جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3402- تاریخ : 1394/05/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)

شکلات الشعراء :
طنز مرکز دايره اي به وسعت عالم است


طنــــز


ايستگاه


شرح برعكس


 شکلات الشعراء :
 طنز مرکز دايره اي به وسعت عالم است 

 
مصاحبه ي اختصاصي با حسين گلچين :

به سراغ يکي از طنزپردازان استان فارس رفتيم و از حال و هواي طنز از ايشان سؤال کرديم، خود را شکلات الشعراء ناميده، و تاکنون اشعار طنز بسيار زيبائي سروده است، که در شيرين طنز منتشر مي شود، متن کامل مصاحبه را در ادامه مي خوانيد.

- با سلام، لطفا خودتان را بطور خلاصه معرفي نمائيد.

من «حسين گلچين» متولد يکهزار و سيصد و پنجاه و دوي شهرستان استهبان استان فارس. تا اخذ ديپلم برق (الکتروتکنيک) در زادگاهم ساکن بود؛ براي ادامه ي تحصيل به شيراز و چند سال بعد به ساري رفتم، هم اينک کارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي ام و عمدتاً به عنوان دبير آموزش و پرورش دبيرستانها مشغولم هرچند تدريس در ساير مؤسّسات و نويسندگي راديو فارس را هم تجربه کرده ام.

- از کي و چرا طنز را شروع کرديد؟

از زماني که مرتکب شعر شده ام همواره در نقد دوستان بر آثارم به رگه هاي طنز در متن اشاره شده است، از اين ديدگاه هيچ گاه از طنز جدا نبوده ام، شعرهاي طنز اندکي نيز گفته بودم ولي اينکه به صورت مستقل شعر طنز بگويم بيشتر تحت تآثير برنامه ي طنز قندپهلو بوده است.

چرا طنز؟ زيرا در طنز مستيم تر مي توان حرف زد و درد دل کرد؛ عمق گرايي معنايي و شگرف آفريني خيال، مجال بروز کمتري مي يابد و به جاي آن صميميّت حرف اوّل را مي زند، به همين دليل اين شيوه ي نوشتار با مخاطب عادي وغيرحرفه اي شعر، راحت تر ارتباط برقرار مي کند؛ فراي اين موارد، علاقه مندم در همه ي قوالب و زمينه ها طبع آزمايي کنم حتّي تعداد زيادي شعر کودک سروده ام؛ البتّه مي دانم سرايش هاي کلکسيوني مانع حرکت توسن پيشرفت مي شود ولي دلم اينگونه راضي تر است.

- چرا تخلص “شکلات الشعرا” را براي خودتان انتخاب کرديد؟

چون با دو حرف اوّلش مي توانم «شک» کنم و با سه حرف بعدي اش «لات» باشم و با کلّش«شکلات»، حلاوتي بيافرينم؛ «الشّعرا» هم که يدکي ست پيش افتاده.

- در زمينه ي طنز تاکنون چه آثاري را منتشر کرده ايد و يا در دست چاپ داريد؟

تا به حال دو مجموعه رباعي توسّط نشر فصل پنجم (که به چاپ دوم رسيده است) و نشر هنررسانه اردي بهشت (کتابي با حمايت دولتي) منتشر کرده ام در زمينه ي طنز هم بزودي مجموعه اي را در «انتشارات پارسي سرا» (که مدير مسئولش خودم هستم)، چاپ خواهم کرد.

- تاکنون در چه جشنواره هاي طنزي شرکت نموده ايد و چه مقام هايي کسب نموده ايد ؟

در جشنواره هاي تقريباً زيادي حائز مقام شده ام که شرح کاملش در وبلاگم (رباعي معاصر) درج شده است. در زمينه ي طنز، همانطور که اشاره شد مدّت زيادي نيست که شعر طنز مي گويم؛ امّا خوش اقبالانه در همين مدّت کوتاه نيز ثمره ي کارم مطلوب بوده است؛ در جشنواره ي کشوري شعر طنز با عنوان «گوله نمک» جزء نفرات نهايي بودم که در برنامه اي شبيه قندپهلو با مجريگري جناب «رضا رفيع» و داوري جنابان «فيض و بيابانکي» حضور يافتم، تجربه ي خوبي بود و مردم اصفهان هم استقبال شاياني کردند.

- نظر خود را درباره ي طنز سياسي و اجتماعي بيان کنيد و بفرمائيد کداميک بهتر در جامعه تأثير گذار است؟

طنز مرکز دايره اي به وسعت عالم است و به هر مقوله اي مي تواند بپردازد بستگي دارد که شاعر چه نحله ي فکري داشته باشد و خميرمايه ي انديشه اش چه باشد؛ بعضي در شعرشان متمرکز بر دغدغه هاي معمول زندگي شخصي اند، مثل: زن ذليلي؛ برخي به مشکلات اجتماعي نظر دارند، مانند: گراني؛ عدّه ي کمي هم بيشتر معضلات جهاني را بازتاب مي دهند و شعرشان تاريخ مصرف ندارد؛ من شبيه پاندولي بين اين همه در نوسانم. کدام اثرگذارتر؟، شعر اگر خوب مخاطبش را بشناسد و بداند به کجا شلّيک کند تيرش به خطا نمي رود و حتماً آفرينش ادبي اش مؤثّر خواهد بود.

- معني واقعي طنز را بطور خلاصه بيان کنيد.

پرسش سختي ست، من خيلي خودم رو درگير تعاريف بسته بندي شده ي سنّتي نمي کنم، تعريف هر پديده اي زماني تا حدودي کامل ميسّر است که پرونده اش بسته شود، مثل يک انسان که تا زنده است نمي توان در مورد کيفيّت بود و نمودش نظر قطعي و صائب داد ولي در کل حس مي کنم شاعران طنزپرداز نسبت به بقيّه، داراي شخصيّتي باثبات تر، اعتماد به نفس و ريسک پذيري بيشتر و جرأتي شگرفند.

- با کداميک از طنزپردازان ارتباط داريد و نظر شما درباره ي آن ها و آثارشان چيست؟

امروزه اکثراً ارتباط شعري در اينترنت صورت مي گيرد که من نيزدر حال تلمّذ از پيشگاه نخبگان طنز اين مرز و بوم هستم، ترجيح ميدهم نام شخص خاصّي را ذکر نکنم.

- آيا در شبکه هاي اجتماعي نيز فعاليت مي کنيد ؟

من با همکاري دوستان شاعرم گروهي با رويکرد عمدتاً طنز در تلگرام ساخته ايم به نام «کندو» که شاعران بويژه طنزپردازان استقبال خوبي از برنامه هاي آن داشته اند و ايده دهنده به گروههاي ادبي ديگر نيز بوده است.

- قصد شما از سرودن اشعار طنز چيست؟ آيا مي خواهيد نکات خاصي را بوسيله ي طنز بيان کنيد و يا فقط جهت سرگرمي شعر طنز سرايش مي کنيد؟

قصد بدي ندارم، ما هم اين گوشه نشسته ايم و هر از گاهي اگر نوبت شد يک مِن و مِني مي کنيم همين. شعر مي تواند سرگرمي هم باشد البتّه از نوع طاقت فرسا؛ شعر براي من خودِ زندگي ست.

- اشعار طنزي که در شبکه هاي مجازي منتشر مي شود را چطور ارزيابي مي کنيد؟

شبکه هاي اجتماعي نوعي «کن فيکون» است و يقيناً براي کسي که بداند چگونه از اين ظرفيّت غني بهره ببرد بسيار سودمند است، من اين فضا را از انجمن هاي شعر مفيدتر مي دانم و در اين گستره ي ادبي شعرهاي خوب فراوانند؛ هرچند مثل هر فضاي ديگري آسيبهاي خاص خودش را هم دارد.

- از بستگان شما نيز کسي به طنز علاقه مند و يا مشوق شما هست؟

همسر و دخترم طبع سرايش دارند؛ از بستگان کسي شعر طنز نمي گويد؛ بيشتر مشوّقند بويژه به خاطر يکي از شعرطنزهاي جديدم با نام «مگه داريم؟، مگه ميشه؟»، که به تازگي در اينترنت پخش شده بود پيامهاي تحسين آميزي دريافت کردم.

- نظر شما راجع به ستون طنز مطبوعات و مجله هاي طنز چيست؟

ستون طنز در مطبوعات به شرطي خوب است که منحصر به فرد خاصّي نباشد چون آن فرد هر قدر هم اندوخته ي ذوقي داشته باشد به هر حال انسان است و در گير و دار روزمرّگي ها ممکن است نتواند بطور منظّم، مطلوب و در حدّ توقّعي که از اوست نقش آفريني کند؛ ولي اگر ستوني در اختيار يک تيم طنزپرداز قرار گيرد يقيناً هم نويسندگان راحت ترند و هم خوانندگان راضي تر و کيفيّت کار هم فراتر خواهد رفت.

- در پايان براي شما آرزوي موفقيت کرده و اگر نکته ي خاصي مد نظر داريد بيان کنيد.

سپاسگزارم؛ با بيتي از حافظ با شما خداحافظي مي کنم:

سال خرّم، فال نيکو، مال وافر، حال خوش

اصل ثابت، نسل باقي، تخت عالي، بخت رام.


 طنــــز 

اخبار طنز

«ماجراهاي طنز سين سينا» براي کودکان و نوجوانان منتشر شد

مجموعه سه جلدي «ماجراهاي سين سينا» نوشته معصومه يزداني، داستان‌هاي کوتاه و طنز براي گروه سني«ب» و«ج» است که ماجراهاي يک پسر بچه‌ بازيگوش به نام «سين سينا» را روايت مي‌کند.

به گزارش مهر، مجموعه سه جلدي «ماجراهاي سين سينا» نوشته معصومه يزداني، داستان‌هاي کوتاه و طنزآميز براي کودکان و نوجوانان را شامل مي‌شود که ماجراهاي يک پسر بچه‌ بازيگوش به نام «سين سينا» را روايت مي‌کند.

نخستين جلد اين مجموعه با عنوان «سين سينا کارآگاه مي‌شود» شامل 12 فصل به هم پيوسته است. در بخشي از اين کتاب مي‌خوانيم: «حالا من وسط خانه دايي بهروز ايستاده بودم. «جان‌جان» پرور هم با چشم‌هاي قرمزش زل زده بود به من. اينقدر لجم گرفته بود که يک قدم عقب رفتم، بعد هم مثل کاراته بازهاي توي فيلم‌ها يک لگد محکم به قفسش زدم. قفس افتاد روي زمين چند تا از پرهاي جان‌جان هم کنده شد. جان‌جان هم جيغ زد: «بهروز… بهروز…!»

زود قفس را گذاشتم سرجايش. پرهاي جان‌جان را هم بردم لب پنجره که بياندازمشان توي کوچه. آن وقت بابايم را ديدم که داشت چمدان را مي‌گذاشت توي تاکسي. مامانم هم در تاکسي را باز کرده بود، ولي هنوز سوار نشده بود. چون داشت فهرست غذاهايي را که نبايد به من مي‌داد بخورم، براي دايي بهروز مي‌نوشت.

يادم افتاد که ما هروقت مسافرتمان به خانه مادرجونم تمام مي‌شود و چمدان‌ها را مي‌گذاريم توي ماشين، مادرجونم يک کاسه آب مي‌ريزد پشت سرمان تا زودتر برگرديم. مي‌خواستم بروم آشپزخانه آب بياورم ولي تاکسي بوق زد. من هم ظرف آب جان‌جان را برداشتم و از پنجره ريختم پشت سر مامان و بابا. آن وقت صداي حاج آقا غلامي بلند شد که داد مي‌زد: «به…روز!» پايين را که نگاه کردم، ديدم حاج آقا غلامي با يک سنگک کنجدي خيلي دراز خيس زير پنجره ايستاده و من را نگاه مي‌کند…»

دومين جلد اين مجموعه با عنوان «سين سينا معلم مي‌شود» هم 12 فصل به هم پيوسته را دربرمي‌گيرد. «سين سينا گنج‌ياب مي‌شود» در 12 فصل، عنوان سومين جلد از اين مجموعه است. انتشارات چکه مجموعه سه جلدي «ماجراهاي سين سينا» را با شمارگان دو هزار نسخه براي هر جلد و منتشر کرده است.


اختتاميه نخستين جشنواره استاني شعر طنز «خوزخند» خوزستان

مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان از ارسال 80 اثر از 40 شاعر طنزپرداز با گويش‌هاي مختلف به نخستين جشنواره استاني شعر طنز «خوزخند» اين استان خبر داد.

همايون قنواتي در حاشيه نخستين جشنواره استاني شعر طنز «خوزخند»، در گفت‌وگو با فارس در اهواز اظهار کرد: اين نخستين جشنواره‌اي است که در حوزه شعر طنز اتفاق افتاده و اميدواريم بتواند فضاي خوبي را براي ادبيات استان خوزستان که کمترين فضا را در اين حوزه تجربه کرده به‌وجود آورد و ساليان سال استمرار يابد.

وي با بيان اينکه اينگونه حرکت‌ها تاثير خوبي در ادبيات دارد، افزود: در اين جشنواره‌ها نقد رفتارها و کردارهاي مردم و مسئولان با زبان اديبانه‌اي بازگو و شايد نکاتي که در هر جامعه‌اي بايد به آن پرداخته شود با زبان ادبيات و ظرافت بيان مي‌شود.

مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي خوزستان، حضور در جمع شاعران طنزپرداز را بسيار لذت‌بخش دانست و اضافه کرد: در اين جشنواره 80 اثر از 40 شاعر طنزپرداز استان با گويش‌هاي مختلف به اين جشنواره ارسال شد که 17 اثر به بخش نهايي راه پيدا کرد و صادق اکبري‌نژاد، بهمن الماسي‌فر و صادق مرادي به عنوان نفرات برگزيده اول تا سوم نخستين جشنواره استاني شعر طنز خوزخند شناخته شدند.

قنواتي در پايان بيان کرد: در اين جشنواره 17 شاعر با گويش‌هاي مختلف عربي، فارسي، شوشتري، دزفولي و لري به شعرخواني پرداختند و از حبيب‌الله بهرامي، عبدالرضا ميرقائد، مهران ظهراب‌نژاد، سيدجمال در دارپور، محمدرضا نوريزاده، آرزو ولي‌پور، غلامعلي ظاهري، اردشير زاهدي، محمد شيرازي‌قاسمپور، آقاي سلحشور، زهرا بسي‌خواسته، کريم مشعلي و علي فرهادي به عنوان شاعران طنزپرداز قدرداني شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، اين جشنواره با حضور مسئولان استاني و شاعران طنزپرداز استان با معرفي برگزيده‌ها به کار خود پايان داد.


 ايستگاه 

طنز روز

همگي بنزسوار مي‌شويم!

رضا ساکي

خبر: لغو قرارداد همکاري ايران‌خودرو با شرکت پژو فرانسه

بنز و فولکس‌واگن در راه بازار ايران

لغت‌نامه:

ايران خودرو: شرکتي که روزگاري قرار بود خودروي ايراني بسازد. متخصص در مونتاژ و تلفيق انواع خودرو.

لغو: اغلب درباره کنسرت‌هاي موسيقي به کار مي‌رود.

لغو هر چيزي ممکن است اما لغو برخي چيزها مثل کاغذپاره‌هاي شوراي امنيت خيلي زمان مي‌برد.

شرکت پژو: همان که ماشين‌هايش روزگاري آتش مي‌گرفت و بعدا با موتورهايش سمند ساختند.

فرانسه: يکي از آن 1+5 ها. جايي که پاريس دارد و مي‌گويند اگر بروي پاريس حتي دلت نمي‌خواهد به نيويورک برگردي.

بنز: شنيده‌ايد که مي‌گويند مثل بنز کار مي‌کند؟ ماشيني است که مثل بنز کار مي‌کند. اين اتومبيل بعد از کمپاني تا وقتي صاحبش بميرد راه مي‌رود و خراب نمي‌شود.

فولکس‌واگن: اين هم بنز کار مي‌کند. اصلا در آلمان همه مثل بنز کار مي‌کنند.

بازار ايران: بازاري که همه دوست دارند در آن حضور داشته باشند. حالا يا به صورت رسمي يا به صورت قاچاق.

راه بازار ايران: بستگي دارد از کدام بخواهند وارد بازار ايران بشوند.

ديده شده است که حتي هواپيما در فرودگاه نشسته است و آن‌ها سوار ماشين هم شده‌اند اما در آن 30 کيلومتر آخر منتهي به تهران اتفاقاتي افتاده است. کماکان بهترين راه ورود حوالي قشم است.

اصولا با لنج خيلي خوب مي‌شود وارد شد. بهترين راه خروج هم از طريق کاميون است که فقط کمي کمردرد مي‌آورد اما شما را اين طرف بار مي‌زنند و آن طرف خالي مي‌کنند.

باقي بقاي‌تان


 شرح برعكس 

کفاشيان: آقاي وزير حواست باشه که من سه ماه است حقوقم را نگرفتم ها!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون