جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3134- تاریخ : 1393/05/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

بيدل شاعر آيينه ها
زندگي نامه ميرزا عبد القادر عظيم آبادي هندوستاني متخلص به بيدل


چاپ يک سطر شعر قديمي به انتشار مجموعه شعر‌هاي فله‌اي مي‌ارزد


"رب گري‌يه»، ترکيبي وسوسه‌برانگيز از کافکا، پروست و هايدگر


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


نغمه


 بيدل شاعر آيينه ها
 زندگي نامه ميرزا عبد القادر عظيم آبادي هندوستاني متخلص به بيدل 

مهدي طوسي

ميرزا عبد القادر عظيم آبادي هندوستاني متخلص به بيدل از شاعران بزرگ و نامي قرن يازدهم و دوازدهم هجري است . وي در ميان پيروان سبک هندي ، ممتاز است . اصل خاندانش از ترکان جغتايي است ولي او در عظيم آباد هند در سال 1023 - 1054 هجري - ولادت يافت. از دوران جواني به تحصيل دانش و علوم زمانه پرداخت . نزد شاهزاده محمد اعظم شاه ارج و مقام داشت به طوري که يک منصب بزرگ لشکري به وي اعتا شده بود . با اين حال بيدل شاعري ستايشگر نبود حتي زماني که محمد اعظم شاه از او درخواست قصيده اي در مدح خود کرده بود به کلي از کار خود کناره گرفت . کنج عزلت برگزيد و در خلوت خود آثار نظم و نثر فراواني به جاي گذارد . دوستدارن و مريدانش و حتي بزرگان دولت به خانه او رفت و آمد داشتند و از محضرش بهره ها ميبردند تا اينکه در سال 1100 - 1133 هجري - دار فاني را وداع گفت

او را در حياط خانه خود به خاک سپردند .

سبک شعري :

بيدل شاعر مضامين نو و پيچيده ، تشبيهات دور از ذهن و خيال پردازي هاي وسيع است . او ساده ترين موضوع را چنان با پيچيدگي بيان ميکند که براي درک هر بيت از شعرهايش بايد پره هاي بسياري را باز کرد و با سختي ، مقصود او را از پس ابهامات درک کرد . البته يکي از اصلي ترين ويژگي هاي سبک هندي همين خيال پردازي هاي بي حد و حصر است .

نمونه آن در شعر صائب هم ديده ميشود .ولي نه صائب و نه هيچ شاعر ديگري در اين زمينه به پاي بيدل نميرسند .

گاه مبهم گويي هاي بيدل سبب ملال و دلزدگي خواننده ميگردد .

ولي براي رعايت جانب حق بايد تاکيد کرد که بيدل شاعر چيره دستي در سبک هندي
است .

آثار بيدل :

بيدل شاعر پرکاري بوده و آثار بسياري از خود بر جاي گذارده است.

کليات ديوان : مشتمل بر قصايد ، غزل ها ، ترجيع ها ، ترکيب ها ، مخمس ، مقطعات ، مستزاد و رباعي است

مثنوي هاي عرفات

طور معرفت

طلسم حيرت

محيط اعظم

تنبيه المهوسين



 چاپ يک سطر شعر قديمي به انتشار مجموعه شعر‌هاي فله‌اي مي‌ارزد 

اکبر اکسير

ايبنا: يکي از مهم‌ترين مشکلات امروز صنعت نشر و توزيع کتاب، چاپ کتاب‌هاي شعري است که حاصلي را براي مخاطب و پديدآورنده به همراه ندارد. چاپ دفترهايي از سوي ناشراني که فقط به فکر پول گرفتن از شاعران جوان‌اند و آن‌ کتاب‌ها را به درستي توزيع نمي‌کنند، امروز به مصيبتي حل ناشدني در عرصه کتاب تبديل شده است.

اگر بخواهم از تجربه شخصي خودم بگويم، بايد به سال‌هاي 47 و 48 برگردم. پس از 10 سال مکاتبه با روزنامه‌هاي بزرگ کشور، موفق شدم نامم را در کنار شاعران مطرح آن روزگار در ستون‌هاي روزنامه‌ها چاپ کنم. روزي ده‌ها نامه و شعر براي مجله‌ها و روزنامه‌هاي مي‌فرستادم تا اين‌که يک اثرم چاپ مي‌شد. آن زمان هر روزنامه و مجله‌اي مشاور ادبي باسوادي داشت که شاعران جواني مثل ما را راهنمايي مي‌کرد. هنگامي که ناممان در ستون اشعار چاپ مي‌شد، افتخار مي‌کرديم. برايم بسيار اهميت داشت که فلان شاعر مطرح کشور شعر مرا ديده و خوانده و براي چاپ فرستاده است.

حال و هواي آن روزگار با اين روزها از بيخ و بن فرق داشت. امروز شاعر جواني که تازه دو سه سطر شعر خام نوشته است و بيشتر اين شعرها از روي احساسات جواني‌اش جوشيده و به شعرهاي سانتي مانتال شبيه است، شب پشت مانيتورش مي‌نشيند، انگشتانش را به حرکت در مي‌آورد و بدون وقفه و مکث، از روي نوعي جديت حيرت‌انگيز مثلاً پنج شعر مي‌سرايد!

اين شاعران جوان با ارتباطات خود دوستي هم در مطبوعات دارند و همان شب آن پنج شعر ناپخته را به دوستشان در مطبوعات ايميل مي‌کند و فردا صبح در روزنامه چاپ مي‌شوند. پس از سال‌ها تجربه در عرصه شعر و شاعري به جرأت مي‌توانم بگويم که اغلب اين جوانان اصلاً دغدغه شعر ندارند و مي‌خواهند در زمينه شعر هم به مانند درس خواندن در دبيرستان و دانشگاه طبع آزمايي کنند. آنان کوچک‌ترين انگيزه‌اي در زمينه شعر ندارند و بيشترشان راهي را مي‌روند که جوانمرگي در شعر را تجربه مي‌کنند، سرخورده مي‌شوند و از شعر دست مي‌کشند. پس از مدتي سراغ هنرهاي ديگر از جمله عکاسي و سينما و نقاشي مي‌روند... بماند که در آن زمينه‌ها نيز ناکام مي‌مانند.

ساختار چاپ کتاب‌هاي شعر از سوي ناشراني که مي‌خواهند يک شبه پول هنگفتي به جيب بزنند و به اصطلاح بار خود را ببندند، به گونه‌اي است که بسياري از شعرهاي شاعران جوان را در دفترهاي مختلف با طرح روي جلدهايي فريبنده، کنار دفتر چند شاعر نام‌آور چاپ مي‌کنند و ديگر به عواقب کار نمي‌انديشند. اين ناشران فکر نمي‌کنند که با اين کار پيش از هر چيز اعتماد مخاطب به شعر امروز از بين مي‌رود. اين ضايعه‌اي است که چنين ناشراني به بار مي‌آورند و ديگر نمي‌توان به اصطلاح آب رفته را به جوي بازگردانند.امروز کار به جايي رسيده است که اغلب جوانان ما که طالب چاپ کتابند به هر وسيله‌اي اعم از قسطي، چکي، نقدي يا با پارتي کتاب چاپ مي‌کنند،‌ ولي نمي‌دانند که اگر بخواهيم به درستي به موضوع نگاه کنيم، جز تحقير شدن نتيجه ديگري به دست نمي‌آورند. باور کنيد که چاپ يک سطر شعر در روزنامه‌هاي قبل از انقلاب به چاپ فله‌اي همه آثار آنان مي‌ارزيد.

به گمانم در کنار بررسي‌هايي که دولت روي کتاب‌ها دارد، بايد به نوعي جلو رانت چنين ناشراني را بگيرد و نگذارد آن‌ها هر روز جيبشان پر پول شود و عده‌اي جوان را نيز در اين عرصه سرگردان کنند. در اغلب کشورهايي که ادبيات داستاني و ادبيات معاصرشان مي‌درخشد و نويسندگان و شاعرانشان شناخته‌شده‌ترين جوايز را مي‌گيرند، چنين ساز و کاري وجود ندارد. نه شاعر فله‌اي به مخاطبان خود معرفي مي‌کنند نه ناشران از روزنه‌هاي به ظاهر قانوني ظرف مدت زماني اندک پول هنگفت به جيب مي‌زنند.


 "رب گري‌يه»، ترکيبي وسوسه‌برانگيز از کافکا، پروست و هايدگر 

 
"آلن رب‌ گري‌يه» نويسنده، روشنفکر و فيلمساز سرشناس فرانسوي بود که 92 سال پيش در روز هجدهم اوت متولد شد.

به گزارش ايسنا، «آلن رب گري‌يه» از مهم‌ترين چهره‌هاي جنبش ادبي و هنري رمان نو يا موج نو بود که در دهه 1960 هياهوي بسياري به پا کرد.وي در رشته کشاورزي مدرک مهندسي گرفت و از 1945 تا 1948 در انستيتو ملي آمار پاريس کار کرد. وي سپس به عنوان کارشناس کشاورزي سه سال را در نقاط گرمسيري مختلفي مانند مراکش، مارتينيک، گوادلوپ و گويان فرانسه گذراند. ولي در سال 1951 به علت بيماري مجبور به بازگشت به فرانسه شد. اين نويسنده در سال 1949 رمان «شاه‌کشي» را به پايان رسانده بود که از سوي انتشارات «گاليمار» رد شد، کتابي که سرانجام 30 سال بعد پس از بازنويسي توسط انتشارات «مينويي» به چاپ رسيد.

رب‌ گري‌يه هنگام بازگشت با کشتي به فرانسه در 1951، نوشتن رمان «پاک‌کن‌ها» را آغاز کرد و در همان سال با «کاترين راستاکيان» هنرمند نامدار فرانسوي ازدواج کرد. نخستين رمان رب گري‌يه با نام «جواني» در 22 سالگي نوشته شد، اما هرگز منتشر نشد. «پاک‌کن‌ها» اولين اثر رب گري‌يه بود که در 1953 توسط انتشارات مينويي چاپ شد. اين رمان که مضموني پليسي داشت در آن سال برنده جايزه فنئون شد و به شدت مورد توجه «رولان بارت» منتقد برجسته ادبيات فرانسه قرار گرفت. «پاک‌کن‌ها» شباهت‌هاي بسياري به رمان‌هاي کارآگاهي دارد اما در ساختارهاي عميق‌ترش مي‌توان ردپاي اسطوره «اوديپوس» را يافت. در اين داستان قرباني يک ترور با علم به اين که روزي قرار است کشته شود وارد داستان کارآگاهي مي‌شود.رب‌ گري‌يه در سال 1960 در بحبوحه جنگ استقلال الجزاير يکي از 121 روشنفکر فرانسوي بود که بيانيه معروف حمايت از مردم الجزاير را امضا کرد. وي برخلاف «ژان پل سارتر» به تعهد سياسي نويسنده باور نداشت و معتقد بود نويسنده مجاز نيست تا آثارش را در خدمت اين يا آن جريان سياسي قرار دهد.

آلن رب گري‌يه در سال 1955 در مقام مدير ادبي انتشارات «مينويي» قرار گرفت و رمان «چشم‌چران» را به چاپ رساند. اين کتاب جايزه منتقدان را از آن او کرد. وي از آن پس همکاري با نشريه «اکسپرس» را آغاز کرد. مقالات رب گري‌يه در اين مجله سال‌ها بعد در کتاب مستقلي با عنوان «درباره رمان نو» به چاپ رسيد.

موفقيت اصلي رب گري‌يه اما در سال 1957 رخ داد. رمان «حسادت» که گذشته و حال و آينده را در کنار يکديگر عرضه مي‌کرد، نويد ظهور يک نويسنده صاحب‌سبک را مي‌داد. اين کتاب براي آلن شهرت و اعتبار فراواني را به ارمغان آورد. رمان «حسادت» رب‌ گري‌يه يکي از نادرترين رمان‌هاي اين نويسنده فرانسوي است که در فضايي غيرشهري اتفاق مي‌افتد. «حسادت» در نخستين‌ سال انتشار، 746 جلد فروش داشت و پس از موفقيت ادبي فراوان توسط «ريچارد هوارد» به انگليسي ترجمه شد.سال 1984 بود که رب گري‌يه زنديگنامه‌ي خود را به نگارش درآورد و ترجمه‌ي انگليسي آن در سال 1988 عنوان «ارواح در آيينه» روانه‌ي بازار کتاب شد.و ...


 خبر ادبي 

جايزه شعر مورگان برنده‌اش را شناخت

نيل کمپل به عنوان جايزه 20 هزار پوندي ادوين مورگان براي شعر انتخاب شد. به گزارش مهر به نقل از اسکاتسمن، در مراسمي که شنبه شب در جشنواره کتاب ادينبورگ برگزار شد، نيل کمپل جايزه شعر ادوين مورگان را براي شاعران زير 30 سال از آن خود کرد.

اين جايزه شعر که گران‌ترين جايزه شعري در بريتانياست، براي اولين مجموعه شعر اين شاعر جوان با عنوان «اوج شب» به وي تعلق گرفت. اين مجموعه شعر از سوي انتشارات بلوداکس منتشر شده است.

کمپل در سال 1984 در جزيره اويست جنوبي متولد شده و در ادينبورگ زندگي مي کند. او براي همين کتاب به فهرست نهايي جايزه معتبر شعر فوروارد در بخش اولين مجموعه شعر نيز راه يافته بود. وي که يکي از فرزندان خانواده اي با 6 فرزند است و به شلوغي عادت دارد گفت من هکلبري فين نبودم و زير درختان کتاب نمي‌خواندم.

او در دانشگاه گلاسکو در رشته زبان انگليسي تحصيل کرده و يک دوره نويسندگي خلاق نيز در دانشگاه سنت اندروز گذرانده است. او تاکنون موفق به دريافت جايزه شعر اريک گريگوري نيز شده است و اشعارش از جمله 20 شعر برتر سال به انتخاب کتابخانه شعر اسکاتلندي نيز بوده است.

گروه داوري اين رقابت متشکل از استوارت کان و جن هدفيلد بودند. استوارت درباره اين مجموعه گفت: اين شعرها، با بافت غني شان، وصف‌هاي پرطراوت و وزن دلکششان نشان دهنده استعدادي ويژه هستند.

کلر اسکيو نيز براي مجموعه‌اي با عنوان «اين همه چيز را تغيير مي دهد» به عنوان برنده دوم اين رقابت انتخاب شد و هزار پوند به عنوان جايزه دريافت کرد.

ديگر نامزدهايي که به بخش نهايي راه يافته بودند شامل تام چيورز، هري ژيلز، استوارت سندرسون و مولي فوگل نيز هر يک هزار پوند به عنوان جايزه به خانه بردند.

در مراسم اهداي اين جايزه پروفسور جيمز مک گانيگال استاد زبان انگليسي دانشگاه گلاسکو از ادوين مورگان به عنوان شاعري نام برد که هميشه چشم به آينده داشت نه گذشته و گفت جايزه شعر ادوين مورگان نيز که براي تجليل از اين شاعر برپا شده براي حمايت از موج جديد شاعران اسکاتلندي در عمل و به راه‌هاي مثبت اهدا مي‌شود.

ادوين مورگان (2010-1920) در گلاسکو متولد شد و تمام طول زندگي اش در آنجا به سر برد. او اولين ملک الشعراي گلاسکو بود و در فاصله سال هاي 1999 تا 2003 اين لقب را داشت.

جايزه شعر مورگان امسال ششمين دوره خود را پشت سر گذاشت و به رسم هر سال در جشنواره کتاب ادينبورگ برنده خود را معرفي کرد.

اين جايزه شعر اسکاتلندي به حمايت مالي دانشگاه استرادکلايد در گلاسکو اهدا مي شود و به احترام ادوين مورگان شاعر ملي اسکاتلند به نام او بينان نهاده شده است.

اين جايزه ابتدا به عنوان يک جايزه بين‌المللي شعر و به ارزش 5 هزار پوند اهدا مي‌شد اما از سال 2012 به جايزه دوسالانه تغيير يافت که فقط شامل شاعران جوان مي‌شود و مبلغ جايزه آن نيز به 20 هزار پوند افزايش يافت.

بنياد شعر ادوين مورگان با همکاري کتابخانه شعر اسکاتلندي و نمايشگاه کتاب ادينبورگ برنامه‌هاي متعددي براي حمايت از شاعران و نويسندگان جوان دارند که انتخاب بهترين اثر ترجمه از جمله آنهاست.


 تازه‌هاي نشر 

روزنامه‌نگاري، معماري خلأ و گردشگري در کتاب‌فروشي‌ها

کتاب‌هاي «گفتارهايي در روزنامه‌نگاري شهروندي: ريشه‌ها، ديدگاه‌ها و چشم‌اندازها»، «ژان ژنه و معماري خلأ» و «مباني گردشگري فرهنگي» منتشر شد.

به گزارش ايسنا، «گفتارهايي در روزنامه‌نگاري شهروندي: ريشه‌ها، ديدگاه‌ها و چشم‌اندازها» با گزيده و ترجمه محمود سلطان‌آبادي و اميد جهانشاهي منتشر شده است.

مترجمان در پيش‌گفتار کتاب درباره تعريف روزنامه‌نگاري شهروندي آورده‌اند: «ايده اصلي شکل‌دهنده روزنامه‌نگاري شهروندي اين است که افرادي که فاقد تخصص و آموزش در زمينه روزنامه‌نگاري حرفه‌يي هستند، بتوانند با استفاده از ابزار مدرن و تکنولوژي‌هاي روز و از طريق دسترسي به شبکه جهاني اينترنت، دست به خلق و توزيع واقعيت‌هاي رسانه‌اي با همکاري ديگران بزنند.»

در بخش ديگري از پيش‌گفتار کتاب آمده است: «امروز روزنامه‌نگاري شهروندي يکي از مهم‌ترين عرصه‌هاي روزنامه‌نگاري جهان به‌شمار مي‌آيد و اين جايگاه والا به‌واسطه تأثير آن در دگرگوني مناسبات قدرت در عرصه خبر و اطلاع‌رساني به دست آمده است. دامن‌گستري اين تکنولوژي‌هاي ارتباطي و بُرد و برش‌هاي رسانه‌ايِ تکنولوژي‌هاي جديد و ديجيتال وقتي با بستر خيزش صداي حاشيه‌ها بر متن و ظهور الگوهاي ارتباطيِ شبکه‌اي نوظهور همراه شود، مي‌توان حتا از يک شيفت پارادايميک در سيستم روزنامه‌نگاري سخن به‌درستي راند. اين مهم توجه به ادبيات و اَبعاد اين‌ نوع روزنامه‌نگاري را بيش از پيش روشن مي‌سازد.»

در معرفي اين کتاب گفته شده: «کتاب حاضر بر آن است تا ادبياتي جامع از روزنامه‌نگاري شهروندي براي آگاهي از ريشه‌ها و پيشينه‌ها و شناختِ چيستي‌ها و چرايي‌هايي آن به دست دهد. استادان و پژوهشگراني که مقالاتِ مرجع‌شان براي اين کتاب انتخاب شده‌اند، همگي از استادان برجسته و شناخته‌شده‌ در اين عرصه هستند.


"ژان ژنه و معماري خلأ"

کتاب «ژان ژنه و معماري خلأ» تز دکتراي دکتر مهتاب بلوکي است که ابوالفضل الله‌دادي آن را از زبان فرانسه به فارسي برگردانده است.

اين کتاب به بررسي زندگي ادبي ژنه، نمايش‌نامه‌نويس شهير فرانسوي، مي‌پردازد و تحول فکري او را از بين آثار نمايشي‌اش بررسي مي‌کند.


 نغمه 

از مجموعه‌شعر «جنوب با طعم ليوا»
سروده بلقيس

صدا صداي تو بود و صدا صداي تفنگ

صداي هلهله پيچيده بود و صحبت جنگ


صداي رفتن بابا، صداي خمپاره

صداي خنده‌ي ماه و بهانه‌هاي پلنگ


صداي مادر غمگين کنار پيکر خون

صداي کودک ده ساله و صداي فشنگ


چقدر حسّ غريبي، چقدر شيون و درد

چقدر دختر همسايه مي‌شود دلتنگ


تو از صلابت باران و مدرسه دوري

کجاست چتر تو و بازي النگ و دولنگ


دوباره مي‌رسي از راه پشت کوچه و بعد

دوباره دختر همسايه و نگاه قشنگ



 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي