جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3190- تاریخ : 1393/08/05 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)

"عبد العلي اديب"، اديب و مبارز
نگاهي به زندگي و آثار "عبدالعلي اديب برومند"


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


 "عبد العلي اديب"، اديب و مبارز
 نگاهي به زندگي و آثار "عبدالعلي اديب برومند" 

مهدي طوسي

عبدالعلي اديب برومند در بيست و يكم خرداد ماه 1303در زادگاهش شهر« گز» از شهرستان برخوار اصفهان زاييده شده است پدرش مرحوم مصطفي قليخان برومند از خوانين گـز بود كه از حسن خط و مقدمات زبان عربي و آگاهي هاي تاريخي بهره داشت .به زبان فرانسه مسلـّط واز جمله تجدد طلبان عصر بود، هيچ گاه شغل دولتي نپذيرفت و به كار مِلكداري و كشاورزي اكتفا نمود .

مادرش مرحوم رباب غفار دخت ، خواهر بزرگ استاد حيدر عليخان برومند بود كه از سواد خــوانــدن و نــوشتن بـي بـهره نبود ، در خـانـه داري و تنظيم امـور اقتصادي خـانـواده زني لياقت مند و با شخصيّت به شمار مي رفت كه درباره تحصيلات فرزندان هم ، پي گيري و علاقه مندي كامل از خود نشان ميداد .

عبدا لعلي اديب برومند در سن شش سالگي نزد معلم سرخانه كه « ملا قنبر» نام داشت و مكتب دار بـود ، خـوانـدن و نوشتن را آغــاز كرد و پس از دو سال به اصفهان آمـد ونخست دو سه ماه در مدرسه « قدسيه» درس خواند وسپس در دبيرستان « فرهنگ» كه مديرش روانشاد « مجيد مير احمدي » از پيشگامان آموزش و پرورش اصفهان بود نام نويسي كرد و از كلاس سوم ابتدايي تا سوم متوسطه در آن دبيرستان به تحصيل پرداخت .

پس از دريافت سيكل به دبيرستان« صارميه » اصفهان رفت و در رشتهُ ادبي ديپلم گرفت و در شهريور ماه 1321 به منظور ادامه تحصيل به تهران رفت و در سال 1324 موفق به گرفتن ليسانس در رشته حقوق قضائي از دانشكده حقوق گرديد.

اديب برومند در سال 1325 از وزارت دادگستري ابلاغي براي شغل دادياري دادگستري اردبيل دريافت كرد ولي از پذيرفتن سِِِِِمَت قضائي اعـراض نمود و تقاضاي صدور پـروانـه كارآموزي وكالت دادگستري كرد و دو سال بعد بطور مستقـل به عنوان وكيل پايه 1 دادگستري مشغول كار شد؛ وي سالها وكيل بانك ملـّي ايران بود و وكالتهاي متفرقه را كمتر مي پذيرفت و در اين حرفه همواره براي احقاق حقوق مي كوشيد.

اديب برومند در ظرف مدتي كه در دانشكده حقوق تحصيل مي كرد نسبت به تكميل معلومات ادبي و پرورش دادن طبع شاعري خود غافل نبود بلكه با كوشش بسيار شمار فراواني از متون معتبر نظم و نثر پارسي را با دقت تمام مطالعه نمود و در شعر و ادب به ممارست پرداخت و به زبان عربي و فرانسه نيز به خوبي آشنايي پيدا كرد .

اديب تا سن 16 سالگي به نثر نويسي اهتمام مي ورزيد ولي از 17 سالگي بيشتر به شعر و شاعري روي آورد وبا علاقه و دلبستگي به شاعران و اشعارشعراي دوران مشروطه خواهي براي ادامهُ آن سبكِ نوپا از جهت موضوع و مطلب كه ديرينگي نداشت و ابتلا آت زمان را موضوع شعر قرار مي داد پس از حادثه سوم شهريور ماه 1320 و اشغال ايران به وسيله متفقين در جنگ جهاني دوم ، به سرودن شعرهاي سياسي و ميهني پرداخت . موضوع اين اشعار حمله به اشغال كنندگان ايران و مخالفت با عوامل بيگانه يعني هواداران شوروي و انگليس و انتقاد از ديكتاتوري دوران رضا شاه و تقويت آزاديخواهي و استقلال طلبي و حسِِِّ وطن خـواهـي در مـردم ايران بود كه در جرايد و مجلات كشور منتشرمي شد و افزون براين اديب به دسته ها و حزب هاي دست نشاندهُ بيگانگان نيز با شعر و زبان قلم به جنگ و ستيز ادامه مي داد ، چنان كه در غائله ي آذربايجان و زمزمهُ تجزيه طلبي در آن سامان به شدّت برضد حزب دموكرات آذربايجان و حكومت « سيد جعفر پيشه وري » مبارزهُ قلمي و شعري را آغـاز نمود كه تا پايان حادثه و بعد از آن از اين حملات دست نكشيد .


 خبر ادبي 

بزرگداشت تنها برنده ايتاليايي نوبل کوچک در ايران

مراسم بزرگداشت جاني روداري تنها نويسنده ايتاليايي برنده جايزه ادبي هانس کريستين اندرسن معروف به نوبل کوچک، در تهران برگزار شد.

به گزارش مهر، صد و هفتاد و ششمين شب بخارا به «جاني روداري»، نويسنده ايتاليايي اختصاص داشت که با همکاري بنياد فرهنگي ملت و سفارت ايتاليا در کانون زبان فارسي برگزار شد.

جواني روداري که بيشتر او را با نام جاني روداري مي‎شناسند شاعر، روزنامه‌نگار و يکي از بزرگترين نويسندگان کودکان و نوجوان ايتاليا است و کتاب‎هايش به زبان‎هاي بسياري ترجمه شده است. ماجراهاي پيازچه، کيک آسماني، بنفشه اي در قطب، دختري که نمي‎خواست بزرگ شود، از جمله آثار اوست.

جاني روداري در 1920 در دهکده‌اي در شمال ايتاليا به دنيا آمد و در همان اوان جواني با ادبيات و دنياي قصه نويسي آشنا شد و در 1951 به انتشار دو کتاب‌ با عنوان‏هاي «ترانه‌هاي کودکانه» و «ماجراهاي پياز کوچولو» دست زد و يک سال بعد هم ازدواج کرد که ثمره اين ازدواج تولد دخترش در 1957 بود که نامش را پائولا گذاشت. در همين سال بود که در آزمون روزنامه‌نگاري حرفه‌اي پذيرفته شد اما سرانجام تصميمي گرفت که زندگي‏اش را به راهي ديگر کشاند. او کار کردن به عنوان نويسنده کودک را به حرف? روزنامه نگاري ترجيح داد.

جاني روداري يگانه نويسنده ايتاليايي است که توانست در 1970 جايزه‌ «هانس کريستين آندرسن» را از آن خود کند. روداري در 15 آوريل 1980 درگذشت. بچه‌هايي که او را از طريق آثارش مي‎شناختند و بسيار دوستش داشتند، دور تابوتش حلقه زدند و تکه کاغذهايي را که در آنها جملاتي براي روداري نوشته بودند و يا نقاشي‌هايشان را روي تابوت روداري گذاشتند.

تا کنون از «جاني رُوداري» آثار بسياري به فارسي ترجمه و چاپ شده است. جاني رُوداري در اغلب آثارش نيمي از کتاب را به دخترش «پائولا» و نيمي ديگر را به تمام بچه‎هاي دنيا تقديم مي‌کرد.


کتاب‌هايي که به بچه‌ها تحميل مي‌شود

يک نويسنده کودکان گفت: بحث تجهيز کتابخانه‌هاي کلاسي مدرسه‌ها که اخيرا توسط وزير آموزش و پرورش مطرح شده است، مي‌تواند از طريق ليست بهترين‌هاي نشر که توسط سازمان‌هاي غيردولتي سال‌هاست سامان داده شده است‌، صورت گيرد.

محمود برآبادي در گفت‌وگو با ايسنا‌، با بيان اين مطلب تصريح کرد: در حال حاضر ليست‌هايي توسط لاک‌پشت پرنده و شوراي کتاب کودک توسط کارشناسان از ميان آثار منتشرشده به صورت ماهانه و يا فصلي منتشر مي‌شود که مي‌تواند منابع خوبي براي گزينش کتاب‌ها جهت ورود به کتابخانه‌هاي مدارس باشد.

نويسنده «راز باغ متروک» تاکيد کرد: در حال حاضر کتابخانه‌هاي مدرسه‌هاي ما مملواز کتاب‌هاي کمک‌آموزشي و کتاب‌هايي است که توسط نهادهاي خاصي راهي آموزش و پرورش شده‌اند و جاي کتاب‌هاي مورد علاقه‌ بچه‌ها بسيار تنگ و بعضا نادر است.

اين نويسنده افزود: معمولا کتابخانه‌هاي مدرسه‌هاي ما کتاب‌هاي به‌روزي را در اختيار ندارند و اگر بنا است آموزش و پرورش به تجهيز اين کتابخانه‌ها بپردازد، بايد نسبت به گزينش بهترين‌هاي تمامي موسسات انتشاراتي اقدام کند.او همچنين گفت گفت: بچه‌ها نيازمند کتاب‌هايي با مسائل روز هستند؛ کتاب‌هايي که با علايق و سلايق آنها هم‌خواني داشته باشند. در غير اين صورت تجهيز کتابخانه‌ها بدون رعايت آنچه پيشتر گفته شد به جز انباشت کتاب‌هايي که هيچ رغبتي را در مخاطبان ايجاد نمي‌کند نخواهد بود.


 تازه‌هاي نشر 

رماني پليسي بر مبناي «سودابه و سياوش»

نخستين رمان کاوه ميرعباسي با نام«سين مثل سودابه» در چند روز آينده به بازار کتاب مي‌آيد.

اين نويسنده و مترجم درباره اين رمان به ايسنا، گفت: «سين مثل سودابه» در حقيقت جلد اول يک هفت‌گانه است که در ژانر نوآر پليسي و بر مبناي ماجراي سودابه و سياوش «شاهنامه» فردوسي نوشته‌ام.ميرعباسي افزود: ماجراي رمان در زمان حال مي‌گذرد و يک نوع ديالوگ در ادبيات پليسي است. اين کتاب اولين روايت از يک هفت‌گانه است و بنا دارم شش روايت ديگر روي همين تم سياوش و سودابه شاهنامه بنويسم. هر کدام از اين رمان‌ها با يکي از گونه‌هاي فرعي ادبيات پليسي ارتباط دارند. پرسوناژ‌ها در اين رمان‌ها ثابت‌اند، اما کارآگاه داستان‌ها در هر کدام از رمان‌ها ويژگي‌هاي يکي از کارآگاه‌ها‌ي معروف در ادبيات پليسي را دارند.

ميرعباسي همچنين از پايان ترجمه «کمدي الهي» دانته و ترجمه تازه «شازده‌ کوچولو» و «جاناتان مرغ دريايي» خبر داد و گفت: قرار است «کمدي الهي» را انتشارات کتابسراي نيک منتشر کند. «جاناتان مرغ دريايي» و «شازده کوچولو» نيز از سوي نشر ني منتشر خواهند شد.

اين مترجم همچنين از شروع ترجمه آثار گابريل گارسيا مارکز خبر داد.


 زنگ ادبيات 

نگاهي به کتاب "تئاتر در مشرق زمين"

خورشيد همچنان از شرق طلوع مي كند

علي احساني

ايبنا: بشر از زماني که بر کره خاکي گام نهاد با آيين و مناسک مختلف در مسير تسکين آلام و بروز شادي‌ها روح و جسم خود را صيقل داد. بي شک تئاتر بومي با تاسي به رفتارها و سنن هر جغرافيا به نشانه هويتي هر مللي بدل شده است و در گذر زمان اين رفتارها با تغيير ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي به پوست اندازي و نوگرايي به سوي کمال و بلوغ پيش رفته‌اند. انتشارات نمايش مجموعه اي را در اواخر دهه 60 و ابتداي دهه 70 تحت عنوان تاريخ نمايش جهان در 10 کتاب مختلف به تناوب منتشر کرد. در اين گفتار نيم نگاهي به کتاب دوم اين مجموعه تحت عنوان «تئاتر در مشرق زمين» انداخته‌ايم که خواندن آن براي دانشجويان رشته نمايش خالي از لطف نيست.

فشفشه‌هايي از باورهاي رنگارنگ

بي شک تأثير قدرت فرهنگي مشرق زمين در برابر مناسک و آيين‌هاي نيمه غربي کره خاکي در اين حضور چند هزار ساله موجود دو پا بر کسي پوشيده نيست. در بخش نخست کتاب «تئاتر در مشرق زمين» ماهيائو تسيون، تئاتر چين را رصد کرده است. کشوري افسانه اي با آيين و مناسک‌هاي منحصر به فرد که دامنه تأثير آن را در کشورهاي هم‌جوار نيز مي‌توان ديد. اين پژوهشگر در مقدمه مقاله خود نوشته است: «در کشور چين، رقص و آواز همانند بسياري از کشورهاي ديگر از زمان‌هاي بسيار کهن متداول بوده و ريشه‌هاي بسياري از هنرهاي نمايشي به‌شمار مي‌آيند. در تئاتر سنتي چين دو درون‌مايه اصلي به چشم مي‌خورد که يکي رابطه تنگاتنگ با متون مکتوب ادبي دارد و ديگري به شيوه عاميانه است که آفرينشگران آن ناشناخته‌اند. رقص به ويژه نقش برجسته اي در تئاتر چين ايفا مي‌کند. اين هنر با اجرايي قراردادي و بسيار پيراسته، احساسات اشخاص نمايشي را با نوعي مبالغه روان شناختي به نمايش در مي‌آورد، به گونه اي که هر حالت و حرکت مفهومي ويژه دارد.»

پس از تأسيس جمهوري خلق چين در سال 1949، دولت مرکزي به احياي تئاتر سنتي مشغول شد. سال 1954 آکادمي تئاتر چين در پکن و در 1955 مدرسه تئاتر پکن فعاليت‌هاي خود را آغاز کردند. ماهيائو تسيون در بخش پاياني پژوهش خود يادآور شده است: «تئاتر در چين، چه در گذشته و چه در امروز از اهميت فوق‌العاده‌اي در زندگي مردم برخوردار بوده است. اين هنر تنها وسيله تفريح و سرگرمي نبوده است. طي قرون، تئاتر آموزگار، تسلي بخش و سخنگوي توده‌هاي عظيم ستمديده بوده است. در زمان ما نيز اين ويژگي خود را همچنان حفظ کرده است. هنر تئاتر اينک در اوج ترقي است. عامه مردم روز به روز علاقه بيشتري نسبت بدان ابراز مي‌دارند.»

رعدي در دور دست

جماعت هندي نسبت به هنرهاي نمايشي تعلق خاطر خاصي از گذشته‌هاي دور داشته‌اند. ژانين اوبوايه در بخش دوم کتاب که به تئاتر در هندوستان اختصاص دارد در معرفي هنر نمايش اين ديار گفته است: «در هندوستان هنر نمايش خصلت دو گانه دارد: مذهبي و الحادي. تمايز ميان اين دو نيز هميشه آسان نيست، زيرا زندگي مردمان هند به‌طور کلي بر مبناي آداب و رسوم آئيني، اعتقادات مذهبي و داده‌هاي سنتي پايه ريزي شده است. اکثر اطلاعاتي که از گذشته‌هاي دور بجا مانده‌اند داراي محتواي مذهبي هستند که اين خود به‌طور طبيعي چنين برداشتي را تقويت مي‌کند. به اين دليل است که اکثر فعاليت‌هاي نمايشي، که تئاتر نمونه بارز آن است، حتي در اعصار متأخر، وابستگي‌هايي با الوهيت دارند.»

گونه اي از نمايش بومي در جنوب غربي هندوستان مرسوم است که کاتاکالي نام دارد. ژانين اوبوايه در صفحه 70 کتاب درباره اين گونه نمايشي مي‌گويد: «کاتاکالي، پانتوميمي است با منشا آئيني که سنت‌هاي مذهبي ميسترها را سنت‌هاي رقص کلاسيک و روايات محلي در هم آميخته است. برنامه‌هاي نمايشي آن شامل نمايشنامه‌هاي زيادي است که نويسندگان اکثر آن‌ها شاهان کرالا هستند که در قرون 18 و 19 مي‌زيسته‌اند اند. مضامين اين نمايش‌ها از اساطير برهمايي گرفته شده که به زبان سانسکريت اجرا و به زبان عاميانه (مالايام) تفسير مي‌شوند. عمل نمايشي با رقص ارائه مي‌شود و دو آوازه خوان و يک ارکستر مخصوص متشکل از سازهاي ضربي (دهل، گونگ و سنج) آن را همراهي مي‌کنند.»


 نغمه 

سعدي

اگرم حيات بخشي و گرم هلاک خواهي

سر بندگي به حکمت بنهم که پادشاهي

من اگر هزار خدمت بکنم گناهکارم

تو هزار خون ناحق بکني و بي گناهي

به کسي نمي‌توانم که شکايت از تو خوانم

همه جانب تو خواهند و تو آن کني که خواهي

تو به آفتاب ماني ز کمال حسن طلعت

که نظر نمي‌تواند که ببيندت که ماهي

من اگر چنان که نهيست نظر به دوست کردن

همه عمر توبه کردم که نگردم از مناهي

به خداي اگر به دردم بکشي که برنگردم

کسي از تو چون گريزد که تواش گريزگاهي

منم اي نگار و چشمي که در انتظار رويت

همه شب نخفت مسکين و بخفت مرغ و ماهي

و گر اين شب درازم بکشد در آرزويت

نه عجب که زنده گردم به نسيم صبحگاهي


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون