جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3364- تاریخ : 1394/03/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


آينده در مشت بي‌حوصلگي


کلاه بازي (نوع اول)


خبــر


خواندني


دانستي‌ها


آيينه شهر


 آينده در مشت بي‌حوصلگي 

 
پيش از همه چيز: صد رحمت به مدرسه‌ها! حداقل پنج شنبه، جمعه‌هايش به آدم مي‌چسبد!

سؤال: چرا صد رحمت به مدرسه‌ها؟

ـ جواب: حوصله‌مان سر رفته.

مقدمه:خب، واقعاً حوصله‌مان سر رفته. آخر، کليشه‌اي‌تر از اين هم مگر مي‌شود؟ خوردن، خوابيدن، چت‌کردن، حرف‌زدن با تلفن، مسافرت، بستني، گل کوچيک، صبر‌کردن براي خنک شدن هوا، علافي؛ نه، واقعاً يعني که چه؟ چرا من اين مدلي هستم. هي منتظر تابستانم، حالا هم که آمده، حرصم را در مي‌آورد.بعد از مقدمه: هيچ‌وقت سعي کرده‌اي که يک تابستان متفاوت براي خودت خلق کني، يک تابستان که براي خود خودت باشد؛ که کليشه‌اي نباشد؛که تکرار چيزهايي نباشد که سال‌هاست همه دارند انجامش مي‌دهند؛ که حوصله‌ات سر نرود در اين 3ماه داغ؛ بجنب که دارد دير مي‌شود.

مواد لازم: هدف، همت، خستگي‌ناپذيري، يک کم‌خلاقيت و کسب اجازه مامان و بابا.

شروع: اين يک گزارش است، درباره اينکه نگذاريم حوصله‌مان سر برود. درباره اينکه خلاق باشيم. يعني مي‌دانيد، منظورمان اين است که يک جور ديگر باشيم.

همانطور که اول مهر درس‌ها را با هدف شروع مي‌کنيم «حالا حتي اگر آن هدف اين باشد که مدرسه‌ها زود تمام شود!» تابستانمان هم مفيد باشد. حالا دوران دبستان را که بي‌خيال شو. اما فکر کن، از اول راهنمايي تا سوم دبيرستان 6 تا تابستان. يعني روي هم مي‌‌شود به قراري: 18 ماه. يعني در کل يک‌سال و 6 ماه. يعني ممکن است ما در اين مدت بتوانيم يک کار مهم را انجام بدهيم.

اصلاً چه کسي گفته است وظيفه و کار ما مدرسه رفتن است. ما مدرسه مي‌رويم که آينده‌مان را بسازيم.

شايد بشود در اين همه تابستان، کاري را کرد که بتوانيم ثابت کنيم بزرگ شده‌ايم، توانمند شده‌ايم. اصلاً چه کسي گفته است ديپلم گرفتن يعني بزرگ شدن. لطفاً به دوروبرتان نگاه کنيد. اصلاً اگر هم پولدار نباشيد، يا مامان، بابايتان نگذارند از خانه برويد بيرون، باز هم راهي هست که نشان بدهيد خلاق هستيد؛ که تابستانتان کليشه‌اي نباشد؛ که شايد آينده‌تان در همين روزهاي تابستاني رقم بخورد؛ که حوصله‌تان هم سر نرود؛ که هدف داشته باشيم.

بعد از شروع: ماجرا از آنجا شروع شد که پرنيان يک روز تصميم مهمي گرفت؛ اينکه برود سرکار. نشست و با خودش فکر کرد که «خب، من که همين‌طوري دارم رايانه‌هاي ديگران را تعمير مي‌کنم، پس چرا نروم سرکار؟»

صد البته که تصميمش درست بود و تقاضايش هم پذيرفته شد؛ چون او به راه دوري فکر نکرد، پيشنهاد داد که برود پيش دايي‌اش کار کند. و او درست در 15سالگي، 2 ماه از تابستان را رفت سرکار و پول در آورد. فکر کنيد! آدم در 15 سالگي خودش پول در بياورد!

مي‌گويم: اما تابستان که براي استراحت است.

مي‌گويد: اما نه هر 93روز آن!

نفر دومي که مي‌روم سراغش آنيتاست. همين پارسال بود که او با خودش فکر کرد حوصله‌اش سر رفته و دارد هنرهايش فوران مي‌کند. خب، چه کاري مي‌توانست بکند.

ياد فاميل‌شان، که نجار است، افتاد و از خانواده‌اش خواست که از آن فرد بخواهند چوب‌هاي اضافه را دور نريزد و به او بدهد. فکر مي‌کنيد آنيتا پارسال چه کار کرد؟

نشست و هي روي چوب‌ها سمباده کشيد، جعبه کادوي چوبي درست کرد و همراه مادرش رفت آنها را فروخت. مي‌بينيد چقدر راحت؟

فريبا مي‌گويد: من اگر جاي همه نوجوان‌ها بودم، تابستان‌ها کتاب مي‌خواندم، چون توي سال تحصيلي وقت نمي‌شود.

او تابستان‌هايش را آن‌طور که لذت مي‌برد پر مي‌کند. اگر دقت کنيد مي‌بينيد تابستان او هدف‌دار است.

«من تابستان‌ها کارت تبريک درست مي‌کنم، ساک دستي و عروسک‌هاي کوچک. هر سال هم پيشرفت مي‌کنم. بعد هم چون شعر را دوست دارم، روي شعرهايم کار مي‌کنم.»

فريبا مي‌گويد: «اگر ما برويم کلاس، آن چيزي را ياد گرفته‌ايم که در آن سه ماه به ما ياد داده‌اند، پس بايد روي چيزي متمرکز شويم که ادامه‌دار باشد و نتيجه داشته باشد.»

محمد هم که امسال ديگر پشت کنکوري است و دارد درس مي‌خواند، از اين تجربه‌ ها داشته است.

او مي‌گويد «نمي‌دانم تابستان‌هاي من هم خلاقانه و مفيد بوده‌اند، يا نه؟

اما من هميشه دوست داشتم توي کشتي‌سازي کار کنم. دو سال پيش با اينکه هوا خيلي گرم بود، رفتم جنوب تا ساختن لنج را ياد بگيرم، اما ديدم واقعاً از پس آن برنمي‌آيم. به همين دليل هم پارسال رفتم دنبال برق‌کاري و ديدم از آن هم خوشم نمي‌آيد، همه مي‌گويند وقتت را تلف کرده‌اي، اما به نظر خودم حداقل بخشي از زندگي‌ام هدر نرفته و حالا مي‌دانم که دنبال اين دو تا کار نروم.

خيلي‌ها، خيلي کارها کرده‌اند. خيلي‌ها اتاقک ته حياط را قرض گرفته‌اند تا يک خانه‌ کوچک براي خودشان درست کنند. خيلي‌ها رفته‌اند سرکار. سارا هم هرسال رفته است کلاس تکواندو و الآن حرفه‌اي شده است.

ديگر چه؟

پس از همه چيز: خيلي‌ها از خيلي‌هاي ديگر مي‌پرسند: تو چه‌طور آدم موفقي شدي؟

خيلي‌ها همه‌اش غرغر مي‌کنند که چرا همه‌چيز کسل‌کننده است؟ خيلي‌ها فکر مي‌کنند ديگراني که حالا موفقند حق آنها را خورده‌اند.

خيلي‌ها فکر مي‌کنند راهي براي پيشرفت وجود ندارد

چه حرف‌‌هاي کليشه‌اي!

در ادامه همه چيز:

روان‌شناس‌ها بحثي دارند به اسم مديريت زمان. آنها معتقدند که آدم‌ها اين قدرت را دارند که زمان را در مشت خودشان بگيرند و زندگي را آن‌طور پيش ببرند که دوست دارند.

آنها کتاب‌هاي زيادي در اين باره نوشته‌اند. مديريت زمان به اين معناست که ما براي لحظه لحظه زندگي‌مان برنامه داشته باشيم؛ به‌ همين دليل سر رفتن حوصله بيانگر آن است که ما بلد نيستيم زمان را مديريت کنيم. واقعيتش اين است که ما خيلي چيزها و خيلي کارها را دوست داريم انجام دهيم، اما راه و روشش را بلد نيستيم و همين مي‌شود که هم حوصله‌مان سر مي‌رود، هم عمرمان تلف مي‌شود.

منبع: ويستا


 کلاه بازي (نوع اول) 

 
اهداف بازي: افزايش سرعت، چابکي و استقامت قلبي، تنفسي و عضلاني

تعداد بازيکنان: 6 نفر به بالا

ابزار بازي: يک عدد کلاه

محوطه بازي: فضاي باز

شرح بازي:

بعد از قرعه کشي به روش گل يا پوچ، يک نفر به عنوان بازنده تعيين مي شود و شخص بازنده بايد کلاهش را در مرکز دايره بگذارد و خودش هم بدون اين که از دايره بيرون برود از کلاهش دفاع کند، او مي تواند در داخل دايره راه برود و يا بدود اگر او بتواند يکي از افراد بيرون دايره را با پا بزند، جايش را با او عوض مي کند و شخص ضربه خورده بايد کلاهش را در مرکز دايره بگذارد و از کلاه دفاع کند، ولي اگر نتواند با پايش به افراد بيرون دايره ضربه بزند، بازيکنان که به صورت پراکنده بيرون دايره هستند، سعي مي کنند که با پا کلاه را از خط دايره بيرون ببرند.

اگر بازيکني موفق شود کلاه را بيرون از دايره بيندازد، همه بازيکنان به سمت کلاه مي دوند و آن را با پا شوت و سعي مي کنند کلاه را از شخصي که داخل دايره بود، دور کنند.

شخصي که کلاهش ربوده شده، به دنبال کلاهش مي دود و سعي مي کند که کلاهش را از ديگران بگيرد؛ اگر به کلاهش برسد و آن را از چنگ ديگران درآورد، مي تواند با کلاهش بازيکنان را هدف قرار دهد و اگر بتواند با کلاه به ديگر بازيکنان ضربه بزند فرد ضربه خورده بايد داخل دايره برود و کلاهش را در مرکز دايره بگذارد و از آن دفاع کنند.

منبع:بيتوته


 خبــر 

آغاز برنامه‌هاي 9 گانه اوقات فراغت

سرپرست طرح‌هاي ملي وزارت ورزش و جوانان گفت: اجراي برنامه‌هاي 9 گانه اوقات فراغت در کشور آغاز شده است و تا پايان سال جاري ادامه مي‌يابد. داوود نوري در گفت‌وگو با (ايسنا)، افزود:از جمله برنامه‌هاي 9 گانه اوقات فراغت مي‌توان به کتابخواني، مطالعه و پژوهش(با توجه به شرايط منطقه‌اي و شهرستاني)، برنامه‌هاي ورزشي، فرهنگي- هنري با تاکيد بر آگاهي‌هاي ديني، اردوهاي جهادي، زيارتي، سياحتي، علمي و گردشگري اشاره کرد. وي در ادامه گفت: برنامه‌هاي مهارتي-آموزشي، فني-حرفه‌اي، مهارتهاي زندگي، فراغت در محيط مجازي رسانه، گفت و گوي جوانان، شناسايي، معرفي و تقدير از اختراعات و ابتکارات جوانان نيز از ديگر برنامه‌هاي پيش‌بيني شده است.

سرپرست اداره کل طرح‌هاي ملي وزارت ورزش و جوانان اضافه کرد: با هم‌افزايي از ظرفيت دستگاه‌ها براي اجراي اين برنامه‌ها بهره مي‌بريم به عنوان نمونه آموزش فني- حرفه‌اي جزو ماموريت‌هاي ذاتي سازمان فني-حرفه‌اي است البته برخي از برنامه‌ها مانند برگزاري اردوهاي هويتي را خودمان برگزار مي‌کنيم.

نوري در پايان درباره پورتال اوقات فراغت جوانان گفت:‌ فاز کارشناسي اين پورتال به پايان رسيده و منتظر اعلام نظر بخش فني درباره زمان راه‌اندازي پورتال هستيم و قرار است طي چند فاز اين کار انجام شود.


احوال‌پرسي‌ها ، بوي لايک گرفته‌اند!

حدود بيست و دو سال قبل بود که تلفن همراه در کشور فعاليت خود را آغاز کرد.اين وسيله ارتباطي اوايل فقط براي کارهاي ضروري استفاده مي‌شد اما بعد از مدتي با ورود نرم‌افزارهاي جديد به گوشي‌هاي همراه از حالت يک تلفن ساده درآمد و تبديل شد به يک همراه هميشگي!

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ اما در آن زمان هيچ کس باور نمي کرد که روزي تلفن همراه بتواند جايگزين بسياري از امور روزمره شده و براي عده‌اي از نان شب هم واجب تر شود.تا جايي که آنقدر، در استفاده از آن زياده‌روي کرديم که توانستيم جزء رتبه‌هاي برتر استفاده از آن در جهان باشيم. در اين ميان يکي از آسيب‌هاي شبکه‌ اجتماعي کاهش فرهنگ ديد و بازديد است که اين امر مي‌تواند موجب بروز مشکلاتي اعم از افسردگي ، بيماري‌هاي روحي و رواني و در نهايت انزواي افراد شود.شبکه‌هاي اجتماعي داراي مزاياي بسياري اعم از تبادل اطلاعات، سرعت بالاي انتشار اخبار، تبليغات رايگان، پيدا کردن شغل جديد، عرضه خدمات و کالا، ارتباط سريع و رايگان با دوستان در داخل و خارج از کشور و ... و معايبي همچون جعل هويت و کلاه برداري، اتلاف زمان، مزاحمت‌هاي سايبري، دوري از فضاي خانواده، کم رنگ شدن صله رحم و ... است. در اين ميان فرهنگ ديد و بازديد هم از آسيب‌هاي شبکه‌هاي اجتماعي بي‌نصيب نمانده به طوريکه افراد به جاي حضور در محفل هاي خانوادگي با ساختن گروهاي مختلف در اين شبکه‌ها و فرستادن عکس و مطالب سعي مي‌کنند آن را جايگزين ديد و بازديد کنند.

*برطرف شدن نيازهاي روحي و رواني با صله رحم

اسلام انسان را موجودي اجتماعي معرفي مي‌کند که در ارتباط متقابل با ديگران بخش مهمي از نيازهاي روحي و روانيش پاسخ داده مي‌شود و مي‌تواند به اين وسيله به سمت کمال گام بردارد . روح انگيز لطيفي جامعه‌شناس در خصوص نقش شبکه‌هاي اجتماعي در فرهنگ ديد و بازديد گفت: صله رحم يکي از ارکان سفارش شده در دين ما است که اين امر موجب نشاط اجتماعي و خانواگي مي‌شود.يکي از آسيب‌هاي شبکه‌هاي اجتماعي کمرنگ شدن صله رحم و فرهنگ ديد و بازديد است به طوري که افراد بيشترين ساعات خود را در شبکه هاي اجتماعي سپري مي کنند. وي با اشاره به اينکه شبکه‌هاي اجتماعي همانند لبه چاقو عمل مي کنند تصريح کرد: از شبکه‌هاي اجتماعي مي توان در جهت مثبت و منفي استفاده نمود.متاسفانه برخي جوانان ما آنقدر درگير فضاي شبکه‌هاي اجتماعي هستند که از عزيزان خود غافل شدند که اين امر مستلزم برنامه‌ريزي است و به آن معني نيست که اين شبکه ها را از زندگي خود حذف نماييم.اين جامعه‌شناس در پايان با اشاره به اينکه شبکه‌هاي اجتماعي مي توانند موجب افزايش سواد رسانه‌اي شوند خاطر نشان کرد: با کنترل شبکه‌هاي اجتماعي اجازه ندهيم آنها بر ما حکومت کنند.


 خواندني 

سخنراني سوفي اسكات

چرا مي خنديم؟

موفقيت

قسمت دوم

نقش قفسه سينه و تنفس در خنده

درك خنده،مستلزم بررسي بخشي از بدن است كه روان شناسان و متخصصان علوم اعصاب شناختي اغلب زمان و توجه زيادي را به آن اختصاص نمي دهند؛قفسه سينه اين بخش از بدن چندان جالب و مهيج به نظر نمي رسد.اما واقعيت آن است كه انسان ها هميشه در حال استفاده از قفسه سينه شان هستند.فعاليتي كه انسان ها دائما با كمك قفسه سينه خودشان انجام مي دهند لحظه اي هم آن را متوقف نمي كنند.تنفس است.شما از عضلات بين دنده اي براي ورود هوا به ريه ها و سپس خروج هوا از آن ها استفاده مي كنيد. اين فعاليت با انبساط و انقباض قفسه سينه انجام مي شود.اگر بندي موسوم به «كمر بند تنفس» را دور سينه خود قرار دهيد و به حركت آن نگاه كنيد،متوجه حركتي نسبتا سينوسي خواهيد شد كه همان تنفس است.همه شما در حال نفس كشيدن هستيد و تنفستان را متوقف نمي كنيد.به محض اينكه شروع به صحبت مي كنيد،نحوه استفاده از تنفس خودتان را هم كاملا تغيير مي دهيد.

ادامه دارد...


 دانستي‌ها 

 تاثير تشويق کلامي بر افزايش هوش

قسمت دوم - پاياني

ووک شرح مي دهد که تشويق کلاس معلمين و همچنين والديني که از عبارات کليشه اي و قضاوت شخصي استفاده مي کنند، براي دانش آموزان مضر هستند زيرا اين تصور را دامن مي زنند که هوش و استعداد، عناصري ثابت و مادرزادي هستند و تلاش و کوشش دانش آموزان تاثيري در تغيير نتيجه نخواهد داشت. در يک پروژه تحقيقي3 که دانشگاه استفورد آغاز کرده است، ووک به همراه چند نفر از روان شناسان آموزشي، به اين نتيجه رسيده اند زماني که دانش آموزان باور مي کنند که هوش عنصري قابل تقويت و تغيير است، عملکرد تحصيلي بهتري از خود نشان مي دهند.دانش آموزاني که باور مي کنند هوش، قابل تقويت و بهبود است، استقامت و پايداري بيشتري براي يادگيري نشان مي دهند، تلاش خود را مضاعف مي کنند و براي کسب نمرات و نتايج بهتر تلاش بيشتري مبذول مي کنند. ووک، آغازگر يک پروژه ديگر با استناد به نتايج تحقيق دانشگاه استنفورد، نيز بوده است. اين پروژه که به اصطلاح"مغزشناسي4" نام گرفته است تلاشي براي پيشبرد يک برنامه کمک درسي است که به دانش آموزان کمک کند، با عملکرد مغز خود آشنايي پيدا کنند، و بياموزند که يادگيري چگونه در مغز صورت مي گيرد. ووک در اين پروژه، سعي دارد با آشنا کردن دانش آموزان با عملکرد و ظرفيت مغزي و ذهني خود، آنها را با سبک هاي يادگيري، توانمندي ها وظرفيت هاي بالقوه ذهني خود و راهبردهاي يادگيري متناسب با سبک يادگيري منحصر به فرد هر يک از دانش آموزان، امکان پيشرفت تحصيلي و عمکرد بهتر در دروس را فراهم کند. مهم ترين ايده اين پروژه که هم براي والدين و معلمان و هم دانش آموزان بارها و بارها مورد تاکيد قرار مي گيرد، اين است که هوش، يک عنصر ثابت و مادرزادي نيست. هوش را مي توان تقويت کرد و پرورش داد. بهره هوشي، معيار مناسب و قابل اعتمادي براي توقف روند پرورش ذهني و هوشي نيست و دانش آموزان قادرند با تلاش و آموزش، ظرفيت ذهني و قابليت هاي يادگيري خود را افزايش دهند.

منبع: آي هوش


 آيينه شهر 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون