جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3343- تاریخ : 1394/02/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

گفت‌وگو با معاون فرهنگي کانون:
بايد بچه‌ها در خواندن، زندگي کنند


جلال وزيري: کتاب‌هاي الکترونيکي کانون افزايش مي‌يابد

وحيد طوفاني تاکيد کرد:
توجه به کتاب‌هاي نظري يکي از سياست‌هاي کتاب‌خانه مرجع کانون


27 ارديبهشت روز ارتباطات و روابط عمومي را تبريک مي‌گوييم


 گفت‌وگو با معاون فرهنگي کانون:
 بايد بچه‌ها در خواندن، زندگي کنند 

علي‌اکبر اميني

***

همزمان با حضور محمدعلي شاماني در غرفه کانون در بيست و هشتمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران، گفت‌وگويي با او انجام داديم درباره فعاليت‌هاي معاونت فرهنگي اين سازمان در حوزه‌ي کتاب‌خواني و سياست‌هاي مربوط به ترويج مطالعه.

***

شما در معاونت فرهنگي کانون پرورش فکري، براي ترويج کتاب و کتاب‌خواني در ميان بچه‌ها، به‌ويژه سنين پايين‌تر، چه برنامه‌هايي داريد؟

- بايد زندگي کرد و خواند و خواند و زندگي کرد. بايد تلاش کنيم بچه‌ها در جريان خواندن در کانون زندگي کنند و در جريان زندگي، خواندن را تجربه کنند. به همين خاطر از همکاران عزيزم (بهترين مربياني که بلدند با بچه‌ها چگونه حرف بزنند و آن‌ها را تشويق به کتاب‌خواني کنند) دوباره فراخوان کرديم که بيايند براي بچه‌ها از کتاب بگويند، قصه بگويند و از همه مهم‌تر با کتاب، رسم آموختن را تجديد کنند. فکر مي‌کنم سال جديد سال خوبي خواهد بود از اين حيث که حواس‌مان هست کتاب‌هايي را که کمي قديمي شده‌اند، نوسازي کنيم و کتاب‌هاي تازه‌تري در اختيار بچه‌ها قرار دهيم، تنوع علايق و سلايق‌شان را در نظر بگيريم و از همه مهم‌تر فرصت کتاب‌خواني و امانت گرفتن کتاب را بيشتر کنيم.

بچه‌ها بايد بتوانند در کتاب‌خانه‌هاي ما کتاب را لمس کنند، با آن آشتي کنند و بعد از اين که آشتي کردند قرار ملاقات بگذارند و اين قرار ملاقات را پيوسته کنند. با خودمان قرار گذاشتيم تا کاري کنيم که بچه‌هاي کم‌تر کتاب‌خوان ما جدي‌تر بخوانند، خواننده‌هاي اتفاقي ما خواننده‌هاي دايمي شوند. البته اين يک پروسه جدي و نفس‌گير است و اميدواريم بتوانيم اين کار را بکنيم.

در شيوه‌هاي آموزشي و پژوهشي کانون تحولي در راه هست؟ چه‌طور مي‌خواهيد بچه‌ها را به مطالعه تشويق کنيد؟

- فکر مي‌کنم نقطه عزيمت ما خود مربيان هستند، اگر نگاه مربي متحول شود اين تغيير را به مخاطبش تسري مي‌دهد و فضاي او را متحول مي‌کند. براي اين، اول بايد احوال مربي خوب شود، تغيير نگرش در او اتفاق بيفتد، ما تلاش مي‌کنيم اين تغيير نگرش در مربي اتفاق بيفتد و البته لازمه‌اش اين است که به او نشاط و اميد بدهيم تا به سازمان و حمايت‌هاي سازمانش اعتماد کند.

مربي بايد بداند که خوب مي‌بينيمش و از همه مهم‌تر اين که کارش مهم‌ترين کار عالم است. اين را تاکيد مي‌کنم، مربي بايد بداند کارش چه‌قدر مهم است. ما تلاش مي‌کنيم اين را دوباره به همکارانان‌مان منعکس کنيم و به آن‌ها بگوييم چه کار بزرگي انجام مي‌دهند. اميدوارم اتفاق‌هاي خوبي در راه باشد.

پس براي رشد مربي و ارتقاي آن‌ها برنامه‌اي داريد؛ همين مربي‌هايي که قرار است ايده‌هاي شما را در سراسر کشور پياده کنند.

- فکر مي‌کنم همه مربي‌هاي ما بسيار توانا، خوب، دوست‌داشتني و باسوادند. بايد فرصتي ايجاد کنيم تا اين اندوخته‌ها، تجارب علمي و فهم زيسته‌اي که مربي‌هاي ما دارند تبديل به علم شود. بايد اجازه دهيم مربي‌هاي ما اين را به ديگران آموزش دهند. فکر مي‌کنم فرصت‌هاي مطالعاتي توام با فرصت آموزش به ديگران مجالي است که بايد به مربيان داده شود. براي همين فکر کردم که ان‌شاالله مربي‌هاي ما در مقام مربي به کودکان، معلمان و مربيان ديگر آموزش بدهند. اين خودبه‌خود فرصتي مي‌شود براي شکوفايي آدم‌ها و اين که بتوانيم با حرف‌ها و نگاه آن‌ها آشنا شويم.

کانون در بحث تمرکززدايي و گسترش نمايشگاه‌هاي کتاب به شهرستان‌ها چه کار مي‌تواند بکند؟ چه‌طور مي‌توانيم کتاب را پيش مردم ببريم؟

- شايد بهترين فرصت ما کتاب‌خانه‌هاي کانون و مربيانش باشد. آن‌هايي که قادرند در تک‌تک مدرسه‌هاي ما و حتي در خيابان به مردم کتاب معرفي کنند. ما از اين فرصت در مدارس و حتي در ميادين شهر استفاده خواهيم کرد. کار ديگر ما تريلي سيار است. يکي از کارهاي اين تريلي سيار نمايشي معرفي و توصيه کتاب‌هاي خوب است. ما مي‌توانيم هر کتاب‌خانه و هر مرکز را به يک نمايشگاه کوچک تبديل کنيم با بهترين مربياني که مي‌توانند تک‌تک کتاب‌ها را با دقت به بچه‌ها معرفي کنند. شايد اين يک فرصت متفاوت باشد،‌ تجربه نمايشگاهي در کانون، بردنش به مدرسه و آوردن آن از مدرسه به داخل خانه‌ها. ان‌شاالله اين چرخه را ايجاد مي‌کنيم و اين اتفاق بيفتد.

استفاده از مربي به جاي فروشندگان يک تجربه جديد در نمايشگاه کتاب امسال بود. شما براي اين کار مدرس آن‌ها بوديد، به آن‌ها چه گفتيد؟

- البته بيشتر من از آن‌ها ياد گرفتم ولي واقعيت اين است که به دوستان گفتم يادمان باشد نمي‌خواهيم کتاب بفروشيم، مي‌خواهيم آدم‌ها را با کتاب آشتي بدهيم. ما مي‌خواهيم آدم‌ها دوباره به ما، تيم ما، مربيان ما اعتماد کنند. مربيان ما فرهيخته، باسواد و خبره اين کارند. به آن‌ها گفتم کتاب را خوب توضيح بدهيد، با بچه‌ها وارد گفت‌وگو شويد. لذت گفت‌وگو با يک مربي هميشه در خاطر مي‌ماند. خانواده‌ها را راهنمايي کنيد تا بدانند با کارشناسان و مختصصان اين حوزه حرف مي‌زنند نه فروشنده‌اي که فقط مي‌خواهد جنسش را بفروشد. الحمدالله نمايشگاه نشان داد که اين کار ما برد بسيار بهتري داشت. استقبال خانواده‌ها خيلي خوب بود چون اطمينان پيدا کردند با تيمي حرفه‌اي و متخصص طرف‌اند. يادمان باشد بهترين کار اين است که اعتماد مردم را جلب کنيم. لازمه اين اعتماد اين است که از داشته‌ها‌مان خوب استفاده کنيم و در خدمت مردم باشيم. آن‌وقت خريد خودبه‌خود اتفاق مي‌افتد.

کتاب خوب در روند علاقه‌مندسازي بچه‌ها به مطالعه تاثير دارد. شما از منظر نويسنده‌اي که کتاب‌هاي زيادي در اين حوزه نوشته‌ايد وضعيت کتاب کودک‌ونوجوان را چه‌طور بررسي مي‌کنيد؟ کتاب‌هاي ما مي‌توانند بچه‌ها را به مطالعه تشويق کنند؟

- شايد اين مهم‌ترين چالش ما است. ما شهامت نداريم، معمولا گناه را گردن مخاطبان مي‌اندازيم که کتاب‌هاي ما را نمي‌خوانند. هيچ‌وقت از خودمان نمي‌پرسيم که آيا کتاب ما خواندني است. فکر مي‌کنم ما جايي متوقف شديم و دچار فقر کتاب‌هاي مناسب براي کودکانيم. چون اين را نداريم کودکان را مقصر قلمداد مي‌کنيم. من بارها اين حرف را گفته‌ام و دوستان نويسنده من بابت آن از من دل‌خورند. به آن‌ها گفته‌ام ما بدجوري از روي دست هم مي‌نويسيم و کار خلاقانه‌اي نداريم، بعد مي‌گوييم بچه‌ها نمي‌خوانند. چه را بايد بخوانند وقتي جذابيتي نيست؟

اميدوارم اين اعتراض بچه‌ها براي ما تلنگري جدي باشد و ما را به خود بياورد که بهتر بنويسيم، متفاوت بنويسيم و از همه مهم‌تر نگاه دقيقي به مخاطب بکنيم و حواس‌مان به مخاطب باشد. ما هنوز بعضي از سياه‌مشق‌هاي‌مان را تکرار مي‌کنيم، طبيعي است که بچه‌ها آن‌ها را نخوانند. زمانه عوض شده است و بچه‌ها به متون بهتر از اين دست‌رسي دارند، ولي در رسانه‌هاي ديگر. اگر نتوانيم خودمان را به متون بهتر برسانيم يقينا با کتاب قهر مي‌کنند و ما در قهر کردن بچه‌ها با کتاب مقصريم. البته الان هم باز ما مقصريم، هم ما و هم برنامه درسي آموزش‌وپرورش چون هرگز لذت کتاب‌خواني را به بچه‌ها نمي‌چشاند.

از کجا مي‌دانيد بچه‌ها چه کتاب‌هايي را دوست دارند؟

- بچه‌ها داورهاي خيلي خوبي‌اند، مخاطب‌هاي ما فهيم‌اند. بچه‌ها خوب انتخاب مي‌کنند، خوب نقد مي‌کنند. انتخاب‌ها و اقبال‌شان با ما حرف مي‌زند. حتي وقتي با آن زندگي مي‌کنند و ازش مي‌نويسند به ما مي‌گويد که چه کتابي را دوست دارند. فقط کافي است نگاه کنيم که بچه‌ها کدام سمت مي‌روند، خودشان سمت را به ما نشان مي‌دهند.

کانون چه‌طور مي‌فهمد اعضايش چه کتاب‌هايي را دوست دارند؟

- جلسات نقدي که ما با بچه‌ها داريم يکي از قشنگ‌ترين جلسات است. باور کنيم مخاطب فهيم است. مثل يک نقاد حرفه‌اي نقد مي‌کنند و حرف مي‌زنند. کاش نويسنده‌ها شهامت داشتند و برنامه‌اي تنظيم مي‌کردند که با مخاطبان‌شان مواجه شوند. بفهمند که بچه‌ها چه‌قدر دقيق آن‌ها را نقد مي‌کنند. اگر بخواهيم کاري کنيم که مخاطب پيدا کند بايد فرصت‌هايي پيدا کنيم که اثر را قبل از چاپ با مخاطب درميان بگذاريم. همين‌جا مي‌گويم آمادگي دارم کمک کنم به همه نويسندگان که گروه بچه‌هاي ما پيش از چاپ کارشان را بخوانند و به آن‌ها بازخورد بدهند. ما گروه‌هاي مناسبي داريم، بچه‌هايي که واقعا انواع ‌و اقسام کتاب‌ها را تجربه کردند و سواد خوبي براي نقد کتاب دارند. اميدوارم دوستان نويسنده استقبال کنند.

کانون در اين زمينه کار پژوهشي انجام نمي‌دهد؟

- به طور طبيعي تغييراتي اتفاق افتاده است، ولي ما تصوير روشني از تغييرات حوزه کودکي نداريم و کودکي جديد را نمي‌شناسيم. بايد با مفهوم کودکي جديد و مسايلي که بچه‌ها در اين دوره دارند آشنا شويم. اميدوارم با آمدن دکتر عليرضا کرماني (به مديريت آموزش و پژوهش کانون) بتوانيم پژوهش‌هايي از اين جنس داشته باشيم تا بتوانيم برنامه‌ريزان فرهنگي را هم به مسير درست برگردانيم.


 جلال وزيري: کتاب‌هاي الکترونيکي کانون افزايش مي‌يابد 

 کارشناس کتاب‌هاي الکترونيکي از تغيير محتوا و کيفيت کتاب‌هاي الکترونيکي کانون پرورش فکري و افزايش تعداد آن‌ها خبر داد.

به گزارش اداره‌کل روابط عمومي و امور بين‌الملل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان، جلال وزيري کارشناس کتاب‌هاي الکترونيکي گفت: کارگروهي براي انتخاب و توليد کتاب‌هاي الکترونيکي در حال فعاليت است. يکي از ملاک‌هاي انتخاب کتاب الکترونيکي در سال جديد، اين است که متن کم‌تر و تصوير بيشتري داشته باشد و خود کتاب امکان بازي و سرگرمي داشته باشد که بتوانيم همان بخش را تقويت و در بخش کتاب الکترونيک استفاده کنيم. وي گفت: اولين کتاب الکترونيکي که توليد کرده‌ايم «کاغذبازي» است که فکر مي‌کنم فروش دوم نمايشگاه کتاب در اولين سال حضورش را به خود اختصاص داد. بعد از کاغذبازي، 10 سري کتاب الکترونيک داشتيم، گزيده آثار غلام‌علي مکتبي را کار کرديم و 10 عنوان کتاب ديگر. مجموعا 22 عنوان براي کانون کار کرديم، 10 عنوان هم که خانم شجره کار کرده بودند و روي هم مي‌شود 32 عنوان. امسال هم ممکن است 5 تا 10 عنوان ديگر کار شود. اين طراح کتاب گفت: به عنوان يک طراح کتاب الکترونيکي، دوست دارم تعداد کتاب‌ها کم‌تر شود و کيفيت بازي، سرگرمي و تعاملي بودن کتاب‌ها با مخاطب بيشتر شود.

او در مورد اهميت کتاب الکترونيک گفت:‌ امروزه با توجه به پيشرفت فن‌آوري و فراگير شدن تبلت‌ها و گوشي‌هاي هوشمند موج جديدي ايجاد شده است. کانون هميشه در بخش‌هاي کارشناسي و بازرگاني بازار، مخاطبان و شرايط کتاب‌خانه‌هايش را بررسي مي‌کند. کانون موسسه‌اي نيست که فقط اهداف خودش را دنبال کند و به دنبال مسايل و فن‌آوري جديد نباشد. او درباره همراهي کردن يا نکردن با موج فن‌آوري گفت: ما مي‌توانيم سوار اين موج شويم يا صبر کنيم موج از روي ما رد شود. مي‌شود از همين موج استفاده کنيم و کارهاي بسيار ارزنده، شاخص و مطابق با اهداف کانون توليد کنيم. رفتن به سمت فن‌آوري روز از سال‌هاي قبل در کانون شروع شده است.

وي در ادامه تشريح کرد: پروژه اولي که من براي کانون در سال 86 يا 87 کار کردم در واقع يک پروژه تحقيقاتي بود ولي با استقبال ويژه‌اي مواجه شد و در روزهاي اوليه نمايشگاه کتاب آن سال چندهزار نسخه‌اش فروش رفت.

اين کارشناس کتاب الکترونيک تعريف اين کتاب‌ها را خيلي گسترده مي‌داند، او در اين باره گفت: يک پي‌دي‌اف اينتراکتيو(تعاملي) هم کتاب الکترونيک است و گاهي به بعضي از بازي‌ها هم کتاب الکترونيک مي‌گويند. در اولين سري کتابي که کار کرديم بيشتر بحث اين بود که هم کتاب‌خواني داشته باشد و هم بازي. نگاهي که الان به کتاب الکترونيک داريم اين است که کتاب مورد نظر را بازنويسي کنيم، داستان جذابي تعريف کنيم، انيميشن زيبايي درست کنيم و محيطي سرگرم‌کننده بسازيم. به همه اين‌ها در کنار هم مي‌گوييم «کتاب الکترونيک کانون».

وي در عين حال تصريح دارد که تعريفي که از کتاب الکترونيک مي‌کنيم مي‌تواند متفاوت‌تر از اين هم باشد: ما مي‌خواهيم مجموعه اجراي صوتي، انيميشن، و سرگرمي و بازي را با هم در يک قالب مشترک داشته باشيم. اگر سرگرمي است از خود کتاب گرفته شده باشد، اگر بازي است در خود کتاب باشد نه اين‌که همه اين‌ها را جداجدا کنار هم بگذاريم و بشود کتاب الکترونيک. وزيري در بخش ديگري از سخنانش گفت: به جرات مي‌توانم بگويم کتاب الکترونيک کانون با کتاب‌هاي موجود در بازار کمي فرق دارد. ما اول کتاب را کارشناسي مي‌کنيم که چه بازي‌‌اي مي‌تواند داشته باشد، چه سرگرمي‌اي دارد، چه‌طور مي‌توانيم رابطه مخاطب را با کتاب ايجاد کنيم و اسم اين را مي‌گذاريم کتاب الکترونيک کانون. علاوه بر اين چون اپليکيشنش هم کار مي‌شود کتاب الکترونيک ما کمي به سمت بازي (Game) هم مي‌رود، همه اين‌ها هم بازي است و هم کتاب الکترونيک. وزيري کتاب الکترونيک را در مسير اهداف اصلي کانون خواند و گفت: چون مهم‌ترين هدف، مراکز و کتاب‌خانه‌هاي کانون کتاب و کتاب‌خواني است هدف از توليد کتاب الکترونيک هم دقيقا در همان مسير است، يعني ما در زمينه غني‌سازي اوقات فراغت بچه‌ها و پيوندشان با کتاب عمل مي‌کنيم. در اين دوره از نمايشگاه کتاب، بيش از سي کتاب الکترونيکي و گويا در غرفه‌هاي کانون پرورش فکري عرضه شده بود. اين کتاب‌ها، در سال جديد به گفته مسوولان توليد، افزايش تعداد و عنوان نيز خواهد داشت.


 وحيد طوفاني تاکيد کرد:
 توجه به کتاب‌هاي نظري يکي از سياست‌هاي کتاب‌خانه مرجع کانون 

 مدير کتاب‌خانه مرجع کانون خريداري کتاب‌هاي خارجي در حوزه مباحث نظري را يکي از مهم‌ترين مباحثي دانست که اين کتاب‌خانه به آن توجه ويژه‌اي نشان مي‌دهد.وحيد طوفاني اصل، مدير کتاب‌خانه مرجع کانون در اين زمينه افزود: ما با فقر کارهاي پژوهشي در زمينه ادبيات کودک و نوجوان روبه‌رو هستيم و يکي از کارهاي کتاب‌خانه مرجع، تامين کتاب‌هايي است که به مباحث نظري در اين ارتباط مي‌پردازد.

وي با اشاره به اين‌که همه کتاب‌هاي چاپ نخست خريداري و در اين کتاب‌خانه آرشيو مي‌شوند گفت: همکاران من در کتاب‌خانه مرجع کانون، پيوسته در حال به‌روز کردن اين مرکز هستند. ما سالي دو بار، يک بار از نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران و بار ديگر از نمايشگاه«ياد يار مهربان» کتاب خريداري و کتاب‌خانه‌ مرجع را به‌روز مي‌کنيم.

او هم‌زمان با برگزاري بيست و هشتمين نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران در پاسخ به اين‌که چرا ناشران مختلف کودک و نوجوان با شما همکاري و کتاب‌هاشان را براي‌تان ارسال نمي‌کنند گفت: با توجه به گراني کتاب و شرايط اقتصادي نمي‌توان از ناشران انتظار داشت کارهايشان را رايگان براي ما ارسال کنند. بنابراين، روش مطمئن‌تر اين است که خود ما زمان بگذاريم و هزينه کنيم و کتاب بخريم.

طوفاني در ارتباط با خريد کتاب‌هاي خارجي از طرف کتاب‌خانه مرجع کانون و ملاک انتخاب کتاب‌ها گفت: ما به‌طور سالانه، حدود 200 عنوان از کتاب‌هاي خارجي - که جوايز معتبر در حوزه کودک و نوجوان را از آن خود کرده‌اند - خريداري و به کتاب‌خانه مرجع کانون مي‌آوريم.طوفاني در پاسخ به اين‌که در سال‌هاي گذشته زنده ياد حسين ابراهيمي(اِلوند)، خانه ترجمه‌اي راه‌اندازي و پس از او برچيده شد؛ کتاب‌خانه مرجع کانون تا چه اندازه مي‌تواند به يک خانه ترجمه تبديل شود؟ گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد، خانه ترجمه را دوباره راه‌اندازي کرده است. کانون چون ناشر هم هست نمي‌تواند چنين کند. اما کتاب‌خانه مرجع کانون، در هرحال محل مراجعه نويسندگان و تصويرگران و مترجمان است.

اما راه‌اندازي خانه ترجمه جزو رسالت‌هاي کانون نيست. چون بخشي از اين کار برعهده وزارت ارشاد و بخش ديگر برعهده کتاب‌خانه ملي است.

او با اشاره به نشست‌هاي تخصصي کتاب‌خانه مرجع کانون پرورش فکري گفت: تاکنون 38 نشست برگزار شده و 76 نفر از بزرگان ادبيات کودک و نوجوان در اين جلسات شرکت کرده‌اند. تعدادي افراد هم از طريق سايت‌ها، مباحث مطرح شده در اين نشست‌ها را دنبال مي‌کنند. تصور ما اين است که نشست‌ها، مخاطبان خود را پيدا کرده‌اند و ارزش‌گذاري اين نشست‌ها هم برعهده ديگران است.

طوفاني با اشاره به اين‌که کتاب‌خانه‌هاي امروز دنيا، رويدادمحور هستند گفت: کتاب‌خانه‌هاي کانون پرورش فکري در حد و اندازه خود مي‌کوشند تا به ترويج کتاب‌خواني کمک کنند.


 27 ارديبهشت روز ارتباطات و روابط عمومي را تبريک مي‌گوييم 

27 ارديبهشت روز ارتباطات و روابط عمومي را به تمامي تلاش‌گران آگاهي‌بخش عرصه‌‌‌‌‌ي اطلاع‌رساني تبريک مي‌گوييم..

اداره کل روابط عمومي و امور بين‌الملل


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون