درس زندگي شرقي 

مهدي طوسي

ماجرا مربوط به چوپاني است به نام "سانتياگو" اهل "آندلس" در جنوب اسپانيا. او گرچه چوپان است، ولي قبلاً مدتي در مدرسه علوم ديني تحصيل مي کرده و فردي با سواد است و کتاب هاي داستاني و اصولاً هر کتابي که به دستش برسد مي خواند. وي دو بار خوابي ديده و در هر دو بار از او خواسته شده به اهرام مصر رفته و گنجي مدفون را بيابد، پيرمردي ناشناس و مرموز (ملک صدق)در اولين برخورد از راز دل پسرک با وي سخن مي گويد و "سانتياگو" اين خواب و تعبير آن را به عنوان «افسانه شخصي» براي خود در نظر گرفته و نديده و نشنيده گوسفندان خود را مي فروشد، از دختر تاجر پارچه فروش که به او نيم نظري دارد صرف نظر مي کند، ترک يار و ديار مي کند و در پي حصول افسانه شخصي اش متحمل سختي هايي مي شود و حدود دو سه سال در صحراهاي شمال آفريقا به طرف مصر مي رود و حتي دو مرتبه تا پاي مرگ مي رود، چند بار مال و ثروت قابل توجهي – حتي بيشتر از آنچه که در صورت ادامه آن زندگي عافيت طلبانه بدست مي آورد- به دست مي آورد و دوباره از دست مي دهد و در نهايت و در اوج داستان پس از آن که توانايي هاي چشمگيري را در خود کشف کرده و به جايي که تصور مي کند محل گنج است مي رسد و چاله اي مي کند ولي چيزي نمي‌يابد.

چند راهزن به وي حمله مي کنند و از راهزن مي شنود که او نيز در خوابي ديده که بايد به محل زندگي سانتياگو در آندلس رفته در همان محلي که وي معمولاً گوسفندانش را نگهداري مي کند حفاري کرده و گنجي را که در آنجا مدفون است بيابد ولي راهزن از آنجايي که به اين قبيل خوابها و اصولاً آرزوهاي شخصي اعتقادي ندارد کوچکترين ترديدي ندارد که نبايد زندگي روزمره خود را به دنبال رفتن به اين قبيل الهام ها مبهم مختل کند.

سانتياگو در ادامه روحيه ماجراجويي خود سريعاً به آندلس بازگشته و در مکان مورد اشاره گنج مادي را مي يابد و اين بار به سوي محقق کردن آرزوهاي خود با پشتوانه گنجي که يافته است مي رود.

بي ترديد ماجراي داستان بر گرفته از سبک داستان هاي شرقي است. خود کوئِلو هم اذعان دارد که از داستان هاي هزار و يک شب الهام گرفته است. در جاي جاي داستان ميل به پر کشيدن از دلبستگي ها و تعلق ها آزاد شدن وآغاز سفر کردن را که درنهاد تمامي انسانها به درجاتي وجود دارد را به رخ خواننده مي کشد. آنجا که سانتياگو با پدرش راجع به برنامه ريزي براي آينده خود صحبت مي کند و به اومي گويد« ديگر نمي‌خواهد کشيش شود و شوق سفر دارد»، پدر پس از سال ها کار و تلاش بسيار براي به دست آوردن آبي براي نوشيدن و جايي براي خفتن هنوز آرزوي سفر در ذهن داشته است.

و در چشمان پدرش شوق سفر هويدا بوده است. لذا بساط سفر را براي فرزندش مهيا مي کند و مي گويد : «در اطراف ما تنها چوپان ها هستند که مي توانند با هزينه اندک سفر کنند». يا در جايي که ملک صدق در باره نانوايي آن طرف ميدان به پسرک مي گويد: «او هم وقتي بچه بود عشق سفر داشت ...او هرگز نفهميده است که انسانها در هر زماني قادر هستند که به روياهايشان جامه عمل بپوشانند». يا آرزوي مکه رفتن بلورفروش که با روياي مکه رفتن زنده است. گرچه استفاده ابزاري هر فرد از سفر نيز با ظرافت خاصي در متن داستان آمده است. براي مثال نانوا ارزش اجتماعي شغل نانوايي را به چوپاني که مقدمه سفر کردن است ترجيح داده و بلور فروش صرفاً با فکر کردن به سفر مکه خود را راضي مي کند.

فردي جاودانه، داراي اطلاعات متافيزيکي که به درماندگان در راه وارد شده گشايش در کارگره‌شان مي اندازد. اخذ يکدهم گوسفندان، تاکيد بر اصل لزوم «مايه گذاشتن» در کار ها و به تعبير حافظ شيراز « ارادتي بنما تا سعادتي ببري» است. در ادامه داستان روند منطقي فراموش نشده است. تمامي دارايي پسرک در بازار طاريف به يغما مي رود و در ابتداي راه خواننده را با نوميدي واقع گرايانه اي مواجه مي سازد. بگذريم که اصولاً داستان بر اساس داستانهاي هزار و يک شب که اساساً فانتزي و غير واقعي هستند بنا شده. جايي که سانتياگو با زمين و باد و خورشيد و در نهايت با «دستي که همه چيز را نوشته است» گفتگو
مي کند کاملاً غير واقعي است.

شخصيت کولي مانند شخصيت تاجري طمعکاراست که بدون سرمايه گذاري در صدد بهره مندي از سودي سرشار است. و وجود شخصيت ساده فردي چون سانتياگو براي درنماندن مفلس هايي چون امثال کولي کافي است. شباهتي که سانتياگو بين ملک صدق و بلور فروش و يا صاحب قهوه خانه طاريف استدراک مي کند به نحوي زيبا از جاري بودن روح صفا و خير خواهي در کائنات حکايت دارد.

کيمياگر داراي روح تکامل يافته اي است که به هر فرد جويا، آنچه که مي خواهد بشنود را باز گو مي کند. مثلاً به مرد انگليسي که عمري در مطالعه و آزمايش هاي شيميايي گذرانيده لزوم ادامه و استمرار آزمايش ها « از همين لحظه» را توصيه مي کند و به سانتياگو رفتن به سوي اهرام را رهنمون مي گردد. و از طرفي رفتارهايي همچون ملک صدق دارد. داستان هايي که کيمياگر جسته و گريخته براي سانتياگو تعريف مي کند همه «درس زندگي شرقي» است.


 خبر ادبي 

كوچه‌ها مجموعه‌اي از آداب و رسوم فرهنگ ايراني

مريم صباغ‌زاده مجموعه هفت‌جلدي «کوچه‌ها» را ويژه کودکان پايان دبستان در دست نگارش دارد.اين نويسنده به ايسنا گفت: بحث گسست نسل‌ها را نمي‌توان با حرف زدن منتفي کرد. اين کار نه نيازمند حرافي بلکه نيازمند کار جدي فرهنگي است و من تلاش کردم در مجموعه «کوچه‌ها» در حد توان خود در اين زمينه وارد عمل شوم.او يادآور شد: اگر خواهان احترام بين نسل‌ها هستيم‌ و مي‌خواهيم آداب و رسوم کهن خود را حفظ کنيم‌، در شرايطي که داعشي‌ها ميراث فرهنگي ملت‌ها را نشانه گرفته‌اند‌، کاري جز تلاش همه‌جانبه‌ باقي نمي‌ماند و هر هنرمندي بايد در اين زمينه وارد عمل شود.

صباغ‌زاده افزود: «کوچه‌ها» مجموعه‌اي از آداب و رسوم و معماري ايران را دربر مي‌گيرد که اگرچه به منطقه خاصي اشاره نکرده است اما نمايي کلي از مناطق مسکوني گذشتگان را ترسيم مي‌کند. کوچه حمام، کوچه دکه‌ و کوچه زورخانه‌ بخشي از اين کوچه‌ها هستند که اين نويسنده در آثار قلمي خود به آن‌ها پرداخته است. او بر اين باور است که کوچه‌ها در گذشته متاثر از برخي المان‌هاي شاخص همچون وجود مسجد يا حسينيه‌ به همين نام‌ها خوانده مي‌شدند و در واقع اين اماکن به آن‌ها هويت‌ مي‌دادند.

مجموعه «کوچه‌ها» قرار است براي چاپ در اختيار موسسه انتشاراتي سازوکار قرار گيرد.«پنجره‌ها» عنوان يکي ديگر از آثار اين نويسنده است که بنا دارد آن را در همراهي با دخترش در قالب اثري شامل متن و تصوير وارد بازار کند.


شمس، «قصه الفبا» را براي بچه‌ها مي‌نويسد

«قصه الفبا» عنوان مجموعه قصه‌هايي از محمدرضا شمس است که به آموزش الفبا براي بچه‌‌ها مي‌پردازد.

محمدرضا شمس، در گفتگو با مهر از انتشار «قصه الفبا» خبر داد و گفت: من از قصه‌ها و افسانه‌هاي روز کمک گرفته‌ام تا 32 حرف الفبا را به بچه‌ها آموزش بدهم. در واقع از قالب قصه بهره برده‌ام تا شکل و صداي هر حرف را به بچه‌ها انتقال دهم. اين مجموعه را انتشارات هوپا منتشر مي‌کند.

«ل بازيگوش» را هم انتشارات افق منتشر کرده تا بچه‌ها را با اين حرف از حروف الفباي فارسي آشنا کند. به گفته شمس، قصه‌ها و افسانه‌ها به دوران كودكي بشر تعلق دارند.

به همين جهت، كودكان امروز از شنيدن آن، لذت مي‌برند و بسياري از موضوعات و مفاهيم حتي حروف الفبا را مي‌توان با قصه به بچه‌ها آموزش داد.به گفته نويسنده کتاب«ضحاک»، قدمت افسانه‌ها، حتي به پيش از اين دوران برمي‌گردد، به اين معني كه از وقتي انسان به دنيا مي‌آيد، افسانه‌ها هم متولد مي‌شوند و در طول زندگي با او و همراه او هستند. به همين خاطر به گروه سني خاصي تعلق نداشته و با همه افراد ارتباط برقرار مي‌كنند.

شمس همچنين به ضرورت به روزکردن قصه‌ها اشاره و بيان مي‌کند: اگر چه افسانه‌ها از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌شوند، اما هر كس در هر زمان با توجه به شرايط موجود، با توجه به محدوديت‌هاي جغرافيايي و شرايط اقليمي به ويرايش قصه و افسانه و به روز كر دن آن پرداخته و اين امر به ماندگاري اين ميراث ارزشمند كمك كرده است.

براي مثال، خود من در مجموعه«قصه الفبا» از افسانه‌ها و قصه‌هاي امروزي بهره برده‌ام.


 نغمه 

شعري ازشيرکوبيکس؛

من و مادرم...

ترجمه: خالدبايزيدي (دلير)

من دشت گندم و جو و شعر بودم

مادرم نيز باران رحمت

من سنگ درون گهواره ي کوهي بودم

مادرم نيز سرزمينم

من پيله ابريشم بودم

مادرم نيز درخت درد و رنج

من جسم پرنده اي سپيد بودم

مادرم نيزآسماني سياه

من خواب بودم

مادرم نيز سرم

من خرگوش بودم

مادرم نيزدشتي سرشار از گل و چمنزار

من نفس بودم

مادرم نيزسينه

مادرم قفس و من نيز کبکش

من داستان و او شبش؟!


 تازه‌هاي نشر 

انتشارات علمي و فرهنگي «سيري در هنر ايران»را تکميل کرد

با انتشار مجلد چهارده و پانزده کتاب «سيري در هنر ايران» اين مجموعه هنري به صورت کامل از سوي انتشارات علمي و فرهنگي در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفت.به گزارش مهر، مجموعه سيزده جلدي «سيري در هنر ايران» اثر آرتر آپم پوپ که در سال 1387 توسط انتشارات علمي و فرهنگي و به همت جمعي از مترجمان به فارسي برگردانده با دو مجلد چهاردهم و پانزدهم تکميل شد.


 زنگ ادبيات 

چرا شعر صدمه مي‌بيند؟

فيض شريفي مي‌گويد که فرم در شعر مهم است اما نبايد مفهوم را ترک کرد.

اين شاعر و منتقد ادبي در گفت‌وگو با ايسنا، درباره افول مفهوم در شعر اظهار کرد: خود من در شعر بيش‌تر به دنبال «يعني» هستم نه «معني». حافظ و سعدي به شکلي و شاعران سبک خراساني مانند فردوسي هم به شکلي ديگر مفهوم را بيان مي‌کنند، اما چگونگي بيان مهم است. نگاه کردن به فرم و ساختار و بازي زباني هر کدام به تنهايي براي شعر مخرب است. مفاهيمي هم که مربوط به جهان پسامدرن هستند، مفاهيمي هستند که از ارزش کم‌تري برخوردارند.

او همچنين بيان کرد: من نمي‌پسندم که شاعر تعهد و مسووليت را در شعر فراموش کند، بايد مفاهيم متعالي در شعرِ شکيل بيايد. همان‌طور که گفته شده محتوا و فرم مثل گوشت و خون هستند که با تيغ هم از هم جدا نمي‌شود. هر چه شاعر بار تأويلي شعرش را بيش‌تر کند ارزشش بيش‌تر شناخته مي‌شود؛ مثل بخشي از اشعار نيما يا شاملو و کاري که حافظ در 20 - 30 غزل خود انجام داده است.

اين پژوهشگر درباره همراهي مفهوم و فرم در شعر شاعران جديد نيز گفت: معمولا شاعران متخصص اين اصل را رعايت مي‌کنند. اگر بخواهيم شاعران را دسته‌بندي کرده و از طلايه‌داران نام ببريم، هر کدام به نحوي کار مي‌کنند و هر کدام به شکلي شعرشان را تعريف کرده‌اند. بخشي ساده‌نويس‌اند و سهل و ممتنع را در شعر خود مي‌آورند. البته اين شاعران بيش‌تر روي سهل و ممتنع مانده، کلامشان را ارتقا نمي‌دهند و تنها سعي مي‌کنند حاميان خود را حفظ کنند. بخش ديگري نيز از آن سوي بوم افتاده و به پيچيده‌گويي روي آورده‌اند و آن‌قدر به تصنع پرداخته‌اند که عاطفه را فراموش مي‌کنند؛ در حالي‌که شعر بايد سه شاخصه عاطفه، تخيل و آهنگ را داشته باشد که امروزه اکثرا رعايت نمي‌شود، به همين خاطر است که شعر صدمه مي‌بيند.

شريفي در ادامه پاسخ به اين‌ پرسش که آيا کسي از شاعران امروز حافظ زمان مي‌شود، اظهار کرد: نمي‌شود آينده را پيش‌بيني کرد. به بعد از حافظ که نگاه کنيم در دوره بازگشت با برهوت روبه‌رو هستيم. همه به سمت سبک خراساني و عراقي ارتجاع ادبي دارند. نيما با بوطيقايش شعر خودش را از عالم انتزاعي و عالم واقع آورد. نيما سبک سمبوليکي را آورد که با فضاي رئال خيلي فاصله ندارد و مانند سمبوليسم اروپايي نيست.

او در ادامه گفت: نيما شاگردان خوبي مانند سهراب، شاملو، فروغ و اخوان را تحويل جامعه ادبي ايران داد و بقيه مثل نادرپور و رويايي هم در ادامه آن‌ها آمدند، هر کدام در سبکي کار کردند و موفق شدند. البته هنوز هم شاعران جوان کار خوب ارائه مي‌دهند.

اين پژوهشگر اظهار کرد: اگر اين شاعران را در حد حافظ بگذاريم شايد خودشان هم نپذيرند. قله‌هاي بزرگ يک حسن دارند که کسي به راحتي نمي‌تواند به آن‌ها برسد. يک شاعر پرمدعا همزمان حافظ بود که گفت مي‌خواهم تخته چوبي در درياي شعر تو باشم. در عصر حافظ کسي را در مقايسه با حافظ و سعدي نمي‌توانم نام ببرم، اکنون هم همين‌طور است.

او در ادامه بيان کرد: با تحقيقاتي که در اين سال‌ها داشته‌ام به اين نتيجه مي‌رسم که حافظ شدن آسان نيست. بعد از حافظ، منزوي تلنگرهايي زده و ادامه هم داشته اما متأسفانه همه يک زبان دارند. شاعران امروز هم با يک زبان حرف مي‌زنند و اطلاعات‌شان را بالا نمي‌برند. شاعران امروز بايد شاهکارهاي ادبي قديم را بخوانند، سعدي و مولانا يا نيما را مطالعه کنند و به رمز بزرگي اين افراد پي ببرند. اما شعر امروز وارد فاز مجازي شده است ولي اين فضا روحيه را تلطيف نمي‌کند. امروزه آمريکا به دوره کتاب بازگشته است زيرا اين دوره روحيه آن‌ها را اقناع نمي‌کند. فضاي مجازي اصيل نيست و من برداشتي ندارم که کسي بتواند در فضاي کنوني در حد حافظ رشد کند.

اين در عين حال شاعر با بيان اين‌که هر کسي حق دارد شعر بگويد، گفت: در جامعه‌اي که شعر گفته مي‌شود و تقريبا همه شاعرند و در رگ و خون‌شان شعر جاريست اين حُسن است اما اين‌ها در زمينه‌اي که حرکت مي‌کنند بايد خودشان را ارتقا بدهند. شکسپير، نرودا و... بخوانند اما نمي‌خوانند و متأسفانه در چرخه باطل افتاده‌اند. در چنين وضعي کار ما تأثيرگذار نيست، بايد اين شاعران را بپذيريم و حمايت‌شان کنيم تا بشود کلام‌شان را ارتقا بدهيم.

وي افزود: در اين صورت در ادبيات ما حرکت رو به جلو ايجاد مي‌شود. رياضت‌کشي روحي نداريم. در چنين وضعي بايد منتقدان به ميدان بيايند و کاري انجام دهند. شاعران امروز هنوز در مفاهيمي مثل «کوچه» فريدون مشيري شعر مي‌گويند. بيش‌تر از مفاهيم مستعمل و دستمالي‌شده دهه 40 استفاده مي‌کنند و دوباره بدون ساخته شدن و بدون پرداخت آن‌ها را در کار مي‌آورند. در فضاي مجازي بايد افرادي باشند که افراد را انتخاب کنند، شاعران مطرح حضور داشته باشند و بتوانند جوانان را راهنمايي کنند.

اين منتقد ادبي در پايان وضع داستان را مانند شعر قابل تامل دانست و اظهار کرد: در داستان هم همين مشکل وجود دارد. از سال 30 تا 56، 30 شاعر را مي‌توان نام برد که شانه به شانه حرکت مي‌کردند. اما از سال 56 به اين سو شش شاعر و نويسنده هم وجود ندارند. بايد فهميد چرا آنتولوژي را تعقيب نمي‌کنيم؟ چه کسي مسوول اين اوضاع نابسامان است؟ و چرا تا کنون آسيب‌شناسي نکرده‌ايم؟


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون