جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3402- تاریخ : 1394/05/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)


تاملي در زندگي دو اديب ماندگار


نشست «در محضر حافظ» برگزار شد


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 تاملي در زندگي دو اديب ماندگار 

مهدي طوسي

اهلي:

محمد بن‌يوسف اهلي شيرازي (زاده 858 در شيراز – درگذشته 942 هجري قمري در شيراز) شاعر قرن نهم هجري قمري که در حدود سال 858 هجري قمري در شيراز زاده شد. اهلي به سال 942 هجري قمري در سن هشتاد و چهار سالگي، درگذشت. آرامگاه وي در جوار حافظ قرار دارد.

اهلي از اوان جواني به تحصيل علوم و فنون پرداخته و چون طبع شعر داشت با سرودن اشعار، شهرت يافت. او از پيروان مذهب شيعه بود که در زمان شاه اسماعيل اول صفوي، اشعاري در مدح پيامبر و خاندان او سروده‌است.

اهلي در سرودن انواع شعر استاد بود. غزليات بسيار لطيفي به سبک سعدي سروده و در قصيده سرايي و مثنويات مصنوع مهارت بسزا داشته‌است.

در مدح عليشير نوايي نيز قصيده‌اي سروده و در سفر هرات بدو تقديم کرده‌است. اهلي، مثنوي مصنوع و معروفي در 520 بيت با سه صنعت مهم: ذوقافيتين - ذوبحرين - انواع جناس، به نام داستان جم و گل سروده‌است. اين مثنوي که به سحرحلال معروف است، چندين‌بار در بمبئي، تهران و شيراز به چاپ رسيده‌است.

**

هلالي جغتائي

بَدرالدين (نورالدين) هِلالي جَغتائي اَستَرآبادي (مرگ 908) يکي از شاعران پارسي‌گوي سده 9 هجري خورشيدي بود.

برجسته‌ترين اثر او مثنوي شاه و درويش (شاه و گدا) است که به زبان آلماني نيز ترجمه شده‌است. اهميت هلالي به خاطر غزل‌هاي لطيف و پرمضمون و خوش آهنگ اوست که مجموع آن نزديک به 2800 بيت است. قصيده‌هاي هلالي کم‌ارزش هستند که يکي از آنها را در ستايش عبيدالله خان ازبک سردوه است که گويا از ترس بوده است.

وي اهل استرآباد (گرگان کنوني) و بزرگ‌شده اين شهر بود و در نوجواني به هرات رفت. نياکان هلالي اصالتاً از ترکمن‌هاي جغتائي بودند که به گرگان هجرت کرده بودند.

هلالي از پرورش‌يافتگان امير عليشير نوايي و از هم‌نشينان سلطان حسين بايقرا تيموري بود. پس از سرودن مثنوي شاه و درويش، بديع‌الزمان پسر سلطان حسين ميرزا، غلام‌بچه‌اي زيبا را که هلالي طلب کرده‌بود به عنوان انعام به وي داد.

هلالي استرآبادي شيعه بوده است، اما در تشيع متعصب نبوده و در درگيري‌هاي معمول ميان سني و شيعه در آن زمان دخالت نمي‌کرده است و همين باعث شده تا پيروان هر کدام از اين مذاهب، او را بر مذهب ديگر بدانند.


 نشست «در محضر حافظ» برگزار شد 

 
نشست «در محضر حافظ» در پرديس قلهک برگزار شد.به گزارش ايسنا، در اين نشست که با استقبال حافظ دوستان روبه‌رو شد، ابتدا دکتر الهام باقري به ارائه برنامه‌ها و تشريح فعاليت‌هاي اين انجمن پرداخت.

او اظهار کرد: انجمن دوستداران حافظ در تهران در حوزه علمي - فرهنگي برنامه‌هايي از قبيل حافظ خواني، زيبايي‌شناسي شعر حافظ، نقد ادبي، شاهنامه‌پژوهي، آشنايي با متون ادبي گذشته، آموزش داستان‌نويسي، آموزش بازيگري و ... را به‌صورت مستمر برگزار مي‌کند و سعي بر آن بوده که تمام سليقه‌ها پوشش داده شود.

وي گفت: ما نياز داريم نوجوانان نه‌تنها با حافظ، بلکه با اکثر متون درخشان ادبي آشنا شوند. بايد در نظر داشت که متأسفانه ديگر ما توليدکننده علم نيستيم و فرهنگ، صنعت و علم همگي به کشور وارد مي‌شوند؛ اما خوشبختانه در عرصه ادبيات فارسي ما هنوز توليدکننده ممتاز هستيم و جهان طالب اين متاع است. با دقت در قدمت و سير ترجمه متون ادب فارسي به زبان‌هاي اروپايي مي‌توان بر اين نکته صحه گذاشت.

در ادامه، عليرضا ابراهيمي - رييس اداره اجتماعي و فرهنگي شهرداري ناحيه 4 منطقه 3 - به نمايندگي از مجموعه شهرداري با تأکيد بر اهميت نگاه فرهنگي از سوي شهرداري تهران، افزود: تلاش ما در جهت تبديل شهرداري از يک نهاد صرفا خدماتي به نهادي با کارايي فرهنگي - اجتماعي است.

او افزود: شهرداري از فعاليت‌هاي فرهنگي حمايت خواهد کرد.

در ادامه دکتر بهادر باقري - دبير اجرايي انجمن دوستداران حافظ - درباره زيبايي‌شناسي شعر حافظ سخنراني کرد.

وي با بيان خطوط اصلي زيبايي شعر حافظ، افزود: مهندسي واژگان و به‌گزيني، بويژه ايهام، از مهم‌ترين ويژگي‌هاي شعر حافظ است. حافظ دامنه ايهام را از معنا و مفهوم سنتي و کلاسيک آن فراتر برده و شگردهاي خاصي آفريده است.

در ادامه، چند نفر از هنرمندان گروه موسيقي سازينه به سرپرستي پيمان بزرگ‌نيا (سازهاي بادي) و همراهي دامون ششبلوکي (سازهاي کوبه‌اي) و موسي موسوي (شاهنامه خواني بختياري) روي صحنه به هنرنمايي پرداختند.

پس از اجراي گروه سازينه، دکتر خيام جوکار به ارائه نکاتي درباره حافظ و موسيقي پرداخت.

او گفت: مي‌توان ادعا کرد حافظ عمر خود را بر سر موسيقي نهاد. اگر ما به موسيقي حافظ از چشم‌انداز فرماليست‌هاي روس بنگريم و موسيقي را جمع طنين و اصوات و معاني و دلالت‌هاي مرتبط با هم بدانيم ديوان حافظ موسيقايي‌ترين متن ادب فارسي است، زيرا تمام دلالت‌هاي موسيقايي قبل از خود را به شکل هنري در اين ديوان کم حجم معماري کرده است.

سپس گروه موسيقي قشقايي با حضور دامون ششبلوکي (نقاره قشقايي) و کاوه آبخيز موصولو (کمانچه) به حافظ خواني و اجراي قطعه اي از موسيقي ترکي قشقايي و تصنيف فروردين پرداختند.


 خبر ادبي 

سياوش جمادي:

نشاني از مردم در ادبيات نمي‌بينيم

سياووش جمادي گفت: شادي منعکس شده در اشعار و تاريخ، نماينده شادي در بطن مردم نيست؛ زيرا متني که در اختيار داريم از زبان آنها نيست و نشاني از وجود مردم در ادبيات نمي‌بينيم.

اين مترجم فلسفه و پژوهشگر فرهنگ، هنر و فلسفه در گفت‌و‌گو با ايسنا، درباره شادي در ادبيات گفت: در ادبيات کلاسيک ايران تا زمان سنايي و ابو‌سعيد ابوالخير، وقتي که سخن از شراب و گل و طبيعت به ميان مي‌آيد، مقصود همان شراب، گل و طبيعت است. در سبک خراساني شاعران بارها به صراحت گفته‌اند که اشعارشان متأثر از مغلق‌سرايان عرب دورانِ معروف به دوران جاهلي و خمريه سرا بوده‌ است. در اين سبک رويکرد بيشتر رويکرد جهاني است و کمتر به فضاي متافيزيکي پرداخته مي‌شود.

جمادي‌ افزود: براي مثال در شعر منوچهري، گياهان، گل، سبزه، صحرا و مجالس نوش‌خواري واقعي هستند. خود منوچهري هيچ وقت ادعا نکرده است که مقصودش از نمادهاي استفاده شده در شعرش چيز ديگري است، به اين حالت «وضع اول» يا «دلالت اول» مي‌گويند. تقريبا همزمان با سنايي کم‌کم اين حالت تغيير کرد و دقيقا مشخص نيست که چه عاملي باعث شد جامعه بسته‌تر شده و تعصب ديني و سخت‌گيري‌ها بيشتر شود. اشعار از اين پس باز با نمادهاي چشم و زلف يار و دلدار سروده مي‌شد، اما با نگاهي ديگر.

او اظهار کرد: شادي منعکس شده در اشعار و تاريخ نماينده شادي در بطن مردم نيست، زيرا متني که در اختيار داريم از زبان مردم نيست و نشاني از وجود مردم در ادبيات نمي‌بينيم. در قرون وسطي مناسبات فرهنگي، اجتماعي و... تغيير کرد، در حاليکه تا پيش از آن مناسبات رعيت- پادشاهي مانند ادبيات مصر و عرب نيز چنين است، اما در اين دوران نشانه‌اي از مردم در حکومت نيست. در واقع در اين دوره مردم صاحب حق نيستند. براي جامعه‌ي آن روز، تنها راه شادي، شادي دنيوي بود، اما پس از آن نمادها و واژه‌هاي شادي به چيزي فراتر ارجاع داده شد. به عنوان مثال به جاي استفاده از واژه پادشاه، از "ظل‌الله" استفاده کردند.

اين منتقد ادبي تصريح کرد: براي مثال حافظ براي فرار از سانسور زمانِ "امير مبارز‌الدين" که مردم به آن محتسب مي‌گفتند، از واژه‌ها به دو مفهوم استفاده مي‌کرد. در اين زمان، موسيقي و هنر که بايد روي متعالي انسان را نشان بدهند، کمابيش ممنوع يا مکروه بودند. عرفان، انسان کامل به وجود مي‌آورد. تصوير شعرِ عرفاني از آدمي، تصوير از شخصي است که هيچ اشتباهي نمي‌کند. در اين عرصه، آثار تاويلي مي‌شوند.

اين پژوهشگر ادامه داد: در سده‌ي ششم، شهاب‌الدين سهروردي در کتاب «شرح گلشن راز»، نمادها را صورت‌بندي مي‌کند، اما معادل همه نمادها وجود ندارد. به عنوان مثال حافظ در شعري مي‌گويد: «زلف آشفته و خُوي کرده و خندان لب و مست...» اين بيت کاملا تصويري دنيوي دارد و تمام نمادها معادل‌سازي نشده‌اند.

جمادي با بيان اينکه بعد از فتواي غزالي مبني بر تکفير فلاسفه، حمله مغول‌ها به ايران و غيره چند قرن مشکلات باعث شد شاعران شادي را در جاي ديگري جست‌وجو کنند، اما حافظ اين‌طور نيست، گفت: از اين پس موسيقي، هنر، شعر و ادبيات رنگ عرفاني مي‌گيرد و غم در اين دوره غم کسي نيست که غمخوار جهان باشد. ابن‌سينا به عنوان يکي از براهيني‌ترين‌ها در مقامات عارفين و همچنين رساله «حي‌ بن‌ يقظان» و «رساله‌الطير» او بهترين نمونه‌ها براي اين اتفاق است. به عنوان مثال ابن سينا در «رساله‌الطير»، انسان را مثل خارپشت در خود فرورفته مي‌داند که از خلق بريده و سر به گريبان برده و به نفس خويش مي‌انديشد و از نفس حيواني خود فاصله گرفته و به سمت مبدأيي فرا جهاني و فرا زماني حرکت مي‌کند.

اين مترجم فلسفه اظهار کرد: ابن‌سينا نفس را مجزا از جهان مي‌داند، اما روان‌شناسي و فلسفه‌ي امروز اين نظر را قبول ندارد. ابن سينا و عين‌القضات معتقدند نفس و فطرت، الهي هستند. روانشناسان معتقدند که نفس و روان از جهان مجزا نيست و سيّال در ارتباط با جان و غيره شکل مي‌گيرد.

او گفت: انسانِ عارف، غمگينِ هجران است اما اين هجران و غم، غمِ نبود انسان، جامعه‌ي مطلوب براي زندگي زميني و... نيست؛ بلکه غم فرد براي خودش است. غمي که وراي زمين و زمان است. عارف دوستاني دارد که هميشه تک‌روي مي‌کنند.

حافظ در شعري مي‌گويد «به باغ تازه کن آيين دين زردشتي، کنون که لاله برافروخت آتش نمرود»، او در اين شعر شاديِ خود را در کيشِ ديگري مي‌جويد، البته به اين معنا نيست که حافظ قصد زرتشتي شدن داشته باشد. اما از مراسم - که احتمالا چهارشنبه سوري منظورش بوده - به کيش ديگر شادي کرده است.

جمادي در بخش ديگري از اين گفت‌وگو، به شادي و شادماني ايرانيان باستان اشاره کرد و گفت: در زمان ساسانيان براي هر روز يک نغمه و موسيقي داشته‌ايم؛ اما اکنون چيزي از آن نمانده است. به‌گونه‌اي‌ که در نظم‌هاي حاصل از آن در شادترين دستگاه موسيقي که ماهور است باز غم نهفته است و اين جهان را به شکل زندان تاريک مي‌بيند. به عنوان مثال «بشنو از ني» در آغاز مثنوي مولانا ميل به برگشت دارد و از مردم و دنيا گريزان است.


 تازه‌هاي نشر 

از سوي نشر‌ آرما صورت گرفت؛

انتشار«اعترافات» محمدرضا زائري

تازه‌ترين کتاب محمدرضا زائري شامل مجموعه يادداشتي از او با عنوان «اعترافات» روانه بازار شد.

به گزارش مهر، محمدرضا زائري گزيده‌اي از يادداشت‌هاي خود را در قالب کتابي با عنوان «اعترافات» از سوي نشر آرما منتشر کرد.

اين کتاب گزيده‌اي از يادداشت‌هاي زائري است که پيش از اين در قالب دو کتاب با عنوان «حکايت بيروني» و «محرمانه مستقيم» منتشر شده بود و به گفته زائري به دليل تصميم ناشران آن بر تجديد چاپ نشدن آنها، وي گزيده‌اي از آنها در قالب اين کتاب گردآوري کرده است.زائري در بخشي از اين مقدمه خود بر اين کتاب مي‌نويسد: «ورق زدن اين نوشته‌ها بيش از هر کسي براي خود من آزاردهنده است؛ که مي‌بينم سال‌ها جوانانه و از سر خوش باوري به جاي علم آموزي و فضيلت اندوزي، سرگرم فرياد کردن هايي بوده ام که حتي به اندازه دلخوشي امروز نويسنده اش خاصيت نداشته است!

آيا پيشمانم؟ راستش نه، علي رغم همه خستگي ها و آزردگي‌ها و علي رغم همه بي‌مهري‌ها و کم لطفي‌ها هرگز از نوشتن و گفتن و فرياد کردن پشيمان نيستم. چرا که از يک طرف اين بخشي از هويت من بوده است که گفت: «گر نروم، نيستم» و از طرف ديگر هنوز رمقي اندک از اميد در دلم باقي است که شايد روزي، جايي، کسي از اين ورق پاره‌ها را بخواند و صداقت و حسن نيت و سوز جان نويسنده در دلش اثر کند و برخيزد و بشتابد و فريادي برآورد و فريادها در هم بتابد و اندک اندک قدرتي بشود براي حرکتت و بيداري و تغيير...»


انتشار 2 کتاب شعر جديد؛

مجموعه برگزيده جايزه شعر خبرنگاران منتشر شد

دو مجموعه شعر «فلافل، عاشقانه‌ها و چند چيز ديگر» و «شهريور مَرد در مرداد» از مجموعه جهان تازه شعر نشر چشمه منتشر و راهي بازار نشر شدند. به گزارش مهر، نشر چشمه به تازگي 2 مجموعه شعر با عناوين «فلافل، عاشقانه‌ها و چند چيز ديگر» و «شهريور مَرد در مرداد» را از سري کتاب هاي جهان تازه شعر به چاپ رسانده است. «فلافل، عاشقانه ها و چند چيز ديگر» سروده مصطفا غنضفري و کتاب برنده جايزه شعر خبرنگاران است. اين کتاب 50 قطعه شعر کوتاه سپيد را شامل مي شود.کتاب شعر ديگري که اين ناشر به چاپ رسانده، «شهريور مَرد در مرداد» سروده سميرا نيک نوروزي است. اين کتاب هم 46 قطعه شعر سپيد را شامل مي شود .


 نغمه 

از مجموعه شعر خبرنگاران

کشتي از همين حالا

به راه افتاده است

و سکوت تو از فردا شروع مي شود

از طنين پلک هايت

آن قدر هست

که راه بازگشت به خانه را

مشغول باشم


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون