جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3375- تاریخ : 1394/04/04 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


توانائي خنديدن به مشكلات در كوتاهترين زمان

بازي محلي
قايم باشك


يادداشت


خواندني


دانستني‌ها


آيينه شهر


 توانائي خنديدن به مشكلات در كوتاهترين زمان 

 قسمت دوم و پاياني

شادي:

‌ابراهام لينكلن گفته است « اغلب مردم تقريباً به همان اندازه شاد هستند كه انتظارش را دارند».

در واقع آن چه كه در زندگي براي ما رخ مي دهد آن قدر تعيين كننده شادي ما نيست بلكه بيشتر نوع واكنش ما نسبت به رخدادها ست كه نقش تعيين كننده دارد.

‌اما شاد بودن هميشه آسان نيست. شاد بودن مي تواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در صحنه زندگي باشد و گاه مي تواند تمام پا فشاري‌ها، انضباط فردي و تصميماتي را كه براي خود فراهم آورده ايم مخدوش كند.

‌از آنجائي كه انسان افكار و انديشه هاي خود را بر مي گزيند الزاماً تعيين كننده ميزان
شادي هاي خويش است.

براي شاد بودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم اما ما غالباً بر عكس عمل مي كنيم.

اغلب تعريف ها و تمجيدها را ناشنيده مي گيريم اما حرف‌هاي ناخوشايند را مدت‌ها در ذهن نگه مي داريم.

‌اگر اجازه بدهيد كه يك تجربه يا يك حرف ركيك ذهن شما را به خود مشغول كند خود شما از عواقب آن رنج مي بريد يادتان باشد كه شما زير سلطه ذهن خود هستيد.

‌اغلب مردم تعريف و تمجيدها را ظرف چند دقيقه فراموش مي كنند اما يك اهانت را سال‌ها به خاطر مي سپارند.

آن‌ها مانند اشغال جمع كن هائي هستند كه هنوز توحيني را كه سال پيش به آن‌ها شده است با خود حمل كنند.

‌لازمه شاد زيستن، جستجوي زيبائي و خوبيهاست.

كازانتزا كيس گفته است:

« قلم و رنگ در اختيار شماست بهشت را نقاشي كنيد و بعد، وارد آن شويد»

كمال و شادي:

‌علت غمگيني انسان آن است كه زندگي بدانگونه اي كه او مي خواسته نيست.

زندگي ما آرمان‌هاي او جور در نمي آيد و در نتيجه او را غمگين و افسرده مي سازد.

‌ما مي گوئيم: « من وقتي خوشحال خواهم بود كه ...» اما زندگي هم شادي و نشاط دارد هم محروميت و عجز، زندگي گاهي تصاحب هدف است و گاهي دور ماندن از آن بنابراين تا وقتي كه بگوئيم من وقتي خوشحال خواهم بود ....» فقط خود را فريب داده ايم.

‌هر يك از ما براي شاد زيستن به يك تصميم نياز داريم مي توانيم هر روز براي خود خاطر نشان كنيم كه وقت محدودي در اختيار داريم تا از اين عمر كوتاه بيشترين بهره را ببريم و مي توانيم به دور از زمان حال، در اميد آينده بهتر باشيم؟

مقابله با افسردگي:

‌همه اوقاتي را تجربه كرده ايم كه زندگي در نهايت دشواري خود بوده است تنها مانده ايم، قدرت باز پرداخت بدهي هاي خود را نداشته ايم كار خود را از دست داده ايم يا يكي از عزيزانمان از دست رفته است در اين مواقع حتي فكر نمي كرديم كه بتوانيم تا هفته ديگر دوام بياوريم اما به هر ترتيبي بود دوام آورديم. ‌حقيقت اين است كه ما اغلب مسائل را پيش از اندازه بزرگ مي كنيم بدترين اتفاقي كه ممكن است روي دهد احتمالاً بسيار ناراحت كننده است اما پايان دنيا نيست.

‌شادترين افراد مصائب و سختيها را به منزله تجارب با ارزش يادگيري قلمداد مي كنند و مي دانند كه اين آزمايشهاي سخت از آن‌ها انسان‌هايي آبديده خواهد ساخت، ديگر چه مي توان كرد؟

‌شايد بهترين راه براي احساس بهتر داشتن، انجام كاري براي ديگران باشد. نگراني و ترحم پيش از اندازه به حال خود، نتيجه اشتغال به خويشتن است.

شوخي:

‌وقتي كه مي خنديم همه چيز به نفع جسم و ذهن ما پيش مي رود آندرفيني كه در مغز تخليه مي شود به ما احساس « پرواز طبيعي » مي دهد و با ذهن سيستم تنفسي درست مانند زماني مي شود كه به ورزش دو پرداخته ايم.

‌خنده درد را تسكين مي دهد

ما تنها زماني مي توانيم بخنديم كه آسوده خاطر باشيم و هر چه ميزان اين آسودگي بيشتر باشد درد را كمتر احساس خواهيم كرد.

‌هنر شاد بودن مستلزم توانائي خنديدن به مشكلات در كوتاهترين زمان ممكن پس از وقوع آن‌هاست شخصي كه در موقعيت بدي قر ار مي گيرد ممكن است تا دو سال از خنديدن امتناع كند. ديگري ممكن است تا دو هفته گريه و زاري را كنار بگذارد و شروع به خنديدن كند و بنابراين نفر اول پنجاه مرتبه بيشتر از دومي در بيچارگي و غم باقي مي ماند و اين انتخاب خود اوست.

‌بياييدگاه و بي گاه براي خود خاطر نشان كنيم كه ما انسان هستيم و مانند تمام انسان‌هاي ديگر ممكن است كارهاي احمقانه از ما سربزند. اگر توقع شما بي عيب و نقص بودن و كمال است به اين سياره تعلق نداريد.

‌از كودكان بياموزيم. كودكان بطور طبيعي و بدون احساس خجالت تقريباً به همه چيز مي خندند. بچه ها به عطش سيري ناپذير نشاط و شادي قدم به اين جهان مي گذارند.

‌اما بزرگسالان وقت فراواني را صرف محدود كردن خنده هاي كودك مي كنند و مدام به او تذكر مي دهند: سر كلاس باصداي بلند نخندند و غيره تا اينكه قسمت اعظم اين صليب خاطر خود به خودي از كودك گرفته مي شود.

يكي از مسئوليت‌هاي ما در مقابل ديگران آن است كه از زندگي لذت ببريم زيرا با شاد بودن احساس بهتر و كارآئي بيشتر خواهيم داشت و ديگران نيز از مصاحبت با ما احساس رضايت و خرسندي خواهد كرد. پس بياييد شادتر باشيم.

ويستا


 بازي محلي
 قايم باشك 

 
قايم باشک (جاو گردونگ)

اهداف بازي: افزايش سرعت، چابکي، عکس العمل، تيزبيني و دقت به اطراف

تعداد بازيکنان: 4 نفر به بالا

ابزار بازي: به ابزاري نياز ندارد

محوطه بازي: فضاي باز

شرح بازي: اين بازي در محيطي باز در حالي که مکان هايي براي مخفي شدن وجود دارد (به دو روش گرفتن و ديدن) انجام مي گيرد.

ما در اين جا به نوع گرفتن يا لمس کردن مي پردازيم.

در آغاز بازي يک نفر از بچه ها با روش قرعه کشي به عنوان گرگ انتخاب مي شود. او کنار ديوار چشمش را مي بندد، بقيه بازيکنان هر کدام در ايي پنهان مي شوند و شخصي که چشمش را بسته است تا شماره 20 مي شمارد و بعد چشمانش را باز مي کند و دنبال افرادي که مخفي شده اند، مي رود و اگر بتواند يکي از بچه ها را پيدا کند و دستش را به بازيکن بزند، برنده مي شود.

آن شخص بايد جاي گرگ را بگيرد و چشم ببندد، ولي اگر نتواند بچه ها را پيدا کند و بچه ها خودشان را به جايگاه نشانه برسانند، شخص گرگ شده دوباره بايد چشم ببندد و بازي دوباره آغاز شود. اين بازي تا خسته شدن گروه ادامه دارد.

يادآوري: شخصي که چشمش را بسته است به جاي شمارش از يک تا بيست مي تواند از اين شعر زير نيز استفاده کند:

«ده، بيست، سي، چهل، پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد، نود، صد، حالا که رسيد به صدتا، ما مي گوييم سيصدتا، هاجر خانم حاضر باش من آمدم به کنکاش، دستمال آبي بردار، پر از گلابي آبدار.»


 يادداشت 

ريشه هاي فرهنگ كم كاري و تنبلي ،در دوران نوجواني

مهسا خدامراد

تنبلي به معناي تن پروري، بي كاري، كاهلي و سستي يا به آينده محول کردن کاري که تصميم به اجراي آن گرفته ايم،
مي باشد.

به طور کلي، به تعويق انداختن کار، رفتاري ناپسند و ناراحت کننده است که پيامدهاي ناخوشايندي در بر دارد و هرگز نمي‌توان از تاخير در انجام کارها، به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد. اهمالکاري به هر شکلي که باشد، رفتاري نامطلوب و نکوهيده است که بتدريج در وجود انسان به صورت عادت درمي آيد. پس با آن مبارزه کنيد، زيرا پيامدهاي تاخير در کار، براي خود شخص نيزرنج آور است و احساسي که از اين تاخير در او ايجاد مي شود، علاوه بر زيانهاي پيش بيني شده و نشده، شرمساري و بيزاري از خويشتن را نيز در بر دارد.

تنبلي در بين سنين مختلف هست از كودكان گرفته تا بزرگسالان و اين تنبلي در خيلي از جاها به ما آسيب مي رساند و ما را از خيلي كار ها عقب مي اندازد مثلا يكي از بلاهايي كه تنبلي به سر ما مي آورد اين است كه موجب بي تحركي مي شود كه همين بي تحركي موجب چاقي و چاق شدن باعث اين مي شود كه از خيلي از كارها عقب بيافتيم.

يا كاري كه به ما محول شده بخاطر تنبلي كه داريم به تاخير بياندازيم و انجام ندهيم.

جوان و نوجوانان ما بايد بدانند كه گرايش به تنبلي يك عادت است و تغيير دادن عادت ها خيلي سخت اما همين ترك كردن عادت هاي تنبلي مي تواند لذت بخش هم باشد.

هر بار كه در انجام كاري موفق مي شويد به توانايي خود بيشتر ايمان مي آوريد. فقط كافي است در اين كار مصمم باشيد و باور كنيد كه مي توانيد از شر تنبلي خلاص شويد.

نوجواني كه قرار است در جامعه مستقل باشد بايد براي رسيدن به اهداف ، استقامت در برابر سختي ها را خوب بياموزد و قبل از هر چيز دست از تنبلي بردارد.

تنبلي مي تواند يكي از مشكلات شخصيتي نوجوانان باشد كه خيلي از پدر و مادرها را نگران آينده فرزندان مي كند. البته شايد بهتر باشد اين مشكل را فقط به نوجوانان نسبت ندهيم زيرا به نظر مي آيد تنبلي گريبان بسياري از ما بزرگسالان را هم مي گيرد و صد البته كه مانع بزرگي براي موفقيت محسوب مي شود.

همين شيوه غلط رفتاري در سنين نوجواني است كه امروز فرهنگ كار در كشور ما دچار رخوت و سستي گرديده است.داشتن 30 تا 120 دقيقه كار مفيد در روز بيانگر اوضاع و احوال فرهنگ كار در جامعه مي باشد.شايد تنبلي هاي امروز كودكان و نوجوانان ما از سوي والدين و اطرافيان مسئله مهمي نباشد اما اين خرده رفتارها موجب شكل گيري ناهنجاري بزرگي در آينده زندگي شخصي و اجتماعي آنها مي گردد.

توجه به اين مهم از وظايف اصلي والدين مي باشد تا از سنين پايين راه و روش كار كردن و فعال بودن در امورات مختلف را به فرزندان بياموزند و الگوي رفتاري آنها را از همين مرحله آغاز كنند.


 خواندني 

هفت گام تا موفقيت

موفقيت

قسمت پنجم

5.مسئوليت زندگي ات را بپذير

احتمالا ما افراد زيادي را ديده ايم كه به جاي پذيرش تمام و كمال مسئوليت زندگي خود به ويژه اشتباهات و شكست هايشان،مدام دنبال مقصري مي گردند كه همه بار مسئوليت را روي سر وي آوار كنند؛از پدر و مادر و دوستان گرفته تا مدرسه ،دانشگاه،اجتماع،وضعيت اقتصادي و .... در مقابل اين افراد،«ديگران»در اشتباهات و شكست هاي آن ها مقصرند و خودشان همواره قرباني بوده اند و اگر اوضاع بهتر بود يا در جاي ديگري زندگي مي كردند يا پدر و مادرشان طور ديگري بودند يا به مدرسه و دانشگاه بهتري رفته بودند.آنگاه به جاي فردي شكست خورده،هم اكنون موفق ترين فرد روي زمين بودند.هر يك از ما،مسئول زندگي خود هستيم و آن چيزي كه احتمالا بهتر بتوانيم كنترل كنيم،خودمانيم؛پس به جاي ملامت ديگران،بهتر است كمي بيشتر به خودمان توجه كنيم،ريشه اشتباهات و شكست ها را قبل از هر چيز و هر كس در خود جست و جو كنيم و از اشتباهات و شكست هاي خود درس بگيريم تا شايد دست كم در آينده باز از همان سوراخ،گزيده نشويم.

ادامه دارد...


 دانستني‌ها 

داروهاي تقويت هوش، ما را باهوش تر نمي کنند

دکتر محمد در دانشگاه ناتينگهام مالزي

گفته مي شود يک نفر از هر 5 دانش آموز يا دانشجو داروي تقويت هوش "مودافينيل1" را براي تقويت توان مطالعه، يادگيري و موفقيت در امتحانات مصرف مي کند. اما يک تحقيق جديد نشان مي دهد که مودافينيل نه تنها دانش آموزان سالم و معمولي را باهوش تر نمي کند بلکه اثرات منفي بر قواي ذهني آنها دارد.

دکتر احمد ظهير محمد، از دانشگاه ناتينگهام مالزي، پژوهش خود را در يک نشريه علمي بين المللي منتشر کرده او در اين پژوهش با بررسي 64 داوطلب که 32 نفر از آنها داروي مودافينيل و 32 نفر ديگر دارونما مصرف کرده بودند، آنها را با آزمون بسيار مشهور نوروسايکولوژيک تکميل جملات هالينگ مورد بررسي قرار داد. در اين آزمون از آزمودني ها خواسته مي شود پاسخ را در سريع ترين و صحيح ترين شکل ممکن پاسخ دهند. دکتر محمد دريافت که اين دارو زمان واکنش را کند مي کند و باعث مي شود افراد نتوانند در زمان مورد نظر پاسخ صحيح را به سوالات بدهند.

دکتر محمد در اين باره مي گويد: قبلا ادعا مي شد که اين دارو عملکرد شناختي ذهن را تقويت مي کند به اين ترتيب که با به تاخير انداختن تکانه ها و واکنش هاي عصبي خودکار، به ذهن شما فرصت تفکر مي دهد تا پاسخ صحيح را با کيفيت بيشتري پيدا کند. اما نتايج تحقيق نشان مي دهد که دارو تنها زمان واکنش را افزايش مي دهد (کند مي کند) بدون اينکه لزوما کيفيت پاسخ را ارتقا بخشد و عملکرد ذهن را بهتر کند.

اين تحقيق با پژوهش ديگري که توسط دکتر محمد در سال 2014 در مجله رفتار خلاق چاپ شده بود مطابقت داشت. در آن تحقيق، وي به بررسي تاثير مودافينيل بر روي تفکر جانبي و خلاق پرداخته بود نتايج نشان مي داد که اين دارو نه تنها سبب افزايش عملکرد فرد نمي شود بلکه پاسخ خلاق ناشي از تفکر جانبي را نيز کاهش مي دهد.

مودافينيل براي چه کساني مفيد است؟

تحقيقات دکتر محمد و سايرين نشان مي دهد که اين دارو شايد براي افرادي با سطح عملکرد پائين مغزي تا حدي مفيد باشد اما براي انسان هاي عادي و سالم که اکثريت جامعه را تشکيل مي دهند، نه تنها مزيت بيولوژيک نداريد بلکه حتي منجر به کند شدن زمان واکنش و عدم تغييرات محسوس در قابليت تفکر و قواي ذهني مي شود. اما در کساني که اختلالاتي در قواي ذهني و تفکر خلاق دارند، احتمالا به طور جزئي تاثيرات مطلوبي بر تقويت اين قابليت هادارد.


 آيينه شهر 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون