جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3135- تاریخ : 1393/05/30 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

"سيمين"، نيماي غزل
به بهانه درگذشت "سيمين بهبهاني"


خبر ادبي


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


 "سيمين"، نيماي غزل
 به بهانه درگذشت "سيمين بهبهاني" 

مهدي طوسي

سيمين بهبهاني بامداد سه‌شنبه، 28 مردادماه در سن 87سالگي بر اثر ايست قلبي و تنفسي دار فاني را وداع گفت.

علي بهبهاني، پسر ارشد سيمين بهبهاني، در گفت‌وگو با ايسنا گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت يک بامداد مادرم درگذشت.

او افزود: حال مادر اندکي بهتر شده بود و ما فکر مي‌کرديم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا مي‌گيرد و بعد خاموش مي‌شود، ساعت يک بامداد از بيمارستان خبر دادند که او درگذشته است.

علي بهبهاني گفت: در حال تصميم‌گيري براي انتخاب محل آرامگاه مادر هستيم و در حال حاضر نيز پيکر او در سردخانه بيمارستان است.

خبر درگذشت سيمين بهبهاني از سوي کادر بيمارستان محل بستري او نيز تأييد شد.

سيمين بهبهاني از 15 مردادماه به کما رفت و در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان بستري بود.

به دنبال بستري شدن اين شاعر غزل‌سرا، پيش‌تر شايعاتي زودهنگام از درگذشت او در برخي رسانه‌ها انتشار يافته بود که از سوي خانواده بهبهاني تکذيب شد.

سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، به همراه افشين علاء و فاطمه راکعي براي عيادت از اين شاعر به بيمارستان رفتند. مهدي قزلي، مدير بنياد شعر و ادبيات داستاني، نيز در اين ديدار حضور داشت.

*

سيمين بهبهاني‌ زاده‌ 28 تيرماه سال 1306 در تهران، به خاطر سرودن غزل فارسي در وزن‌هاي تازه به «نيماي غزل» معروف است.

سيمين خليلي معروف به «سيمين بهبهاني» فرزند عباس و حاج ميرزا حسين حاج ميرزاخليل مشهور به ميرزا حسين خليلي تهراني که از رهبران مشروطه بود عموي پدر او و علامه ملاعلي رازي خليلي تهراني پدربزرگ اوست. است. پدرش عباس خليلي به دو زبان فارسي و عربي شعر مي‌گفت و حدود 1100 بيت از ابيات شاهنامه فردوسي را به عربي ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌هاي متعددي را هم به رشته تحرير درآورد که همگي به چاپ رسيدند.

مادر او فخرعظما ارغون دختر مرتضي قلي ارغون از بطن قمر خانم عظمت السلطنه بود. فخر عظما ارغون فارسي و عربي و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصي خواند و با متون نظم و نثر آشنايي کامل داشت و زبان فرانسه را نيز زير نظر يک مربي سوئيسي آموخت. او همچنين از زنان پيشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضويت داشت و مدتي هم سردبير روزنامه آينده ايران بود. او همچنين عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت مي‌کرد.

سيمين بهبهاني ابتدا با حسن بهبهاني ازدواج کرد و به نام خانوادگي همسر خود شناخته شد ولي پس از وي با منوچهر کوشيار ازدواج نمود. او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبيري کار کرد.او در سال 1337 وارد دانشکده حقوق شد، حال آنكه در رشته ادبيات نيز قبول شده بود. در همان دوران دانشجويي بود که با منوچهر کوشيار آشنا شد و با او ازدواج کرد. سيمين بهبهاني سي سال-از سال 1330 تا سال 1360- تنها به تدريس اشتغال داشت و حتي شغلي مرتبط با رشته? حقوق را قبول نکرد.

در 1348 به عضويت شوراي شعر و موسيقي در آمد . سيمين بهبهاني ، هوشنگ ابتهاج ، نادر نادرپور ، يدالله رويايي ، بيژن جلالي و فريدون مشيري اين شورا را اداره مي‌کردند . در سال 1357 عضويت در کانون نويسندگان ايران را پذيرفت .

در 1378 سازمان جهاني حقوق بشر در برلين مدال کارل فون اوسي يتسکي را به سيمين بهبهاني اهدا کرد . در همين سال نيز جايزه ليليان هيلمن / داشيل هامت را سازمان نظارت بر حقوق بشر به وي اعطا کرد.

او به خاطر سرودن غزل فارسي در وزن‌هاي بي‌سابقه به «نيماي غزل» معروف است.

سيمين بهبهاني از موثر ترين و مبتکرترين شاعران عرصه غزل معاصر است .وي شاعري را از آغاز جواني با سرودن غزلها و چهارپاره هايي کلاسيک و رمانتيک اغاز کرد که غالبا داراي مضامين عاشقانه - احساسات انسان دوستانه بودند .رفته رفته از دهه سي به بعد تحت تاثير اشعار نو پردازان رگه هايي از زبان و تخيل تازه ي رمانتيک در غزل هاي او پديدار شد که مجموعه مرم نشانگر اين تحول بود .بعد ها مجموعه ي غزل رستاخيز ، تلاش موفق او را در تلفيق روح تغزلي با نگرش و محتواي اجتماعي به نمايش گذاشت .

بهبهاني به قصد دميدن روح تازه در پيکره غزل بعد ها علاوه بر نوگرداني زبان و تخيل ، از حوزه اوزان رايج غزل فارسي گام فراتر نهاده و وزنهاي غير رايج يا ابتکاري به کار گرفت که در سالهاي بعد از انقلان نيز در آثار او تداوم داشت و کوشيد تا با بهره گيري از فضا سازي هاي روايي ، توالي منطقي ابيات بافت موسيقايي نو و رگه هاي بينش فلسفي - اساطيري غزل را از روح سنتي تهي کند و به ان روحي تازه و متناسب با زمان بخشد.



 خبر ادبي 

 خبر ادبي 

حسين يعقوبي مطرح کرد:

آفت آثار صادق هدايت

حسين يعقوبي در کارگاه داستان هشتمين جشنواره سراسري طنز سوره که 27 مرداد در حوزه هنري برگزار شد، تعاريفي از داستان کوتاه و طنز در ادبيات داستاني جهان ارائه داد.

به گزارش ايسنا، اين نويسنده، مترجم و روزنامه‌نگار طنزپرداز در کارگاه داستان که در حضور جمعي از راه‌يافتگان به مرحله نهايي بخش داستان کوتاه جشنواره طنز سوره و همچنين علاقه‌مندان به داستان‌نويسي برگزار شد، با بيان اين که نويسنده هم بايد قريحه و هم خلاقيت داشته باشد، اظهار کرد: قريحه يا استعداد چيزي است که باعث مي‌شود صاحب اثر را به عنوان نويسنده بشناسند و خلاقيت ويژگي‌اي است که کار يک نويسنده را از ديگر نويسندگان متمايز مي‌کند.

او ادامه داد: بسياري از داستان هايي که براي مجموعه هاي تلويزيوني نوشته مي شوند، ويژگي داستان بودن را دارند اما خلاقيت در آن ها وجود ندارد و به همين دليل اغلب تکراري به نظر مي آيند.

او با تاکيد بر اين که مطالعه امر مهمي براي نويسنده است، گفت: مطالعه فلسفه، ادبيات و تاريخ براي نويسنده واجب است. مثلي هست که مي گويد تمام داستان هاي دنيا نوشته شده است و شما تنها بايد آن ها را به زبان تازه اي روايت کنيد و در صورتي که مطالعه زياد داشته باشيد مي توانيد سوژه هاي بيشتري به دست بياوريد و تاثير بگيريد.

يعقوبي همچنين قصه و داستان را متفاوت دانست و گفت: جمال زاده در اغلب آثارش توصيفات عيني بيان مي کرد و مي توان آثارش را قصه دانست، در حالي که صادق هدايت را مي توان به نوعي پدر داستان نويسي در کشورمان دانست، چرا که آثار هدايت بيشتر به استاندارد جهاني که از نيمه دوم قرن نوزدهم به عنوان داستان کوتاه در جهان شناخته شد شباهت دارد. البته به طور کلي مي توان اين گونه تقسيم بندي کرد و نمي گويم که تمام آثار جمال زاده قصه و آثار هدايت داستان است. هدايت هم آثار ضعيف دارد و آثاري که به قصه نزديک مي شود هم در کارنامه او مشاهده مي شود. ايراد اصلي که هدايت داشت تعصب قومي شديدش بود که در برخي کتاب هايش هم مي بينيد عملا به اعراب فحش مي داد و اين آفت داستان هايش است.

مترجم کتاب "مرگ در مي زند" با بيان اين که در قرن نوزدهم داستان کوتاه تحت تاثير عکاسي و سبک نقاشي امپرسيونيسم به وجود آمد، عنوان کرد: رمان هاي معروف يک زندگي را به مخاطب نشان مي دادند برخلاف داستان که مخاطب را ناگهان به ميان ماجرايي پرتاب مي کند. مي گويند اين نوع داستان نويسي تحت تاثير عکاسي که ثبت لحظه اي خاص است شکل گرفت. نقاشان کلاسيک نيز مانند رمان نويسان همه چيز را با جزييات ترسيم مي کردند، نقاشان امپرسيونيسم در حقيقت حد فاصل بين نقاشان کلاسيک و مدرن بودند و به اين فکر رسيدند که با يک رنگ و ضربه قلم نقاشي تاثير ايجاد کنيم و تاثير روحي منظره اي را بر مخاطب ايجاد کنيم و به نوعي مي توان گفت داستان کوتاه از سبک نقاشي امپرسيونيسم هم وام گرفته است.

او خاطرنشان کرد: مطالعه درباره سبک هاي مختلف خوب است، اما نبايد تنها به دنبال تعاريف بود، به ويژه در طنز خيلي نمي توان قالب و تعريفي انتخاب کرد و نويسندگان هم نبايد خود را محدود به تعاريف کنند.

يعقوبي با اشاره به تفاوت هاي طنز و کمدي، عنوان کرد: خيلي ها قائل به اين تفاوت نيستند. با ابوالفضل زرويي نصرآباد بحثي داشتيم که ايشان اعتقاد داشت طنز در ادبيات است و وقتي به حوزه نمايش مي آيد تبديل به کمدي مي شود، در حالي که من چنين اعتقادي ندارم و معتقدم جاهايي هست که طنز و کمدي کاملا از هم جدا
مي شوند و بر هم منطبق نيستند.

اين نويسنده و مترجم گفت: "قلعه حيوانات" جورج اورول را همه به عنوان طنز قبول دارند، اما در مورد اثري مانند "1984" که طنز سياه خيلي قوي دارد، معمولا مخاطب متوجه اين طنز نمي شود و در حقيقت تعريفي که مي گويند يکي از شرايط طنز اين است که حتما باعث خنده شود در اين اثر نقض مي شود.


 تازه‌هاي نشر 

چاپ مجموعه‌داستاني درباره دوباره به دنيا آمدن آدم‌ها

مجموعه‌داستان «گاهي آدم‌ها دوبار به دنيا مي‌آيند» نوشته محمد خليلي توسط انتشارات بامداد نو منتشر و راهي بازار نشر شد.

به گزارش مهر، اين کتاب حاوي 6 داستان کوتاه است و «گاهي آدم‌ها دوبار به دنيا مي‌آيند» که دومين داستان کتاب است، ماجراي جواني به نام صالح است که به کمک دوستش داريوش ديپلم هنرستان خود را مي‌گيرد. او که شغلي ندارد گاهي به عنوان باربر خبر شده و به اين کار استخدام مي‌شود. صالح خسته و نااميد است تا زماني که داريوش که ديگر يک مهندس شده به ديدارش مي‌آيد و از صالح مي‌خواهد که يک جلسه را به جاي او به دانش‌آموزان کنکوري درس بدهد. شوقي که موفقيت در اين کار براي صالح به ارمغان مي‌آورد، باعث مي‌شود تا به فکر ادامه تحصيل بيافتد...عناوين داستان‌هاي اين کتاب به ترتيب عبارت است از: «بيرقي در باد»، «گاهي آدم‌ها دوبار به دنيا مي‌آيند»، «مداد قرمز»، «دستکش‌هاي سفيد»، «يک ميليون و ششصد» و «زيدي».


"هرمنوتيک» وارد بازار نشر شد

کتاب «هرمنوتيک» نوشته ژان گروندن با ترجمه محمدرضا ابوالقاسمي توسط نشر ماهي منتشر و راهي بازار نشر شد.

به گزارش مهر، ظهور هرمنوتيک از دل تفسير کتاب مقدس و پيدايش هرمنوتيک فلسفي در قرن نوزدهم، محور مباحث اين کتاب است. نويسنده از پرسش‌هاي بنيادين هرمنوتيک فلسفي در انديشه‌هاي شلايرماخر و ديلتاي آغاز کرده و زمينه‌هاي شکل‌گيري چرخش هستي‌شناختي هرمنوتيک نزد هايدگر و گادامر را شرح مي‌دهد.مناظره گادامر و دريدا در پاريس و پيامدهاي مهم آن، دستاوردهاي پل ريکور، تاثير هرمنوتيک بر فلسفه انگليسي - آمريکايي از طريق افکار ريچارد رورتي و برداشت پست‌مدرن جياني واتيمو از هرمنوتيک از ديگر مباحثي است که در اين کتاب مورد بررسي قرار گرفته است.اغلب نمايندگان سرشناس هرمنوتيک معاصر (گادامر، ريکور و پيروانشان) پا جاي پاي هايدگر گذاشته‌اند. هرچند دقيقا به صراط مستقيم فلسفه اگزيستانس هايدگر نرفته‌اند. اين انديشمندان بيشتر به از سرگيري مباحثه در علوم انساني که کمابيش مورد غفلت هايدگر بود، توجه نشان مي‌دهند و از همين رو دوباره به سنت شلايرماخر و ديلتاي پيوسته‌اند، اما از پذيرش اين‌که هرمنوتيک بايد در وهله اول کارکردي روش‌شناختي داشته باشد، خودداري مي‌کنند.


 زنگ ادبيات 

در هفتاد و دومين کنوانسيون جهاني رمان علمي

"عدالت کمکي" برنده بهترين رمان علمي سال «تاج‌وتخت» امريکايي،«دکتر هو» انگليسي را شکست داد

يکشنبه‌شب به‌وقت محلي در اکسل سنتر لندن، «تاج‌وتخت» توانست بر «دکترهو» انگليسي برتري يافته و عنوان برنده بخش «فرم کوتاه» هفتاد و دومين کنوانسيون جهاني رمان علمي را به خود اختصاص دهد و رمان «عدالت کمکي» نيز جايزه بهترين رمان علمي سال موسوم به «جايزه هوگو گرنسبک» را به خود اختصاص دهد.

به گزارش ايبنا تاج‌وتخت/ اپيزود باران‌هاي کاستامر(موسوم به اپيزود ازدواج قرمز) توانست جايزه 2014 بهترين عرضه دراماتيک (فرم کوتاه) را از «دکترهو» انگليسي بربايد و اين در حالي است که رمان «عدالت کمکي»نوشته «آن لکي» امريکايي توانست عنوان بهترين رمان علمي سال را به خود اختصاص دهد.

(گفتني است «باران‌هاي کاستامر» فصل سوم و اپيزود نهم، نوشته ديويد بنياف و دي.بي.ويس است که دوم ژوئن 2013 روي آنتن رفت)

در اين مراسم بهترين رمان کوتاه /Novella به «اکوييد»/ EQUOID(نوعي خرچنگ شن و ماسه) اثر «چارلز اشتراس» نويسنده انگليسي رسيد.

جايزه هوگو از سال 1953 و يازدهمين کنوانسيون جهاني رمان علمي، به افتخار «هوگو گرنسبک»/ Hugo Gernsback (مخترع امريکايي-لوکزامبورگي)خالق داستان هاي شگفت آور و خالق واژه«رمان علمي» به بهترين آثارعلمي-تخيلي اهدا مي‌شود.

اسامي ساير برندگان به شرح زير است:

بهترين نوولته (رمان احساسي): بانوي فضانورد از مريخ / ماري روبينت کووال

بهترين داستان کوتاه : آبي که از ناکجا روي تو باريد / جان چو

بهترين اثر مرتبط : ما هميشه مي‌جنگيديم،چالش زنان،روايت‌هاي گاو و بردگان / کامرون هرلي

بهترين داستان مصور: زمان / راندل مونرو

جايزه جان کمپل به بهترين نويسنده تازه‌کار: سوفيا ساماتار

بهترين عرضه دراماتيک (فرم کوتاه): تاج‌وتخت:باران‌هاي کاستامر / ديويد بنياف و دي بي ويس

بهترين ويرايشگر (فرم کوتاه) : آلن داتلو

بهترين ويرايشگر (فرم بلند) : جينجر بوچانان

بهترين هنرمند حرفه‌اي: جولي ديلون

بهترين زين (چيزي ميان نامه شخصي و مجله است): مجله سرعت نور/ lightspeed / جوزف آدامز، ريچ هورتون و استفان رودنيکي

بهترين نويسنده نشريات علمي کم تيراژ: کامرون هرلي

بهترين هنرمند نشريات علمي کم تيراژ: سارا وب


 نغمه 

غزل

صائب تبريزي

چه بود هستي فاني که نثار تو کنم؟

اين زر قلب چه باشد که به کار تو کنم؟

جان باقي به من از بوسه کرامت فرماي

تا به شکرانه همان لحظه نثار تو کنم

همه شب هلاه صفت گرد دلم مي‌گردد

که ز آغوش خود اي ماه، حصار تو کنم

دام من نيست به آهوي تو لايق، بگذار

تا به دام سر زلف تو شکار تو کنم

آنقدر باش که خالي کنم از گريه دلي

نيست چون گوهر ديگر که نثار تو کنم

کم نشد درد تو صائب به مداواي مسيح

من چه تدبير دل خسته زار تو کنم؟


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون