جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3269- تاریخ : 1393/11/13 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

گذري بر زندگي "ولادمير مايا کوفسکي"
ابر شلوار پوش


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


 گذري بر زندگي "ولادمير مايا کوفسکي"
 ابر شلوار پوش 

مهدي طوسي

ولاديمير ماياکوفسکي در روستاي بگدات در استان کوتائيسي گرجستان در قفقاز متولد شد.

وي در دوران خلاقيت و فعاليت‌هاي هنري يکي از استادان سبک فوتوريسم بود و همگام با خيزش‌هاي انقلابي در روسيه رشد يافت و پس از انقلاب بلشويکي روسيه و در دوران حکومت شوروي يکي از نام‌آورترين شاعران عصر خود بود.

اين شاعر فوتوريست انقلابي روسي از سن 14 سالگي به عضويت حزب بلشويک درآمد و از سال‌هاي قبل از انقلاب فعاليت هنري و سياسي خود را آغاز کرد. وي در شعر روسي وزن، الفاظ، عبارات، تمثيل‌ها و استعارات تازه و بديع پديد آورد، با دنبال نمودن سبک آينده‌گرايانه آثار خود را خلق مي‌کرد ولي به همه اصول اين سبک پايبند نبود و روش خاص خودش را داشت.

ماياکوفسکي از اتخاذ هيچ وسيله‌اي براي انتشار افکار و آثار خود باک نداشت و حتي در کوچه‌ها قدم مي‌زد و براي مردم شعر مي‌خواند. حکايت مي‌کنند: چه کسي؟

"در سال‌هاي جنگي داخلي در روسيه او به جبهه‌هاي جنگ مي‌رفت و در سنگرها اشعار خود را براي سربازان مي‌خواند. مردم از اشعار او الهام گرفته، بي‌محابا به جنگ مي‌شتافتند. او با صدايي رسا و پرجوش و خروش در راديو آثار خود را مي‌خواند و مردم آن اشعار را فوراً حفظ مي‌کردند..."

از سيزده جلد ميراث ادبي ماياکوفسکي، دوازده جلد آن بعد از انقلاب به وجود آمده‌است. او ادبيات منظوم و شعر را با واقعيت نزديک کرده آن را در خدمت نيازمندي‌هاي معاصر گذاشت و تبديل به سلاحي براي مبارزه در راستاي اهداف خود نمود. ماياکوفسکي از اشعار کلاسيک لذت مي‌برد اما بنده آن‌ها نمي‌شد. او مي‌گفت: هنر بايد با زندگي درآميخته بشود. يا بايد در هم آميخته شود يا بايد نابود بشود.

ماياکوفسکي در سال 1930 به ضرب گلوله در پي بن بستي عاطفي و نيز ممنوع‌الخروج بودن از خاک شوروي خودکشي کرد. وي پيش از مرگ بر برگه‌اي نگاشت: «براي همه... مي‌ميرم...".

قدمم

در خيابان

مسافت را

لگدمال مي کند

جهنم درونم را

اما

چاره چيست؟

او بسياري از اشعار ماندگارش را براي معشوقش ليلي بريک سروده است :

جسد وي در گورستان بزرگان انقلاب دفن گرديد. وي در شوروي بزرگ‌ترين شاعر دوره? انقلابي لقب گرفته بود.

از آثار او که به فارسي ترجمه شده‌است مي‌توان به ابر شلوارپوش اشاره کرد که مديا کاشيگر آن را ترجمه و توسط نشر مينا منتشر شده است.


 خبر ادبي 

«فراري» داستان شکست در زندگي و از دست دادن فرصت‌ها در جواني است

«پيتر مي» نويسنده نامدار داستان‌هاي جنايي، در رمان جديد خود به نام «فراري» داستاني بر اساس ماجراجويي نافرجام خود در دوران نوجواني را به تصوير کشيده است.

به گزارش ايبنا به نقل از گاردين، صبح دو سال پيش، زماني که «پيتر مي» در ايستگاه مرکزي متروي گلاسگو ايستاده بود، خاطره‌اي واضح به قدمت بيش از 4 دهه به ذهنش خطور کرد و زمينه‌ساز خلق يک داستان جنايي شد.

آن روز «مي» به ياد 17 سالگي خود و داستان فرار از محل زندگي و يک ماه زندگي سخت در لندن افتاد. فراري که به گفته «مي» نقشي تعيين‌‎کننده در زندگي او داشته است. در آن زمان او که در سني حساس ميان دوره کودکي و بلوغ بود، دريافت جهان چيزي نيست که پيش از آن در کودکي تصور مي‌کرده است.

او مي‌گويد: هميشه مي‌خواستم درباره اين ماجرا که در ذهنم حک شده بود بنويسم ولي نمي‌دانستم چگونه. اما آن روز وقتي در ايستگاه بر روي سکوي قطار ايستاده بودم تمام ماجرا در ذهنم زنده شد.

«مي» نويسنده پرفروش‌ترين داستان‌هاي جنايي است که عمده شهرتش را مديون «سه‌گانه لوئيس» - شرح حالي داستاني از يک نوجوان اهل گلاسگو – است.

آخرين رمان «مي» به نام «فراري» که در اين ماه منتشر شد، بر مبناي آن شکل گرفته است.

فراري، داستان «جواني بر بادرفته» نويسنده است که در قالب داستاني تخيلي درباره پنج دوست که در سال 1965 به لندن فرار کردند نوشته شده است. اين پنج دوست که اهل گلاسگو هستند در جست‌وجوي آرزوي خود براي ستاره موسيقي شدن، به لندن مي‌گريزند. اما سه نفر از آنها سرخورده و مأيوس کمتر از يک سال بعد به گلاسگو باز مي‌گردند. اکنون در سال 2015 يک قتل وحشيانه اين سه دوست را که در دهه شصت زندگي خود به سر مي‌برند، مجبور به بازگشت به لندن و مواجهه با حقيقت تلخي مي‌کند که 50 سال است آنها از آن فرار مي‌کنند.

معمولا شرح‌حال‌ نويسي و داستان‌هاي جنايي در يک متن نمي‌گنجند اما «مي» معتقد است هدف کتاب جديد او کنار زدن مرزهاي اغلب سفت و سخت داستان‌هاي جنايي است.

«مي» مي‌گويد: اين داستان همانند زندگي واقعي من با اخراج شخصيت اصلي از مدرسه شروع مي‌شود. 11 ساله بودم که در يک گروه موسيقي مشغول به کار شدم و سپس به دليل تأخيرهاي هميشگي و موهاي بلند و لباسي که براي اجراي برنامه مي‌پوشيدم از مدرسه اخراج کرد شدم و اين پايان تحصيلات من در مدرسه بود.

«مي» پس از مدتي کار سطح پايين در شهرداري توانست اعضاي گروه موسيقي را متقاعد کند که به لندن بروند و کار کنند. در همان شب چهار نفر از اين گروه براي والدين خود يادداشت‌هايي گذاشتند و راهي لندن شدند. اما يکي از اعضاي گروه ماجرا را براي پدران آنها افشا کرد و در نتيجه والدين به دنبال آنها رفتند. در بين راه اين چهار نفر شب را در يک قبرستان گذرانده و خود را به لندن برسانند.

اما در آنجا نتوانستند موفقيتي کسب کنند و با تمام شدن پول‌هايشان و نداشتن جايي براي اقامت، چند شب را به سختي در ايستگاه‌هاي مترو گذرانده و با گذشت يک ماه از فرارشان،به گلاسگو برگشتند. «مي» در «فراري» لحظات سخت و تاريک آن يک ماه را بر اساس تجربيات شخصي خود، به تصوير کشيده است.

اين نويسنده اسکاتلندي معتقد است: استفاده از تجربه شخصي به عنوان يک نقطه آغاز براي داستان بسيار جالب بود زيرا وي را وادار کرد دوباره خود و انگيزه‌هايش را کنکاش کند، هرچند زندگي آنگونه که تصور مي‌کرد پيش نرفت.

«مي» معتقد است نوشتن اين کتاب به دليل ماهيت شرح‌حال گونه آن برايش سرگرم‌کننده بوده، اميدوار است «و فراري» که فاقد هرگونه تحقيقات پليسي و وجود کارآگاه است به عنوان کتابي بيش از يک رمان جنايي معمولي قلمداد شود.

وي مي‌گويد: «فراري فقط داستان يک قتل نيست، به تصوير کشيدن شکست در زندگي و از دست دادن فرصت‌ها است. براي نويسنده‌اي به سن من مشاهده تراژدي‌هاي موجود در جامعه باعث تفکر عميق درباره زندگي مي‌شود و «فراري» دقيقا نتيجه همين تفکر است.»کتاب Runaway پانزدهم ژانويه در 432 صفحه توسط انتشارات کرکس راهي بازار شد.


 تازه‌هاي نشر 

"منظومه بازگشت» شمس لنگرودي منتشر شد

تازه‌ترين دفتر شعر محمد شمس لنگرودي با عنوان «منظومه بازگشت» منتشر شد.به گزارش مهر، «منظومه‌ بازگشت» نام تازه‌ترين دفتر شعر شمس لنگرودي‌ است که از سوي نشر چشمه منتشر شده است. اين مجموعه که شامل يک منظومه‌ بلند و چهارده شعر کوتاه است که اين ناشر آن را در 89 صفحه، با شمارگان هزار و پانصد نسخه و به قيمت 6500 تومان چاپ کرده است.

"منظومه‌ بازگشت" دومين منظومه‌ شاعرانه بلند شمس لنگرودي است. وي پيش از اين دفتر شعر «خاکستر و بانو» را نيز در همين قالب منتشر کرده است.از شمس لنگرودي پيش از اين مجموعه شعرهاي ديگري چون در مهتابي دنيا، توفاني پنهان شده در نسيم و مي‌ميرم به جرم آن که زنده‌ام، در نشر چشمه منتشر شده است.

اين دفتر شعر در حالي روانه بازر کتاب شده که لنگرودي در آستانه اکران تازه‌ترين نقش سينمايي خود در قالب فيلم سينمايي «احتمال باران‌ اسيدي» در جشنواره بين‌المللي فيلم فجر نيز هست. لنگرودي در اين فيلم در کنار مريم مقدم به نقش آفريني پرداخته است. اين فيلم نخستن تجربه فيلمسازي کارگردان آن بهتاش صناعي‌ها است.


تجديد چاپ «فکر نکنيد، زندگي کنيد» براي بار سوم

چاپ سوم کتاب «فکر نکنيد، زندگي کنيد» نوشته ريچارد کارلسن مشاور مديريت استرس از سوي نشر پوينده منتشر شد.

به گزارش مهر، کارل گوستاو يونگ زماني گفت: بزرگترين معضلي که انسان با آن رو به رو است، بيماري ذهني جدي نيست بلکه ناخشنودي ذهني است که بايد مورد توجه قرار گيرد. ريچارد کارلسن که يک مشاور مديريت استرس است، در کتابي که با ترجمه مهدي قراچه‌داغي از او توسط انتشارات پوينده منتشر شده است، از مخاطبان خود مي‌خواهد فکر نکنند، بلکه زندگي کنند.


 زنگ ادبيات 

مصاحبه با جاناتان فرانزن

نياز ادبيات آمريکا به خلق افسانه‌هاي بزرگ

ترجمه: مازيار معتمدي

جاناتان فرانزن نويسنده‌ مطرح آمريکايي در گفتگو با يکي از نشريات لهستاني به نکاتي درباره سبک داستان‌پردازي خود و نيز زاويه نگاهش به مفاهيمي همچون «رمان بزرگ آمريکايي» و «روياي آمريکايي» اشاره کرده‌است.

به گزارش مهر به نقل از گاردين، جاناتان فرانزن نويسنده مطرح آمريكايي، در مصاحبه‌اي به ارايه نظراتش درباره موضوع‌هايي چون اضطراب و نگراني، خانواده‌هاي آمريكايي و طنز پرداخته است.

چرا شما از خانواده‌هاي مشكل‌دار براي نشان دادن مسايل جامعه استفاده مي‌كنيد؟

قصد من نشان دادن مشكلات جامعه نيست (اين مشكلات همين الان هم از سوي تعداد زيادي از رسانه‌هاي ديگر نشان داده مي‌شوند) و فكر نمي‌كنم كه خانواده‌هاي رمان‌هاي من به هيچ وجه بتوانند لقب «مشكل‌دار» ‌ به خود بگيرند.

تمام كودكان اين خانواده‌ها مورد محبت قرار مي‌گيرند، خوب غذا مي‌خورند، خوب لباس مي‌پوشند، خوب تحصيل مي‌كنند، هيچ‌وقت مورد آزار و اذيت قرار نمي‌گيرند و هيچ‌وقت كاملا ناديده گرفته نمي‌شوند. اما اين حقيقت دارد كه من به اضطراب‌ها و تضادهاي دروني كه زاييده زندگي مدرن هستند علاقه‌مند هستم؛ و با نوشتن درباره روابط خانوادگي كه جهاني هستند و مردم مي‌توانند به آساني با آن‌ها ارتباط برقرار كنند (نياز به توضيح‌ها طولاني ندارند)، من مي‌توانم توجه بيشتري را نسبت به زندگي مدرن جلب كنم.يك‌بار گفتيد به اين دليل رمان‌نويس شديد كه دوست داريد همه چيز را كنترل كنيد. چه احساسي نسبت به چيزهايي داريد كه در زندگي‌تان نمي‌توانيد آن‌ها را كنترل كنيد؟ آيا با اين گفته موافق هستيد كه مي‌توانيد با باورهاي موجود در آثارتان زندگي بسياري از مردم را كنترل كنيد؟

من تمام تلاشم را مي‌كنم كه براي چيزهايي كه نمي‌توانم كنترل‌شان كنم نگران نباشم. هيچ‌وقت داروي خوبي براي اضطراب وجود نخواهد داشت، چون اضطراب يكي از عملكردهاي اساسي انساني است كه به ما كمك مي‌كند خودمان را براي رويارويي با مشكل‌هايي كه داريم آماده كنيم. به ما كمك مي‌كند مشكلات‌مان را دسته‌بندي كنيم.

اگر يك دارو اضطراب را از بين مي‌برد، ما به آن اعتياد پيدا مي‌كنيم و اين تبديل به راهي براي عدم رويارويي با مشكلات‌مان مي‌شود. درسي كه مي‌توان از اين گرفت اين است كه «بايد» نگران بود – اما تنها درباره چيزهايي كه مي‌توان ‌آن‌ها را كنترل كرد. و نه، اصلا فكر نمي‌كنم كه بتوانم (يا بخواهم) زندگي و باورهاي مردم را كنترل كنم. من رمان‌نويس هستم. مي‌خواهم براي خوانندگانم لذت به ارمغان بياورم.آيا كتاب‌هاي شما جامعه آمريكا را تغيير مي‌دهند؟ آيا به اين مساله باور داريد كه مي‌توانيد سوال‌هاي مهم مطرح كنيد و يك بحث اجتماعي به وجود بياوريد؟

به نظر من تلاش براي ياد دادن چيزي به خواننده يا عوض كردن نظر خواننده درباره چيزي از نظر هنري كار بدي است. چيزي كه بيشتر از همه به عنوان يك رمان‌نويس برايش اميد دارم اين است كه بتوانم احساس ارتباط و شناخت با افراد ديگري كه دنيا را مانند من تجربه مي‌كنند به وجود بياورم. اگر خواننده بعد از خواندن اثر من كمي احساس تنهايي و شرم كمتري بكند، آن وقت اثر موفق شده است.

من موقع خواندن نويسندگان مدرنيست بزرگ آلماني، مخصوصا كافكا، به عنوان يك نويسنده به سن بلوغ رسيدم. اگر رمان‌هايم براي خوانندگان اروپاي شرقي عقلاني به نظر مي‌رسند شايد به خاطر اين است كه كافكا و ريلكه و كراوس و توماس مان در سنين پايين مرا از روشن‌بيني آمريكايي‌ام درمان كردند.


 نغمه 

بوي باران

فريدون مشيري

بوي باران ، بوي سبزه ، بوي خاک

شاخه هاي شسته ، باران خورده ، پاک

آسمان آبي و ابر سپيد ،

برگ هاي سبز بيد ،

عطر نرگس ، رقص باد ،

نغمه ي شوق پرستوهاي شاد ،

خلوت گرم کبوترهاي مست ...

نرم نرمک مي رسد اينک بهار

خوش به حال روزگار !

خوش به حال چشمه ها و دشت ها ! ،

خوش به حال دانه ها و سبزه ها !

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز ! ،

خوش به حال دختر ميخک ، که مي خندد به ناز !

خوش به حال جام لبريز از شراب !

خوش به حال آفتاب !.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون