جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3270- تاریخ : 1393/11/14 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

متقاضيان مسکن مهر بخوانند؛
تداعي حس زندگي توي کره ماه!


طنـــــــــــز


ايستگاه


شرح برعكس


 متقاضيان مسکن مهر بخوانند؛
 تداعي حس زندگي توي کره ماه! 

مهدي طوسي

اين مسکن مهر هم يواش يواش دارد يک جورهايي مهرش از دل ما يکي بيرون مي رود و شايد همين روزها بيفتد توي دل يک نفر ديگر!، ما چه مي دانيم. آخر مگر مي شود که هي امروز فردا بکند و نيايد و آخر هم بگويد: دست من نيست، اگر دست من بود به زودي مي آمدم و کاري مي کردم که تو هم مثل من حالش را ببري!

اين مسکن مهر قرار بود تبديل بشود به مُسکن مهر و کاري بکند که بي خانمان ها مشکلي براي مسکن نداشته باشند و ديگر سردردي به اسم اجاره بهاي مسکن سر ماه را تجربه نکنند. اما از شما چه پنهان همين ماه قبل که پيگير ماجراي مسکن مهر شده بوديم متوجه شديم هستند افرادي که چندين واحد منزل مسکوني ناقابل در همين بالاي شهر تهران خودمان دارند ولي باز هم در گرفتن اين منازل آن هم به شکلي غير قانوني اهتمام شديدي مي ورزند!

غير قانوني به اين جهت که اساسا فلسفه وجودي اين منازل به اين شکل بود که قرار شد مسکن مهر به افرادي تعلق بگيرد که تا به حال لذت داشتن يک چهار ديواري مختصر را هم نچشيده اند نه کساني که لذت خريد تعداد بالايي خانه را داشتند اما باز هم دوست دارند بيشتر بچشند!

غير قانوني از اين جهت که وقتي مايي که اصلا سندي به غير از سند يک عدد خط همراه اعتباري به نام مان نخورده اين جوري سين جيم مي شويم و تازه به اين دليل ناقابل که باز هم بايد استعلام شوي تا بلکه به صورت دزدي، مدتي را در چهار ديواري غصبي نخوابيده باشي از داشتن اين مسکن محروم مي شويم دادن يک چنين منزلي به يک چنين افرادي غير قانوني بودنش بيشتر به چشم مي آيد! (اين هم از آن جمله هاي طولاني بود که نفس مان را گرفت اما چاره اي نبود، بي خانماني و بد قولي مسئولاني که بايد پاسخگوي دادن اين منازل باشند و نيستند بيشتر نفس مان را گرفته! البته اين ما، مثل هميشه ماي فرضي است يک وقتي خداي ناکرده فکر نکنيد که صاحب اين قلم حتي توان جمع و جور کردن مقداري پول براي ثبت نام همين جور خانه ها را دارد، نه ندارد!)

داشتيم مي گفتيم: اين خانه هاي مهر يک روز قرار مي شود تبديل به بهترين خانه هايي که تا به حال مردم در آن زندگي کردند باشد. يک روز قرار است تبديل بشود به خانه هايي ضد زلزله و ضد حريق و ضد ضربه و ضد رژيم آپارتايد...( ببخشيد، آنقدر ضد گفتيم که جو گير شديم و از يک ضد بي ربط استفاده کرديم!) باشد اما کار به جايي رسيده که متقاضيان اين نوع مسکن مي گويند: شما خانه هايي که پولش را از ما گرفتيد بدهيد ضد زنگ هم نداشت نداشت اصلا شما چه کار داريد که اين خانه ها قرار است روي سر ما خراب بشود؟!

اين مسکن ها قرار بود از همان ابتدا براي اقشار کم درآمد باشد اما وقتي به يکي از اين کارگزاري ها مراجعه مي کني متوجه مي شوي که انواع و اقسام ماشين هاي مدل بالاي خارجي در آن جا پارک شده به طوري که ابتدا تصور مي کني به اشتباه آمدي و اين جا مثلا زمين تمرين مرغوبکار است و ماشين ها هم متعلق به ملي پوشان استقلال است. اما نه، اين جوري نيست و اين ماشين ها متعلق به افرادي است که در عين داشتن منزل، ماشين مدل بالا، و چند تا همسر! باز هم تقاضاي داشتن مسکن مهر را دارند و جالب اين جاست که اين دسته از افراد راحت تر و سريع تر و بي دردسر تر صاحب اين نوع مسکن مي شدند، چرا؟ اين هم سوال دارد!؟

اين نوع خانه ها قرار بود ابتدا به افرادي داده بشود که نه تنها شغلي ندارند بلکه تضميني هم براي تامين آينده شغلي ندارند و همين جور پشت درهاي بسته تيم ملي قرار گرفتند تا شايد مربي يان تيم ملي انها را ببينند و از آنها خوش شان بيايد و آنها را ببرند سر کار! اما دريغ که اين افراد هم دريغ شان زياد شد و نه تنها از اين دست خانه ها چيزي نصيبش نشد بلکه از آن دست خانه هاي حلبي آبادي هم چيزي نصيب شان نشد!

اين را گفتيم که بدانيد اين خانه هاي مهر که قرار بود يک زماني مُسکني براي افراد بي مسکن باشد اما تبدل به سوهان روح شده براي افرادي که ثبت نام کردند و شرايط شان احراز شده اما پشت درهاي بسته کارگزاري ها بلاتکليف و معلقند! چرا که پارتي داشتن شان احراز نشده!

شايد مسئولان مربوطه مي خواهند به اين ترتيب حس زندگي معلق توي کره ماه را براي اين افراد تداعي کنند!


 طنـــــــــــز 

آزمون سرتاسري

اين قسمت از کتاب دعواي خانگي

مهدي بيرنگ

استراحت در شلوغي

اگر يک روز خواستيد استراحت کنيد و همسرتان با بهانه گيري هاي مختلف اجازه استراحت به شما نداد چه کار بايد بکنيد؟

- بايد کاري بکنيد که او هم نتواند استراحت کند!

- بايد قبل از استراحت توي چايي او قرص خواب بريزيد که او خوابش ببرد!

- بايد به او تفهيم کنيد که استراحت کردن چيز خوبي است و بايد اجازه بدهد شما استراحت کنيد!

-اگر تفهيم نشد که استراحت چيز خوبي است و شما بايد استراحت کنيد بايد بي خيال استراحت بشويد!

- بايد برويد توي کوچه استراحت کنيد!

- بايد برويد روي پشت بام استراحت کنيد!

- بايد قيد استراحت کردن را بزنيد!

- بايد قيد زندگي را هم بزنيد!

- بايد قيد خودتان را هم بزنيد!

- بايد قيد هر چي مورد استراحتي است را بزنيد!

- بايد رفيق تان را هم بزنيد!

- بايد يکي محکم بزنيد توي سر کچل خودتان!

- اگر سرتان کچل نبود ابتدا کچل کرده و بعد بزنيد توي سر خودتان!

- همه موارد اشتباه است!

- اشتباه است اگر فکر کنيم همه موارد اشتباه است!

- بي خيال بگيريد بخوابيد و به چيزي هم فکر نکنيد!

**

فرش روي پشت بام

اگر يک روز خواستيد برويد بيرون اما همسرتان به شما گفت بايد فرشي که شسته را ببريد پهن کنيد روي پشت بام و شما حالش را نداشتيد بايد چه کار کنيد؟

- بايد خودتان را از روي پشت بام پرت کنيد پايين تا او قيد شما را بزند!

- بايد خودتان را بزنيد به مريضي!

- بايد خودتان را بزنيد به طوري که مصدوم بشويد!

- بايد فرش را ببريد بالا پهن کرده و صداي تان هم در نيايد!

- بايد فرش را بشوييد و پهن کنيد و صداي تان هم در نيايد!

- بايد به اين فکر کنيد که اگر فرش را ببريد بالاي پشت بام کمرتان درد مي گيرد لذا اصلا گوش به حرف هاي همسرتان نکنيد!

- بايد قيد زندگي با او را بزنيد!

- بايد قيد زندگي با خودتان را هم بزنيد!

- بايد تصور کنيد که او نمي تواند ببرد بالاي پشت بام و مجابش کنيد که همين جور خيس خيس پهن کند!

- همه گزينه ها غلط است!

- همه گزينه ها درست است!

- همه گزينه ها درست است درست نيست!

- گزينه بايد به اين فکر کنيد که اگر فرش را ببريد بالاي پشت بام کمرتان درد مي گيرد لذا اصلا گوش به حرف هاي همسرتان نکنيد درست است!

- بي خودي نگرديد گزينه درست روي همان پشت بام است!


 ايستگاه 

کلاغه خبر داد

برگزاري جلسه مکتب‌خانه طنز با تغييرات

چهاردهمين جلسه مکتب‌خانه طنز در حوزه هنري تهران برگزار ‌شد.به گزارش ايسنا، بنا بر اعلام، به دليل استقبال علاقه‌مندان به طنز از اين جلسه‌ها، اين جلسه با تغييراتي برگزار شد. در اين نوبت شرکت‌کنندگان به دو گروه تقسيم ‌شدند. گروه اول که اعضاي قديمي مکتب‌خانه هستند زير نظر مهدي فرج‌اللهي به تمرين کوتاه‌نويسي ‌پرداختند و گروه دوم به صورت کارگاهي روش اغراق در طنزنويسي را تمرين ‌کردند و همچنين با نمونه‌هايي از اغراق در ادب طنز و طنز روزنامه‌يي آشنا ‌شدند.دفتر طنز حوزه هنري در اين جلسه به سه نفر از کساني که بهترين عملکرد و مشارکت را دارند کتاب نفيس جايزه داد.

داستان‌خواني طنز و نمايش فيلم از ديگر بخش‌هاي اين نشست ادبي بود.


طنز ابزاري در جهت اعتدال جامعه است

يک شاعر طنزپرداز، گفت: طنز مي تواند با سياست هاي کلان دست و پنجه نرم کند و به عنوان شيوه و ابزاري تاثيرگذار در جهت اعتدال جامعه قدم بردارد.«حسين ملاعلي» روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، افزود: شعر طنز منحصر به طبقه فرهيخته جامعه نيست و بين آدم هاي درد آشنا نيز جايگاه ويژه اي دارد.

وي، کار طنز را برجسته سازي باورهاي غلط، رفتارهاي ناصحيح و کاستي ها در قالب زبان شيرين دانست و افزود: به عبارتي ديگر طنز، نوعي زيان است که مخاطب را به تبسم و تفکر وا مي دارد.ملاعلي، با بيان اينکه تاثيرگذاري طنزپرداز بر جامعه بسيار است، اظهار کرد: آثار ادبي طنز -نويسان مانند رمان، نمايش نامه، شعر و غيره فوق العاده زياد، اما شيوه يا تکنيک هايي که در آن به کار مي رود محدود است.

وي ادامه داد: شعرهاي طنز بسياري را مي شنويم که در بين مردم به زبان و سينه به سينه منتقل مي شود و اين نشانگر اثرگذاري و جايگاه ممتاز شعر طنز در ميان اقشار مختلف مردم است.اين شاعر طنزپرداز افزود: شعر طنز در اين سال ها از شکوفايي محتوايي بالايي برخوردار بوده که تشکيل محافل با عنوان شب شعر طنز و نيز اينترنت در کنار سايت نشريات و مجلات، نقش بسيار ارزنده و پررنگ تري دارد.ملاعلي با اشاره به تاثير آثار ادبي طنزنويسان درجامعه مي گويد: طنزپردازان نياز به حمايت بيشتر نهادهاي مربوط دارند.


 شرح برعكس 

احسان روزبهاني: اه.....چرا يارانه من را نمي ريزند کار دارم!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون