جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3269- تاریخ : 1393/11/13 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

زبان حاکم بر فوتبال ايران
مناقشه کي روش و کارشناسان


طنـــــــــــز


ايستگاه


شرح برعكس


 زبان حاکم بر فوتبال ايران
 مناقشه کي روش و کارشناسان 

مهدي طوسي

اشاره: اين درگيري بين کارشناسان و کي روش را يک بار ديگر هم نوشته بوديم و با اين بار مي شود دوبار. چه کار کنيم از بس که اين گروه با کي روش درگير هستند.

در اين باره که آيا حق با کي روش است يا حق با منتقدان کي روش و يا اينکه چرا کي روش با اين همه توانايي هايي که داشت نتوانست نتيجه لازم را در بازي هاي جام ملت هاي آسيا آن هم در مقابل تيمي در حد و اندازه هاي عراق بگيرد و يا اينکه نتواند کاري که بايد را انجام بدهد و حداقل جزو چهار تيم برتر اسيا بشود حرف و حديث زياد است و شايد يک جورهايي بايد هم حرف و حديث زياد باشد.

البته اين را هم بگوييم که به خاطر نتايجي که کي روش در اين سري از مسابقات گرفت مي توان نتيجه گرفت که هم حق با کي روش است و هم حق با منتقدانش. حق به اين دليل با کي روش است که چشم هايش روشن است و از اروپا به فوتبال ايران آمده و حق با کارشناسان فوتبال ايران به اين دليل است که از فوتبال ايران بيشتر و بهتر از کي روش اطلاع دارند و مي دانند که چرا کي روش توان نتيجه گرفتن با تيم ملي ايران را ندارد و مثلا توان نتيجه گرفتن با ساير تيم ها را دارد.

يکي از دلايلي که منتقدان براي عدم کارايي کي روش با تيم ملي ايران مي آورند اين است که کي روش سوسول است! و فوتبال ايران يک جورهايي نياز به همان بچه هاي خاني آباد را دارد و بايد هر جوري شده راه را براي ورود اين محله به فوتبال ايران را باز کرد.

اما کي روش معتقد است که فوتبال يک مقوله علمي است و ايرادي ندارد که مثلا يکي از بچه هاي محله خاني آباد هم به فوتبال ايران بيايد اما بهتر است که سطح سوادش را نيز به لحاظ علمي در سطح و اندازه هاي بچه هاي خاني آباد پرتغال! و ساير کشورهايي که فوتبال در آن پيشرفت کرده ببرند بالا!

اما منتقدان کي روش مي گويند: برو بابا تو هم فقط ياد گرفتي که ما را بکوبي و خودت را هر جوري هست بکشي بالا و تصور بکني که هر چي فکر درست و حسابي است را تو خودت مي داني و بقيه چيزي از اين ماجرا مطلع نيستند. ما زماني که تو داشتي توي کشورت دروازه باني مي کردي، مربي و حتي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران بوديم! از اينها گذشته مگر تو براي فوتبال ايران چه کار کردي؟ ايران را جزو هشت تا تيم آسيا کردي که مربي ايران اين کار را بهتر از تو انجام داد ولااقل جزو چهارتا تيم برتر آسيا کرد. تو نتوانستي علي کريمي را به عنوان دستيارت نگهداري اما مربي ايراني از علي کريمي جوري بازي گرفت که حتي جزو بهترين گل زنان آسيا هم لقب گرفت. تو ايران را در جام جهاني با دو تا باخت و يک تساوي چهارم کردي و مربي ايراني همين تيم را با يک برد يک تساوي و يک باخت چهارم کرد. منتهي تفاوت تو با مربي ايراني در اين است که تو چشم هايت زاغ است و تيله اي هستي و مربي ايراني اين جوري نيست و چشم هايش يک جوري است که همه متوجه مي شوند ايراني است. اما اين را هم گفته باشيم آقاي کي روش! ما در بين مربي يان ايراني داريم مربي که چشمش از تو هم زاغ تر است و اتفاقا در کلکسيون افتخاراتش مدال هايي دارد که تو حتي فکرش را هم نخواهي کرد. آقاي کي رو شما در مدتي که توانستي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران باشي سه بار کره را شکست دادي و سه تا گل زدي اما مربي ايراني داريم که در يک بازي ضمن اينکه کره را شکست داد توانست شش تا گل هم به اين تيم چشم بادامي بزند، يعني دو برابر گل هايي که شما به اين تيم زديد!

کي روش البته در پاسخ به اين کارشناسان و بلکه هم کارشناس گفته: برو بابا تو هم فقط همين شش تا گلي که به کره زديد را مدام به رخ من مي کشي! فوتبال در اين دوره به تعداد گل هايي که شما به حريف مي زنيد نمره قبولي نمي دهد بلکه به تعداد گل هايي هم که مي خوريد نمره منفي مي دهد. من اگر نتوانستم به واسطه گل هايي که زديم نمره مثبت بگيرم به خاطر گل هايي که بايد مي خورديم و نمره منفي مي گرفتيم هم نمره منفي نگرفتم!

اين کارشناس و يا کارشناسان در پاسخ به کي روش گفته: اين همه شما به ما گفتي برو بابا حالا من به تو مي گويم برو بابا که بداني من هم بلدم بگويم برو بابا!

کي روش گفته: حالا برفرض هم که تو به من بگويي برو بابا و من نگويم برو بابا يا من بگويم برو بابا و تو نگويي برو بابا اين چه مشکلي از مشکلات فوتبال را حل خواهد کرد؟

به نظر من فوتبال شما نيازي به کارشناس ندارد نياز به گلزن دارد و گل نخور. شما به اندازه اي که در تيم تان گل نزن داريد گل زن نداريد و درست در نقطه مقابلش به اندازه اي که کارشناس داريد فوتباليست و فوتبال فهم نداريد. اين مشکل را حل کنيد که ديگر کسي به اين فکر نکند که چرا فوتبال ايران نياز به کي روش دارد و مثلا نيازي به کارشناسان بزرگي در حد و اندازه هاي کارشناسان کشوري که کي روش در آن زندگي مي کند ندارد!

در پايان اين مناقشه کارشناس به کي روش گفته: برو بابا!

و کي روش هم در جواب گفته: خودت برو بابا!

کفاشيان که از دور شاهد مناقشه فوتبالي بعد از جام ملت هاي آسيا بوده نيز تنها به لبخندي بسنده کرده که نگويند او خنده را فراموش کرده!


 طنـــــــــــز 

آزمون سرتاسري

اين قسمت از کتاب اتوبوس هاي بين شهري

مهدي بيرنگ

غول جاده

اگر يک روز خواستيد با اتوبوس بين شهري کار بکنيد اما پول خريد اين غول هاي جاده اي را نداشتيد بايد چه کار کنيد؟

- بايد با هري پاتر که يک جور غول سينمايي است کار کنيد!

- بايد قيد کار با ماشين را بزنند و با خر کار بکنيد!

- بايد خر را شبيه به اتوبوس بکنند تا بقيه باورشان بشود اگر اينها نمي توانند اتوبوس بخرند مي توانند خر بخرند و به جاي اتوبوس به مسافران قالب بکنند!

- با غول چراغ جادو به جاي غول جاده کار بکنند!

- بايد هم با مسافران بگويند: شما نمي ترسيد با غول جاده مسافرت بکنيد؟ ما که مي ترسيم!

- بايد با دوچرخه مسافران بين شهري را جا به جا بکنند!

- بايد جوري مسافران بين جاده اي را جا به جا بکنند که بقيه تصور نکنند که اين افراد بدون ماشين هايي معروف به غول جاده دارند آنها را جا به جا مي کنند!

- بايد به مسافران تفهيم بکنند که اين غول ها هر چقدر هم که غول باشند پنچر مي شوند و به درد کار در جاده نمي خورند!

- اصلا کار به چه درد مي خورد بهتر است که برويد و زير پتو بخوابيد!

- همين بهتر که برويد در يک جاده درست و حسابي رستوران بزنيد و قيد غول جاده را بزنيد!


پنچري

اگر راننده يک اتوبوس بين شهري بوديد و متوجه شديد اتوبوس شما مدام پنچر مي شود بايد چه کار بکنيد؟

- بايد کاري بکنيد که ديگر پنچر نشود!

- بايد کاري بکنيد که باز هم پنچر بشود تا با کار مضاعف نان تان حلال بشود!

- بايد به جاي لاستيک از آهن براي پرخ خودروي تان استفاده بکنيد تا ديگر پنچر نشود!

- اصلا چرا بايد پنچر بشود، خب لابد خسته است که مثل خودتان برخي که اوقات خسته هستيد پنچر مي شويد! يک مقدار به او استراحت بدهيد تا احساس خستگي نکند!

- همان بهتر که يک جورهايي پنچر بشود که راه در آمد پنچر گيري ها باز بشود و آنها هم بتوانند يک لقمه نان بخورند و به کسي آسيبي نرسد!

گزينه درست توي اين مواردي که بر شمرديم وجود ندارد!

گزينه درست توي اين مواردي که براي تان گفتيم هست و بايد بيشتر دقت کنيد!

- هر چقدر هم که دقت بکنيد باز گزينه درست را پيدا نخواهيد کرد مگر اينکه از روي کتاب پنچر گيري دويست بار خوانده باشيد!


 ايستگاه 

از دفترچه خاطرات يک آدم چاق و قلمبه

عبدالکريم گشايش

امروز

يادم هست که امروز وقتي از خواب بيدار شدم به يکباره متوجه شدم که توان بلند شدن از روي تشک را ندارم و وقتي دقت کردم فهميدم که دليلش اين است که من زيادي چاق هستم و آدم هاي چاق نبايد زياد از حد از روي تشک بلند بشوند مگر اينکه يک فکري به حال چاقي شان بکنند.

توي همين فکرها بودم که مادرم با جاور کوبيد توي کمرم و گفت: تنبل خان! نمي خواهي از تشکت کنده بشوي؟ مي خواهم خانه را جارو بکنم. از بس که توي تشکت خوابيدي اين جوري چاق شدي. از بابايت ياد بگير. صبح آفتاب نزده مي رود سر کار و آفتاب رفته مي آيد منزل تازه هشتش گرو نه اش است. و لاغر هم نمي شود! چه رسد به تو که اصلا تحرکي نداري و فقط به فقط به فکر خوردن و خوابيدن هستي!

به مادرم نگاه کردم و گفتم: بابا يک جارو زدن زير من نبايد اين همه تخريب شخصيت من را به همراه داشته باشد مامان جان!

*

امروز بعد از ظهر

امروز بعد از ظهر رفتم توي کوچه تا اگر شد با بچه هاي کوچه بازي بکنم. يکي از بچه ها با لبخند شيريني به من گفت: چطوري رسول چمبه!

خشم تمام پهناي صورتم را گرفته بود. آنقدر که دلم مي خواست با مشت بکوبم توي صورتش. آنقدر که دلم مي خواست با لگد هم بزنم توي شکمش اما از شما چه پنهان آنقدر وزنم زياد است که نمي توانم پايم را بلند کرده و بکوبم توي شکم او! آخر اين کار براي آدم هايي با وزن و اندازه من ميسر نيست!

يکي ديگر از دوست هايم گفت: البته من حرف رضا را تاييد نمي کنم اما يک جورهايي بد هم نمي گويد. بهتر نيست يک مقدار وزنت را کم بکني تا اينقدر با مشکل حرف و حديث و متلک بقيه مواجه نشوي!؟

دوباره عصبانيت بر من مستولي شد اما تنها چيزي که به او گفتم اين بود که: تو راست مي گي اما خوب است که من هم به تو بگويم آنقدر لاغري که مثل ني قليان شدي!؟ اين روزها مي داني که قليان کشيدن هم يک جورهايي شبيه به ترياک کشيدن شده و تو مي شوي اسباب و ادوات مواد مخرد!

بقيه بچه ها زدند زير خنده و با خنده آنها انگار که آب سردي روي من ريخته باشند خوشحال و سر حال شدم و تصور کردم که اگر آنها من را به خاطر چاق بودنم مسخره کردند من يک جورهايي پاسخ آنها را داددم!


 شرح برعكس 

رسول خادم: اين وزارتي ها به ما توهين کردند به بچه ها بگو پاداش هاي شان را پس بدهند!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون