جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3265- تاریخ : 1393/11/08 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(چهارشنبه)

ادبيات صلح
نگاهي به زندگي "هارولد پينتر"


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


 ادبيات صلح
 نگاهي به زندگي "هارولد پينتر" 

مهدي طوسي

هارولد پينتر تنها فرزند پدر و مادري يهودي در اکتبر 1930 در محلة هاکني شمال لندن متولد شد. پدرش خياط بود. او در فضايي سرشار از اظهارات يهودي ستيزي بزرگ شد که اهميت به سزايي در نمايش‌نامه‌نويس شدنش داشت. در شروع جنگ جهاني دوم، در 9 سالگي مجبور به ترک لندن شد و در دوازده سالگي به لندن بازگشت. پينتر مي‌گويد تجربة بمباران‌هاي جنگ هيچ‌وقت او را رها نکرده‌است. در لندن به مدرسة گرامر هاکني رفت و در آن‌جا با گروهي از معلمان و دانش‌آموزان خوش‌فکر، پرانرژي و به لحاظ عقلي ماجراجو، آشنا شد. همين باعث شد تأتر و ضدفاشيسم مهم‌ترين تأثير را روي او بگذارد. فضاي سال‌هاي بلافاصله بعدازجنگ لندن سرشار از خشونت‌هاي ضد يهود بود که صداي تأتري پرشور و حرارت، و ارعابي که به تدريج رخنه مي‌کند و در واقع نمايش‌نامه‌هاي اوليه‌اش را شکل مي‌بخشد، چيزي از اين فضا در خود دارد. در سال 1948 بعد از مدرسه به آکادمي سلطنتي ادبيات نمايشي رفت که به دليل نارضايتي پس از دو ترم تحصيل، آن‌جا را ترک کرد. در سال 1949 دو بار به دليل سرپيچي از خدمت نظام‌وظيفه جريمه شد که اشارات زود هنگامي بر عزم مقاومت و مخالفت‌گرايي‌اش دارد که در جهت‌گيري کلي و شکل‌گيري بسياري از نمايش‌نامه‌هايش اثر گذاشته‌است.

در سال 1950 اولين اشعارش را منتشرکرد و به خاطر اجراهاي شکسپير مشهور شد. از سال1951 تا 1957 با تورهاي تأتر سنتي سفر و نقش‌هاي تاريخي و عمدتاً شکسپير را بازي کرد. در اين سال‌ها با نام ديويد بارون بازي مي‌کرد. هارولد پينتر در سال 1957 با نوشتن نمايش‌نامة اتاق که توسط دپارتمان هنرهاي نمايشي دانشگاه بريستول چاپ شد، خود را به عنوان نويسنده تثبيت کرد. اولين نمايش‌نامه‌اش، جشن تولد 1957، در 1958 در تأتر ليريک لندن به روي صحنه رفت و به دليل ابعاد افسانه‌اي‌اش با شکست فاحشي مواجه شد و فقط يک هفته روي صحنه بود. اما بعدها بيش‌تر از ديگر نمايش‌نامه‌هايش به روي صحنه رفت.

هارولد پينتر نمايندة ادبيات نمايشي بريتانيا در نيمه دوم قرن بيستم است و احتمالاً بيش از هر نمايش‌نامه‌نويس زندة ديگري موضوع گزارشات آکادميک مي‌باشد. او را به عنوان مبتکر سبک جديدي به نام ادبيات آزارنده مي‌شناسند و نامش، پينترسک، براي توصيف فضايي خاص به صورت صفت وارد زبان انگليسي شده‌است.

پينتر در سال 2002 به سرطان مبتلا شد؛ با اين حال از تلاش نايستاد و در سال 2005 کانديداي جايزة نوبل ادبيات شد. رقيبان او نويسندة ترک «اورهان پاموک» و شاعر سوري «آدونيس» بودند که به نظر از او جلوتر مي‌آمدند زيرا در 10سال اخير 9 جايزه ادبيات نوبل به اروپا تعلق گرفته بود و از طرفي اگر جايزه به اديبي انگليسي اهدا مي‌شد دومين جايزه نوبل ادبيات براي انگلستان ظرف 5 سال بود. بنابراين از آکادمي سوئد انتظار مي‌رفت که به قارة ديگري به خصوص آسيا توجه کند. پينتر با بردن جايزة ادبيات نوبل باعث درگيري بحث‌هاي گوناگوني شد که تصميم آکادمي را از جهاتي انتخابي گريزناپذير از عوامل سياسي مي‌دانستند زيرا اين‌طور گمان مي‌رود که جايزة نوبل اغلب به کساني مثل «آلکساندر سولژنيتسين» از شوروي و «گونترگراس» نويسندة صريح‌الهجة آلماني تعلق مي‌گيرد که در زماني مشخص موضع سياسي دل‌سوزانه‌اي گرفته باشند. با اين حال گرچه ممکن است عقايد سياسي پينتر عاملي به شمار آمده باشد، اما اين جايزه از نظر هنري بسيار موجه‌است و دستاوردهاي نمايشي و ادبي پينتر، يک سروگردن بالاتر از ساير نويسندگان انگليسي است. در هر حال، انتقاد صريح پينتر از سياست خارجي آمريکا و مخالفتش با جنگ عراق، بدون شک او را از جنجالي‌ترين برندگان جايزه افتخارآميز نوبل ادبيات کرده‌است.

پينتر فرداي روزي که مطلع شد برندة جايزه نوبل شده در مصاحبه‌اي تلفني با روزنامه‌نگاري سوئدي گفت که نمي‌تواند حرف بزند و اين خبر او را از پاي درآورده‌است و براي دريافت جايزه و سخنراني به استکهلم خواهد رفت. اما حالش رو به وخامت گذاشت و سخنراني خود را با عنوان «هنر، حقيقت، سياست» ضبط کرد و به آکادمي فرستاد که هم‌زمان در دنيا پخش شد.


 خبر ادبي 

آغاز به کار هشتمين جشنواره شعر دانش‌آموزي موسم گل

هشتمين جشنواره شعر دانش آموزي موسم گل از روز شنبه

چهارم بهمن با جلسه رونمايي از پوستر و برپايي نشست خبري آغاز به کار کرد.به گزارش مهر، مخاطبين اين جشنواره دانش آموزان مقطع دوم متوسطه تهراني هستند و مي‌توانند آثار خود را در انواع قالب‌هاي شعر کلاسيک و نيمايي تا تاريخ 25 اسفند ماه به دبيرخانه جشنواره ارسال کنند.ارسال آثار نيز به اين جشنواره از دو راه ارسال به دبيرخانه به نشاني ضلع شمال غربي پل سيدخندان، کوچه پيشداد پلاک 16 دبيرستان فرهنگ يا ارسال اثر به سايت جشنواره به نشاني www.musemegol.ir ميسر خواهد بود.

دبيرخانه جشنواره هشتم موسم گل با توجه به استعدادهاي بالاي ادبي دانش‌آموزان اين جشنواره، هدف خود را شناسايي اين استعدادها و پروراندن آن‌ها عنوان کرده است.سرپرستي هيئت داوران اين دوره بر عهده فاضل نظري است.اختتاميه اين جشنواره روز سوم ارديبهشت سال آتي برگزار خواهد شد و افراد برتر در حضور شاعران ملي و رياست فرهنگستان زبان و ادب فارسي و ديگر مهمان‌ها به خوانش آثار خود خواهند پرداخت. از ميان آثار ارسالي 40 اثر برگزيده و 14 اثر برتر مورد تقدير قرار مي‌گيرند.


احتمال ثبت روز «خواجو» در تقويم ملي

دبير شوراي فرهنگ عمومي گفت: حتما در شوراي فرهنگ عمومي ثبت روز ملي خواجو را دنبال مي کنيم و در صورت تصويب، در تقويم قرار داده خواهد شد.

به گزارش ايسنا، ، حجت الاسلام حسين شاهمرادي - دبير شوراي فرهنگ عمومي کشور - که در کرمان درباره وضعيت فرهنگ عمومي کشور سخن مي‌گفت، همچنين اظهار کرد: اگر مسوولان فرهنگي درست بينديشند و مسائل را درست ببيند، قطعا به مسائل فرهنگي جامعه راضي نيستند و راه اين نيست که فقط آمار بدهيم که آمار ناهنجاري ها و مشکلات چيست؟

وي افزود: مسوولان فرهنگي و دستگاه هاي اطلاع رساني بايد راهکارهاي برون رفت که مبتني بر مسائل کارشناسي شده توسط افراد موجه و کارشناس باشد، ارائه داده و مجريان عمل کنند و جزو وظايف اصلي شوراي فرهنگ عمومي است که به مسائل اصلي بپردازد.شاهمرادي تصريح کرد: يکي از معضلات، شبکه هاي مجازي است و مسوولان ذيربط بايد به آن پرداخته و اين تهديد را به يک فرصت تبديل و استفاده کرده و به راه هاي کنترل و برون رفت را از آن بپردازد و شوراي فرهنگ عمومي نيز تاثيرات آن در جامعه را بررسي کند.وي بيان کرد: يکي از مشکلات شوراي فرهنگ عمومي در سطح کشور اين است که بازخورد عملي در جامعه نداريم. بايد مسائلي در شورا مطرح شود که مورد ابتلاء عموم جامعه بوده و پاسخي از شورا بيرون بيايد که قابل اجرا در سطح عموم جامعه باشد.

دبير شوراي فرهنگ عمومي کشور اظهار کرد: بايد همه مسوولان فرهنگي و اجرايي خود را موظف بدانند که مصوبه شوراي فرهنگ عمومي استان را عملي کنند.

وي با اشاره به اينکه اگر اين مسيرها محقق شود، افزود: در اين صورت اثرات آن را در جامعه مي بينيم و اگر اثري را مشاهده نمي کنيم بايد ببينيم کدام زمينه ها عملي نشده يا مسوولان نسبت به تصميمات اهمال مي کنند.شاهمرادي با اشاره به اينکه ساختار شوراي فرهنگ عمومي مشکل ندارد، تصريح کرد: رسانه ها بايد خود را موظف بدانند و از اعضاي شورا و دبيران بخواهند روند بهبود و تاثيرگذاري مصوبات شورا را کجا مي توان ديد و اين مطالبه تاثيرات مثبتي براي بهتر شدن شوراي فرهنگ عمومي مي تواند داشته باشد.دبير شوراي فرهنگ عمومي کشور اظهار کرد: مقام معظم رهبري 42 سرفصل مهم را در ديدار با اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مطرح کردند که در هشت عنوان خلاصه بندي و به استان ها ارسال شده که نسبت به آن علاوه بر مسائل استاني، بحث و بررسي، در دبيرخانه کار کارشناسي و در شورا به آن بپردازند.

دبير شوراي فرهنگ عمومي کشور تصريح کرد: ما داراي ارزش ها و هنجارهاي خوبي هستيم که در بزنگاه ها متوجه مي شويم چه مردم خوب و وفاداري داريم و بايد قدر اين ارزش ها را بدانيم.


 تازه‌هاي نشر 

سه کتاب تازه از «هزاره‌هاي دنياي باستان»

سه کتاب تازه از مجموعه «هزاره‌هاي دنياي باستان» منتشر شد.

به گزارش ايسنا‌، «زردشت در تاريخ» نوشته گرادو نيولي با ترجمه مهديه چراغيان در 238 صفحه با شمارگان 1100 نسخه، جلد گالينگور منتشر شده است.يادداشت پشت جلد کتاب: «زمان‌، زيستگاه و حوادث زندگي زردشت‌، پيامبر ايران باستان‌، همواره موضوع پژوهش‌هاي بي‌شماري بوده است. اين کتاب شامل چهار سخنراني پروفسور گراردو نيولي است که به زمان زندگي زردشت پيامبر مي‌پردازد و به نظريه‌هاي مختلفي اشاره دارد که از سوي پژوهندگان تاريخ و فرهنگ ايران باستان مطرح شده‌اند.


 زنگ ادبيات 

نويسنده رمان "ديوار":

وارد ادبيات بيمار و محتضر ايراني شدم

عليرضا غلامي مي‌گويد با انتشار نخستين رمانش «ديوار» وارد ادبيات بيمار و محتضر ايراني شده‌ است.

به گزارش ايسنا، اين نويسنده و روزنامه‌نگار مي‌گويد شالوده‌ي داستانش روي واقعيت گذاشته نشده و رمان از همان اول به شما مي‌گويد که واقعي نيست؛ براي همين کسي که توي داستان حرف مي‌زند شخصيت‌ داستان است و حرف‌هاش را نبايد به حساب نويسنده گذاشت. او مي‌گويد خاطره‌ي آن روز‌هاي جنگ را نمي‌شود فراموش کرد. «ديوار» روايت زندگي يک انسان است در يک روز جنگي در يک شهر جنگ‌زده. غلامي مي‌گويد «کسي نمي‎تواند جانبازي را ببيند و ياد جنگ و مصائب آن نيافتد. اين سؤال هميشه توي ذهن مي‎آيد که آنها چطوري خودشان را قانع کردند که داوطلبانه جبهه بروند، دفاع کنند و ايثار کنند. آن جنگ را نمي‎شود فراموش کرد‌‎.»


*از احساس انتشار نخستين رمان‌تان، «ديوار»، بگوييد.

فکر مي‎کنم با انتشار اين رمان وارد ادبيات بيمار و محتضر ايراني شده‌ام.


*‌چرا فکر مي‌کنيد ادبيات محتضر؟

خب از بس که بهش لگد زده‌اند و ديگر برايش رمقي نگذاشته‌اند و انگار نفس‌هاي آخرش را مي‌کشد. حساب کنيد ديگر. تيراژ داستان را به 500 نسخه رسانده‌اند و سر همين 500 نسخه هم نويسنده‌اش بايد کلي خفت و خواري بکشد تا چاپ شود. خُب بخشي از اين وضعيت نتيجه‌ي تصميم‌هايي است که مديران از چند سال پيش براي ادبيات ايران گرفته‌اند.


*"ديوار» را روايت زندگي انساني مي‌دانيد که شهرش مورد هجوم دشمن قرار گرفته يا معتقديد رماني درباره‌ي جنگ نوشته‌ايد؟

خب هر دو. چون وقتي هجوم دشمن باشد جنگ است ديگر‌.


* راوي داستان‌تان قضاوت نمي‌کند. به نظر مي‌رسد خيلي ترسيده و قدرت داوري درباره‌ي اتفاق‌ها را از دست داده است.

بيش‌تر دچار احساسي شده که ناشي از موقعيتي است که در آن گرفتار شده. اما از چيزي نمي‎ترسد.‌


* چرا داوري نمي‎کند؟

فکر مي‌کنم چون خودش را در جايگاهي نمي‌بيند که بخواهد داوري کند. خود شما اگر از مدرسه‎روهاي دهه‌ي شصت باشيد اين مسئله را بهتر درک مي‎کنيد. بايد بدون چون و چرا کاري را انجام مي‌داديد که بزرگترها به شما مي‎گفتند. فکر نمي‌کنم حق انتخاب‌ها براي مدرسه‌روهاي دهه‌ي شصت زياد بوده باشد.


* در پرداخت شخصيت داستان‌تان چقدر در بند واقعيت‌هاي بيروني بوديد؟

راستش از کتاب‎هاي خاطره، مخصوصاً سوره‌مهري‌ها، يا روزنامه‎ها يا مستندهاي روايت فتح يا عکس‎ها زياد استفاده کردم. اما نقش تخيل را اصلاً نمي‎شود دست کم گرفت، چون به هر حال کار داستان يک کار ديگر است. ‌شما خوب مي‌دانيد که شالوده‌ي داستان روي واقعيت گذاشته نشده و اصلا رمان از همان اول به شما مي‌گويد که واقعي نيست. داستان چيزهايي را روايت نمي‌کند که در زندگي واقعي اتفاق افتاده‌اند. توي داستان بايد انگيزه‌هاي شخصيت‌ها را شناخت و علت شکست‌ها و پيروزي‌هاشان را درک کرد. اين‌طوري مي‌توانيم به کمک رمان خودمان را، اطرافيان‌مان را و محيط‌مان را حتي بهتر بشناسيم.


* ممکن است گفته شود اين رمان مقداري خشن است.

راستش جنگ خشن است و هيچ قدرتي نمي‎تواند آن را مخملي کند. شما نمي‎توانيد کسي را توي آب کنيد و به او بگوييد لطفاً خيس نشو.‌ کسي که تنِ بي‌سر مي‎بيند نمي‎تواند آن را فراموش کند.‌


* پس علي‌رغم گذشت سال‌ها آن تجربه‌ها در ذهن شما زنده است. ‎

کسي نمي‎تواند جانبازي را ببيند و ياد جنگ و مصائب آن نيافتد. يا خبرهاي مربوط به مجروحان شيميايي را بخواند و ياد آن هشت سال نيافتد. اين سؤال هميشه توي ذهن مي‎آيد که آنها چطوري خودشان را قانع کردند که داوطلبانه جبهه بروند، دفاع کنند و ايثار کنند. آن جنگ را نمي‎شود فراموش کرد‌.


* به همين دليل «ديوار» را - آن‌طور که در ابتداي کتاب نوشته‌ايد - به «کساني که در جنگ جان دادند»، تقديم کرديد؟

خب بله. آن سال‎ها وقتي عموهام جبهه مي‎رفتند گاهي من هم پاي رژه‎ي آن‌ها توي خيابان‌ها حاضر مي‎شدم. تصوير همه‎ي آن‌ها که چفيه مي‎انداختند و خط مقدم مي‎رفتند توي ذهن مانده.‌‎ آن صحنه‎ها را نمي‎شود فراموش کرد‌‎.


 نغمه 

شيخ اجل سعدي

يکي گفت با صوفيي در صفا

نداني فلانت چه گفت از قفا؟

بگفتا خموش، اي برادر، بخفت

ندانسته بهتر که دشمن چه گفت

کساني که پيغام دشمن برند

ز دشمن همانا که دشمن ترند

کسي قول دشمن نيارد به دوست

جز آن کس که در دشمني يار اوست

تو دشمن‌تري کاوري بر دهان

که دشمن چنين گفت اندر نهان

سخن چين کند تازه جنگ قديم

به خشم آورد نيکمرد سليم

ازان همنشين تا تواني گريز

که مر فتنه‌ي خفته را گفت خيز


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون