جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3375- تاریخ : 1394/04/04 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

نگاهي به زندگي و آثار "رابعه بلخي"
اولين زن شاعر ايران زمين

هادي حکيميان:
فرهنگ تهران کل ادبيات ايران را گرفته است


تازه‌هاي نشر


خبر ادبي


نغمه


 نگاهي به زندگي و آثار "رابعه بلخي"
 اولين زن شاعر ايران زمين 

مهدي طوسي

رابعه دختر کعب قُزداري که به رابعه بلخي هم شناخته شده‌است، شاعر پارسي‌گوي نيمه نخست سده چهارم هجري (914-943ميلادي) است. پدرش کعب قزداري، از عربهاي کوچيده به خراسان و فرمانرواي بلخ و سيستان و قندهار و بست بود. از تاريخ ولادت و مرگ رابعه اطلاعات درستي در دست نيست. آنچه قطعيست آن است که او همدوره با سامانيان و رودکي بوده و به استناد گفتار عطار نيشابوري با رودکي ديدار و مشاعره داشته است. زمان مرگ رابعه به احتمال قريب به يقين پيش از مرگ رودکي بوده است، بنابراين تاريخ مرگ او را مي‌توان پيش از سال 329 هجري قمري در نظر گرفت.

از تولد و دوران کودکي و نوجواني رابعه اطلاعي در دست نيست. تنها مدرک مستند از زندگي رابعه، روايتي‌ست که عطار نيشابوري در حکايت بيست و يکم کتابِ الهي‌نامه خويش در بحر هَزج مسدّس محذوف، در چهارصد و اندي بيت آورده است. آنچه از اين روايت برمي‌آيد آنست که رابعه دختر کعب قزداري، والي بلخ بوده و برادري بنام حارث داشته. کعب علاقه خاصي به رابعه داشته و در پرورش و تعليم او کوشا بوده و به جهت توانايي‌هاي بي‌نظير او در هنر و فنون، او را با لقب زين‌العرب (زينت قوم عرب) خطاب مي‌کرد. رابعه به استناد گفتار عطار، در سرودن شعر و هنر نقاشي به‌غايت توانمند و در شمشيرزني و سوارکاري بسيار ماهر بوده است.

پس از مرگ کعب، حارث بر تخت پدر مي‌نشيند و در يکي از بزم‌هاي شاهانه او، رابعه با بکتاش، از کارگذاران نزديک حارث ديدار مي‌کند. عطار جايگاه بکتاش در دربار را کليددار خزانه عنوان کرده است. رابعه بي‌درنگ دل به بکتاش مي‌بازد و در نهايت دايه رابعه که از علاقه رابعه به بکتاش آگاه مي‌شود، ميان آن دو واسطه مي‌شود. رابعه خطاب به بکتاش نامه‌اي مي‌نويسد و تصويري از خويش ترسيم کرده و پيوست آن نامه مي‌کند و بدست دايه مي‌سپارد تا بدو رساند. چون بکتاش نامه رابعه را مي‌خواند و تصوير اورا مي‌بيند بدو دل مي‌بازد و نامه‌اش را پاسخ مي‌دهد. اين نامه‌نگاري‌هاي پنهاني ادامه پيدا مي‌کند و رابعه اشعار فراواني خطاب به بکتاش ضميمه نامه‌ها کرده و براي او مي‌فرستد.

بر اساس روايت عطار، روزي لشکر دشمن به حوالي بلخ مي‌رسد و بکتاش به همراه سپاه بلخ به نبرد مي‌رود. رابعه که تاب بي‌خبري از وضعيت بکتاش را ندارد، با لباس مبدل و روي پوشيده، پنهاني در پس سپاه بلخ به ميدان جنگ مي‌رود. بکتاش در گيرودار نبرد زخمي مي‌شود و رابعه که جان بکتاش را در خطر مي‌بيند، شمشير کشيده و به ميانه ميدان مي‌رود و پس از کشتن تعدادي از سپاهيان دشمن پيکر نيمه جان بکتاش را بر اسب کشيده از مهلکه نجات مي‌دهد.

در روايت عطار، رابعه روزي در راه با رودکي که عازم بخارا بوده ديدار مي‌کند. رودکي شيفته توانايي رابعه در سرودن شعر مي‌شود و اورا تحسين مي‌کند و با او به صحبت و مشاعره مي‌نشيند.

رابعه ظاهراً نخستين زن شاعر در تاريخ ادبيات خراسان بزرگ مي‌باشد که شعري از او به ثبت رسيده.

نقل شده چون ابوسعيد ابوالخير داستان زندگي اورا شنيد فرمود:

من اين جانب رسيدم و از حال دختر کعب پرسيدم که عارف بوده است يا عاشق؟ جواب دادند اشعاري که بر زبان او جاري بوده دليل اين است که در عشق مجازي، ايجاد اينقدر سوز و گداز ممکن نيست، در شعر او هزل اصلاً وجود ندارد بلکه در همه جا او ذات قديم (جلَّ شأنهُ) را خطاب کرده است.

از رابعه جز هفت (به روايتي يازده) غزل و قطعه در دست نيست. ظاهراً تمامي اشعار وي بدست برادرش حارث معدوم گرديده و الباقي در گذر زمان از بين رفته است. اما قليل اشعار بازمانده از وي بيانگر ذوق سرشار وي و تسلط او بر سرايش شعر است. رابعه را مادر شعر پارسي خوانده‌اند. او بحور و اوزاني را وارد شعر پارسي نموده که تا پيش از آن کسي در آن اوزان شعر نمي‌سروده است.


 هادي حکيميان:
 فرهنگ تهران کل ادبيات ايران را گرفته است 

 
نويسنده رمان برج قحطي مي‌گويد: مساله اصلي در ناکامي ادبيات بومي در ايران اين است که فرهنگ بومي نتوانسته در کشور ما جايگاه خودش را پيدا کند و فرهنگ غالب تهراني در همه جا خودش را نفوذ داده است.

به گزارش مهر، رمان برج قحطي تازه ترين رمان منتشر شده از هادي حکيميان است که با موضوع انقلاب اسلامي در شهر يزد تاليف و از سوي موسسه فرهنگي شهرستان ادب روانه بازار شده است.

حکيميان در گفتگو با مهر درباره اين رمان به پيشنهاد مرحوم امير حسين فردي براي تاليف آن اشاره کرد و گفت: در پاييز سال 84 براي يک نشست نقد ادبي به حوزه هنري تهران آمده بودم که آقاي فردي را ديدم و ايشان ايده جشنواره داستان انقلاب را براي من شرح داد. در آن ديدار آقاي فردي به اين مساله اشاره کرد که در تهران افراد زيادي براي نوشتن داستان با موضوع انقلاب وجود ندارد و خوب است که شهرستان‌ها نيز از ظرفيت ادبي خود براي خلق رمان با موضوع انقلاب اسلامي استفاده کنند و در همين زمينه چون مجموعه داستاني از من را هم خوانده بودند و مي‌دانستند که رشته درسي من تاريخ است، پيشنهاد کردند که رماني با موضوع انقلاب اسلامي در يزد بنويسم.

وي افزود: ايده ايشان در ذهن من بود تا اينکه پس از دوره تحصيلي کارشناسي ارشد و در سال 89 شروع به نوشتن رمان«برج قحطي» با موضوع انقلاب اسلامي در يزد کردم که حوادث و وقايع زيادي را هم دربر مي‌گرفت و همين باعث شد که نوشتنش نزديک به 5 سال زمان ببرد و در اين مدت 10 نوبت نيز آن را بازنويسي کردم.

مدير دفتر آفرينشهاي ادبي حوزه هنري يزد در ادامه گفت: پايان‌نامه تحصيلي من در دوره کارشناسي ارشد با موضوع تحولات سياسي و اجتماعي شهر يزد در دوره پهلوي تاليف شد و در کنار آن من يکسال نيز در مرکز اسناد کتابخانه مجلس شوراي اسلامي در بخش «عرايض» به فهرست نويسي از نامه‌هاي بر جاي مانده از اين دوران مشغول بودم. در اين مدت به اين نتيجه رسيدم که در مورد بسياري از حوادث تاريخي در کشور ما چيزي جز برخي اظهارنظرهاي رسمي امروزه بر جاي نمانده است اما بخش مهمي از تاريخ معاصر ما گفتگوهايي است که دهان به دهان چرخيده تا به ما برسد و برخي از آنها نيز در قالب نامه ها و نوشتارهاي غير رسمي بر جاي مانده است که ميتواند در رمان دستمايه خلق اثر قرار بگيرد.

حکيميان در ادامه به مساله واژگان بومي شهر يزد براي استفاده در رمان اشاره کرد و گفت: من سعي کردم برخي از اصطلاحات بومي شهر يزد را که در ميان نسل امروز کاربرد کمتري دارد را در اين رمان بازسازي کنم. به واقع تعمد داشتم که اگر واژه محلي مناسبي در اختيار ما هست از آن در رمان استفاده شود چون بسياري از اين واژه ها نه تنها بومي نيست بلکه ريشه در زبان کهن دري فارسي دارد و بايد حفظ شود.

اين نويسنده جوان در ادامه به مشکلات نويسندگان جوان غير تهراني اشاره کرد و گفت: مساله اصلي در ناکامي ادبيات بومي در ايران اين است که فرهنگ بومي نتوانسته در کشور ما جايگاه خودش را پيدا کند و فرهنگ غالب تهراني در همه جا خودش را نفوذ داده است.

اين مساله باعث شده که ما در شهرهاي کوچک نويسندگان خوبي داشته باشيم اما آنها قادر به استفاده از واژگان مطلوب خودشان نباشند و تحت تاثير تلويزيون دايره واژگاني خود را تعريف کنند. اين مساله باعث شده که خرده فرهنگها و لهجه‌ها له شوند و تحت تاثير فرهنگ مرکز و پايتخت تغيير پيدا کنند.

وي در همين زمينه گفت: شهر مشهد با همه عظمت و تاريخ خود هنوز رمان خودش را ندارد و يزد هم البته همين طور است. بسياري از نويسندگان غير پايتخت نشين تنها سعي دارند با الگو و زبان معيار که از تلويزيون ياد گرفته‌اند و براي خوش آمد جشنواره‌ها اثر توليد کنند که نااميد کننده است. البته در دهه هفتاد حرکتها و حمايتهايي از خلق ادبيات بومي ايران شد اما به فراموشي سپرده شد و الان دوباره مشکل ما عدم حمايت جدي از نويسندگاني است که سعي مي‌کنند در فضاي غير از تهران به خلق اثر بپردازند.


 تازه‌هاي نشر 

چند کتاب تازه براي بچه‌ها منتشر شد

چند کتاب تازه براي کودکان و نوجوانان منتشر شد.

به گزارش ايسنا، مجموعه داستان «هويج‌بستني» نوشته فرهاد حسن‌زاده، رمان «جنايتکار اعتراف مي‌کند» نوشته مهدي رجبي، رمان «فلورا و اوليس» نوشته کيت دي‌کاميلو با ترجمه کيوان عبيدي آشتياني، رمان «آقاي هنشاو عزيز» نوشته بورلي کلي‌يري با ترجمه پروين علي‌پور و «سرگذشت پزشکي در ايران» نوشته ياسر مالي و احسان رضايي کتاب‌هايي هستند که به تازگي در نشر افق به چاپ رسيده‌اند.

مجموعه داستان نوجوان «هويج‌بستني» نوشته فرهاد حسن‌زاده با 10 داستان از جمله: فيلم ترسناک، تعطيلات نوروزي در فرانسه و حومه، فقرا و رفقا و چندتا چيز کوچولو، بابالنگ‌دراز عزيزم، اشرف مخلوقات در قبرستان ديجيتالي، حافظ آنلاين، مشترک مورد نظر غش کرده است! و دوست کيلويي چنده؟ همراه است.

در يادداشت پشت جلد کتاب مي‌خوانيم: «خيلي‌ها معتقدند هويج براي چشم مفيد است. شايد هويج‌هاي پنهان در صفحه‌هاي اين کتاب هم بينايي شما را تقويت کنند تا دور و برتان را بهتر ببينيد و از کنار چاله چوله‌هاي روزگار بي‌تفاوت نگذريد.»

**

رمان نوجوان «جنايتکار اعتراف مي‌کند» نوشته مهدي رجبي در 139 صفحه، منتشر شده است.

بخشي از داستان: «همان شب برق آسانسور قطع شد. در تاريکي فقط چشم‌هاي‌شان را مي‌ديدم. با پنجه‌هاي تيزشان به من حمله کردند و تمام صورت و دست‌هايم را خراشيدند. احساس مي‌کردم سه چهار ساعت است توي آسانسور گير کرده‌ام، اما وقتي همسايه‌ها مرا بيهوش از توي آسانسور بيرون آوردند، گفتند فقط سه دقيقه طول کشيد تا در آسانسور را باز کنند.»

**

رمان «فلورا و اوليس» نوشته کيت دي‌کاميلو با ترجمه کيوان عبيدي آشتياني که برنده مدال طلاي نيوبري 2014 شده در 259 صفحه، به چاپ رسيده است.

کيت دي‌کاميلو براي رمان «موش کوچولو» (ترجمه زنده‌ياد حسين ابراهيمي الوند) نيز برنده مدال طلاي نيوبري شده است.

يادداشت پشت جلد کتاب :«فلوراي ده‌ساله از داستان‌هاي مادر نويسنده‌اش خوشش نمي‌آيد. مادرش هم فکر مي‌کند او دختري عجيب و غريب است. فلورا سنجابي را که حرف مي‌زند و پرواز مي‌کند از توي جاروبرقي همسايه نجات مي‌دهد. حالا همه دست به دست هم داده‌اند تا سنجاب را از خانه بيرون کنند. اما فلورا مگر مي‌گذارد کسي او را از سنجاب عزيزش جدا کند؟

وقتي پدر و مادرش از هم جدا مي‌شدند، کسي نظر او را نپرسيد اما اين بار همه چيز فرق مي‌کند...»

**

رمان «آقاي هنشاو عزيز» نوشته بورلي کلي‌يري با ترجمه پروين علي‌پور که برنده مدال طلاي نيوبري 1984 شده و جايزه‌هاي ديگري همچون جايزه انجمن کتابداران آمريکا، جايزه کريستوفر و جايزه کتاب کودک ماساچوست را به خود اختصاص داده در 110 صفحه، تومان انتشار يافته است. يادداشت پشت جلد کتاب: «پدر و مادر لي از هم جدا شده‌اند و او در مدرسه جديد هيچ دوستي ندارد. بدتر از همه اينکه هر روز کسي خوشمزه‌ترين خوراکي ظرف ناهارش را کِش مي‌رود!

وقتي معلم از بچه‌ها مي‌خواهد به نويسنده مورد علاقه‌شان نامه بنويسند، او به آقاي هنشاو نامه مي‌نويسد و آقاي هنشاو جواب نامه‌اش را مي‌دهد! اما لي نمي‌داند که آقاي هنشاو نويسنده‌اي معمولي نيست.»

**

«سرگذشت پزشکي در ايران» نوشته ياسر مالي و احسان رضايي از مجموعه فرهنگ و تمدن ايراني با بخش‌هايي همچون: پيشگامان پزشکي ايراني، پزشکي زرتشتي، ظهور جندي‌شاپور، ورود اسلام، عصر ترجمه، عصر تأليف، رازي و ابن سينا، حمله مغول، پزشکي صفوي، ورود طب جديد و پزشکي معاصر همراه است.

يادداشت پشت جلد کتاب: «از زماني که انسان بوده، بيماري هم بوده و تلاش براي درک و درمان آن بنابراين پزشکي را مي‌توان قديمي‌ترين دانش تاريخ دانست. «سرگذشت پزشکي در ايران» از مجموعه فرهنگ و تمدن ايراني است که مي‌کوشد با نثري روان و تصويرهايي گويا با عموم خوانندگان ارتباط برقرار کند.»


«سي و شش وضعيت نمايشي» به چاپ ششم رسيد

چاپ ششم کتاب «سي و شش وضعيت نمايشي» تأليف ژرز پولتي با ترجمه سيدجمال آل احمد و عباس بياتي از سوي انتشارات سروش وارد بازار نشر شد. به گزارش ايبنا به نقل از روابط عمومي انتشارات سروش، کتاب حاضر ترجمه يکي از منابع مهم در زمينه ادبيات دراماتيک است. يکي از نکات قابل توجه کتاب اين است که نويسنده اين اثر نمايشي ادعا دارد که همه رخدادهاي عاطفي در سي‌و‌شش وضعيت مختلف تعريف شده است و رخدادي خارج از اين سي و شش وضعيت وجود ندارد. شرايط عاطفي مختلفي مثل بلا، لابه، عشق، تعقيب، جنون، ايثار در راه آرمان، همه چيز فداي هوس، جنايت عشقي، عشق به دشمن، جاه طلبي، حسادت بيجا، قضاوت اشتباه، پشيماني و بازيابي گم‌‌شده از اين دست‌‌ هستند.

نويسنده هر وضعيت را تعريف کرده و در ذيل هر وضعيت، عوامل شکل‌‌ دهنده آن وضعيت آمده است و نمونه‌‌هايي از آن وضعيت در داستان‌هاي کلاسيک نيز ذکر شده است. همين‌طور هر وضعيت به بخش‌هاي فرعي تقسيم شده است. اين وضعيت‌ها براي نويسندگان رمان، نمايشنامه و داستان کوتاه سکوي پرشي است تا بتوانند درون‌‌مايه داستان خود را بيافرينند. نويسنده کتاب در بخشي از مقدمه خود تلاش‌هايي را که پيش از او در دسته بندي وضعيت‌هاي نمايشي صورت گرفته يادآور مي شود و ظفرمندانه‌ترين اين تلاش ها را متعلق به ژرار دو نِروال مي داند که به «قانون سي و شش وضعيت نمايشي» وي نزديک شده و بيست و چهار کنش نمايشي را پيدا کرده است.


 خبر ادبي 

باز هم «خاله سوسکه» سوژه شد

نويسنده کتاب «دريچه‌اي به ساختارشناسي افسانه-متل بز زنگوله‌پا» اين‌بار به سراغ «خاله سوسکه» رفته و بنا دارد اين افسانه فولکلوريک را مورد بررسي قرار دهد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، روح‌الله پورعمراني در يکي از تازه‌ترين آثار پژوهشي خود بنا دارد افسانه-متل «خاله سوسکه» را به لحاظ جامعه‌شناسي بررسي کند و «همسرگزيني» توسط زنان را محور اصلي اين پژوهش قرار دهد.

او اظهار کرد: حق انتخاب همسر و شريک زندگي توسط زنان در زمره مقولاتي است که حتي جامعه فعلي ما هم روي خوشي به آن نشان نمي‌دهد. ولي در طول اين افسانه بارها و بارها شاهديم که «خاله سوسکه» خطاب به افراد مختلف مي‌گويد: «مي‌روم بر همدون، شو کنم بر رمضون»‌. اگرچه اين خواسته او در ميان حوادث داستان گم مي‌شود، ولي در نهايت او انتخاب‌گر شريک زندگي خود است. پورعمراني تصريح کرد: خود من در داستان‌ها، به شخصه به غير از ازدواج «تهمينه و رستم» که در «شاهنامه» فردوسي آمده است، در اين زمينه زني را تا اين اندازه مختار نديده‌ام.

بنابراين درصددم با نگاه جامعه‌شناختي به سراغ اين اثر فولکلوريک بروم و موضوع «همسرگزيني» را دستمايه کارم قرار دهم.

او پيش‌تر کتاب «دريچه‌اي به ساختارشناسي افسانه-متل بز زنگوله‌پا» را نوشته است. اين اثر که توسط انتشارات تيرگان منتشر شده، به گفته نويسنده، به زودي به چاپ دوم مي‌رسد. «روجا» ديوان اشعار مازندراني نيما يوشيج از تازه‌هاي پژوهشي اين محقق ادبي است که بناست توسط نشر رسانش نوين که در زمينه تاريخ و فرهنگ ادبيات مازندران در تهران فعال است راهي بازار شود.

پورعمراني گفت: نيما يوشيج داراي دفتر شعري به نام «روجا» است که 456 رباعي مازندراني را با لهجه نور و کجور دربرمي‌گيرد. خوانش اين ديوان که به لهجه مازندراني سروده شده براي اغلب مازندراني‌ها هم سخت است چه رسد به ديگران. بنابراين من با آواشناسي و برگردان فارسي امکان خوانش اين ديوان را براي مخاطبان بيش‌تري فراهم کرده‌ام.

بنا به گفته روح‌الله پورعمراني، اغلب اشعار اين ديوان طبيعت‌گرا، عاشقانه و يا داراي مضامين اجتماعي و فلسفي هستند.


«آفريده‌ي عشق و مرگ»، داستان دو انسان در فراسوي هر حد و مرز

کتاب «آفريده‌ي عشق و مرگ» نوشته گابريله اليوت است که توسط شادي ابراهيمي ترجمه شده است. به گزارش ايلنا، کتاب «آفريده‌ي عشق و مرگ» با عقد قرارداد با نويسنده اثر و خريد حق انتشار ترجمه فارسي آن در ايران، توسط اين نشر افق منتشر شده است. اين کتاب صد و دهمين عنوان ادبيات امروز است. عناوين فصل‌هاي اين رمان، به نام 4 جهت اصلي جغرافيايي هستند و به ترتيب عبارت‌اند از: شرق، شمال، غرب، جنوب.

گابريله اليوت متولد 1955 در سوئيس است و از نويسندگان معاصر آلماني زبان است. اليوت «آفريده‌ي عشق و مرگ» را در سال 2003 نوشته است.


 نغمه 

رابعه بلخي

عشق او باز اندر آوردم به بند

کوشش بسيار نامد سودمند


عشق دريايي کرانه ناپديد

کي توان کردن شنا اي هوشمند


عشق را خواهي که تا پايان بري

بس ببايد ساخت با هر ناپسند


زشت بايد ديد و انگاريد خوب

زهر بايد خورد و انگاريد قند


توسني کردم ندانستم همي

کز کشيدن سخت تر گردد کمند


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون