جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3093- تاریخ : 1393/04/08 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)


آشپزخانه در کجاي اتاق تو واقع شده!؟


نوشته‌هاي طنز در «اولا»، «ثانيا، «ثالثا"


طنـــــــــــز


ايستگاه

شرح برعكس
مجيد جلالي: منزل مان مي گويد پول بده، اين کف دست من، اگر مو دارد بکنيد!


 آشپزخانه در کجاي اتاق تو واقع شده!؟  

امروز يک فرقي که با ساير روزها دارد اين است که امروز تو يک مقدار ديرتر از خواب بلند شدي و اين اصلا چيز خوبي نيست که تو ديرتر از خواب بلند بشوي چرا که اصولا مردها بايد زودتر از خواب بلند بشوند و بروند دنبال يک لقمه نان و از طرفي تو بايد اين را بداني که زود بلند شدن خيلي خوب است.
به قدري خوب است که همه اين را مي دانند و هيچ کس هم وجود ندارد که اين را نداند منتهي خيلي ها مثل تو تنبلي مي کنند و با اينکه
مي دانند صبح زود بلند شدن فايده هايي دارد اما باز هم به روي خودشان نمي آورند و کار خودشان را انجام مي دهند! به نظرت مي رسد حالا که دير بلند شدي بهتر است که به روي خودت نياوري و هر جوري که شده اين ماجرا را فراموش بکني و بروي به يک کار بهتر بپردازي. بهتر مي داني که.......
اما تو فراموش بکني سردبير فراموش
نمي کند که، سردبير خيلي به نظم و ترتيب اهميت مي دهد و بايد هر جوري شده کارت را سر وقت انجام بدهي.
براي سردبير خيلي مهم است که هر کسي هر کاري را انجام مي دهد بدهد اما همان کار را سر وقت انجام بدهد! البته هر کاري را هم نه، چرا که سردبير هر کاري را هم مجاز نمي داند، به طور مثال همان کارهاي مجاز مطبوعاتي را بايد سر وقت انجام بدهيد و ديگر هم به اين فکر نکني که چرا بد شد و يا خوب شد، البته بايد روي خوب شدنش فکر بکنيد اما اگر هم نتوانستيد سردبير هست که آن را به صورت مطلوبي بهتر از قبل به چاپ برساند!
اه.....! چقدر حاشيه مي روي؟! دير از خواب بلند شدي و به همين دليل دير هم به روزنامه
مي رسي و بايد کاري بکني که سردبير بيشتر از اين ناراحت نشود!
بلند مي شوي و لباست را مي پوشي و مي روي صورتت را مي شويي و بعد هم قلم را بر مي داري تا شروع بکني به نوشتن تا هر طوري شده سردبير را بيشتر از اين عصباني نکني. با خودت فکر
مي کني و به اين نتيجه مي رسي که هر طوري شده مطلبي که بايد به سردبير تحويل بدهي را قبل از اينکه بروي روزنامه بنويسي که بعد از رسيدن به روزنامه سردبير به خاطر يک مورد از تو عصباني باشد و آن هم دير امدن باشد!
پس قلم را بر مي داري تا بنويسي. هر چه فکر مي کني به موضوعي که دوست داري برسي
نمي رسي. دوباره و سه باره و چهار باره فکر مي کني اما باز هم به نتيجه نمي رسي.
با خودت فکر مي کني که شايد گرسنگي به تو يک چنين فشاري آورده که نمي تواني سوژه فکر بکني. پس بلند مي شوي و مي روي تا بتواني روي سوژه بيشتر فکر بکني.
مي روي سمت آشپرخانه تا از توي يخچال چيزي را که دوست داري را برداري و بخوري. اما هر چه فکر مي کني يادت نمي آيد که يخچال کجاست و آشپزخانه در کجاي اتاق تو واقع شده! مي خواهي روي اين موضوع هم فکر بکني اما خيلي زود منصرف مي شوي چون اگر بخواهي روي يک چنين موضوع الکي تمرکز بکني از موضوع اصلي ات مي ماني ضمن اينکه روي اين مسئله فکر کردن بي مورد است چرا که تو خودت بهتر مي داني که تو يک نويسنده اي آن هم از نوع طنز نويسش و به همين دليل هم هست که نه آشپزخانه داري و نه يخچال چرا که اگر هر کدام از اين دو تا را داشته باشي چيزي براي خوردن پيدا نمي کني تا بگذاري توي آن!
پس مي نشيني به فکر کردن. مي خواهي فکر بکني که روي چه چيزي براي روزنامه و نوشتن امروز فکر بکني. خيلي فکر مي کني و بالاخره به اين نتيجه مي رسي که در مورد دير رفتن به روزنامه و خوابيدن بي مورد بنويسي چرا که هم تو بهتر مي تواني بنويسي هم سردبير از اين جور موضوعات استقبال مي کند!
پس خودکار را بر مي داري و بدون اينکه وقت را تلف بکني شروع مي کني به نوشتن:
اگر من خواب نمي ماندم و مي توانستم بدون اينکه بخوابم روي موضوعي که بايد فکر بکنم فکر بکنم حتما روي موضوعاتي در حد بن هور و ال سيد و باغ آلبالو کار مي کردم!
اگر من خواب نمي ماندم و وقت اين را داشتم که بيشتر از اين فکر بکنم حتما روي اين موضوع فکر مي کردم که چرا بايد برخي زود از خواب بيدار بشود و بروند سر کار و برخي هم دير بيدار بشوند و اساسا کار براي شان مفهومي نداشته باشد!
اگر من زود از خواب بيدار مي شدم در اين مورد مي نوشتم که چرا نويسنده ها نبايد تا به حال يخچال را از نزديک ببينند!
اگر من زود از خواب بلند مي شدم حتما در اين مورد مي نوشتم که چرا بي خوابي اين قدر آدم ها را اذيت مي کند و پر خوابي هم به همين ترتيب پس آدم ها بايد چه کار بکنند و تکليف شان چيست؟
اگر من خواب نمي ماندم در اين مورد
مي نوشتم که چرا برخي ها بلدند بخوانند و بنوازند و برخي حتي توان اين را ندارند که يک ضبط صوت بخرند و موسيقي گوش بدهند!؟
اگر من خواب نمي ماندم حتما در اين مورد مي نوشتم که چرا ديشيب خواب ماندم و نتوانستم سر وقت بروم روزنامه!

**
سردبير هم روي مطلبت خط مي کشد و هم براي دو سه روز از تو مي خواهد که هيچ چيز براي روزنامه ننويسي و بروي پي کارت!


 نوشته‌هاي طنز در «اولا»، «ثانيا، «ثالثا" 

سيدمحمد سادات اخوي از انتشار سه مجموعه طنز خبر داد.
به گزارش ايسنا، اين نويسنده گفت: مجموعه‌اي از شعرها، نثرها و يادداشت‌هاي مطبوعاتي طنز خود را آماده چاپ دارم.
اين مجموعه سه‌جلدي «اولا»، «ثانيا» و «ثالثا» نام خواهد داشت و به تفکيک به شعرها، نثرها و يادداشت‌هاي مطبوعاتي طنز من که در فاصله 20 تا سه سال پيش در نشريات مختلف منتشر مي‌شدند، مي‌پردازد.
همچنين چاپ دوم «جاده خدا» نوشته اين نويسنده با طراحي تازه‌اي بر جلد آن منتشر مي‌شود. طراحي جلد جديد اين اثر را مهرناز خاکپور بر عهده دارد. پيش‌تر هم کار تصويرگري آن را محمدسعيد نقاشيان بر عهده
داشت.اين کتاب بر اساس آيه‌ها و سوره‌هايي از قرآن کريم نوشته شده و با متن‌هاي ادبي همراه است. از جمله نوشتارهاي اين کتاب، فرياد مي‌کشم، از دست آدم‌ها، تنفر از هوا، شيرين آدم‌ها، شب‌هاي نبودنت، روح سرگردان!، ترازوي قضاوت، سهم من از تماشا، سياره تاريک، آيه‌هاي بي‌تکلم، انقلاب صبر و تنگنا هستند.
شرکت چاپ و نشر بين‌الملل مسئوليت نشر اين اثر را برعهده دارد.


 طنـــــــــــز 

خنده هاي بلند يک آدام خود آزار!
عبدالکريم گشايش
بعد از کله پزي برويد سينما!
اگر يک روز از خواب بلند شديد و متوجه شديد که الان زماني است که مي توانيد بلند شده و برويد استخر و بعد از استخر هم برويد رستوران و يک غذاي درست و حسابي ميل بکنيد و بعد از اينکه رفتيد به رستوران برويد و يک سوناي درست و حسابي برويد و بعد از سونا هم برويد يک کله پزي و عصرانه مفصلي بخوريد و بعد از کله پزي برويد سينما و بعد از سينما برويد شهر بازي و خلاصه به همين ترتيب هر جايي که دل تان مي خواهد برويد و به شما توصيه مي کنيم که هر چه سريعتر خودتان را بزنيد به خواب تا هر کس که دوست داشت شما را بيدار بکند نتواند اين کار را بکند چرا که از قديم گفتند کسي که خواب باشد را مي شود بيدار کرد اما کسي که خودش را به خواب زده باشد هر گز!
در هر صورت ما به شما گفتيم که اگر اين کارها را بکنيد؛ اما
نمي توانيد خودتان را آزار بدهيد!

باغ شخصي تان!
اگر يک روز از خواب بلند شديد و متوجه شديد که الان توان اين را داريد که برويد و يک قيچي برگ زني برداريد و بيفتيد به جان باغ شخصي تان و کاري که سال هاست مي خواهيد آن را انجام بدهيد و نمي توانيد انجام بدهيد را انجام بدهيد و آن کار اين است که تمام درخت ها را به نحوي شايسه برگ هايش را اصلاح کنيد ، به شا توصيه مي کنيم که هر چه سريعتر برويد سينما و يک فيلم بي مزه و بد و بي ربط را تماشا بکنيد تا اگر هم خواستيد وقت آن را نداشته باشيد برويد باغ!به شما توصيه مي کنيم که اصولا به باغ تان فکر نکنيد و بگذاريد همين جور تمام درخت هايش خشک شده و بعد از خشک شدن باغ تان تمام برگ هايش بريزد و بعد هم به قيمتي که بايد از شما بخرند نخرند!

خودتان را به شمال نزديک بکنيد!
اگر يک روز از خواب بلند شديد و متوجه شديد که الان
مي توانيد برويد و با کسي که سال هاست دوست داريد برويد پيش او و هر جوري شده با هم زير باران قدم بزنيد و بعد از قدم زدن زير باران برويد توي يک محيط ييلاقي با هم کباب بخوريد و بعد هم باهم برويد و تا مي توانيد خودتان را به شمال نزديک بکنيد و بعد هم که به شمال نزديک شديد برويد توي يک ويلا و بعد از رفتن توي ويلا برويد کنار دريا و بعد هم از کنار دريا بروديد کنار جنگل.....
به شما توصيه مي کنيم که تلفن تان را بکشيد تا او نتواند به شما زنگ بزند تا با هم اين همه خوش باشيد!


 ايستگاه 

طنز روز
کي‌روش: بعد از مرگم مرا در ورزشگاه آزادي دفن کنيد!
رضا ساکي
ايسنا: بنده به طور رسمي اعلام مي‌کنم اگر فدراسيون فوتبال قرارداد جديدي با کارلوس کي‌روش اجنبي امضا کند ترکمن‌چاي ديگري در اين کشور رقم خواهد خورد. متاسفانه رقمي که کي‌روش براي ادامه کار از فدراسيون طلب کرده آن‌قدر بالاست که چيزي جز غارت بيت‌المال نيست. يعني در شرايطي که مديران دلسوز قبلي ستاد مديريت حمل‌ونقل و سوخت کشور براي اين‌که پولي از کشور خارج نشود درآمد ستاد را به حساب‌هاي شخصي‌شان واريز مي‌کرده‌اند، کي‌روش مي‌خواهد بيت‌المال را به پرتغال، استعمار پيرتر از انگليس، ببرد.با نگاهي اجمالي به تاريخ معاصر ايران درمي‌يابيم هر وقت به اجنبي جماعت رو داده‌ايم بلانسبت سوارمان شده‌اند. الآن هم اين آقاي کي‌روش کم‌کم دارد سوارمان مي‌شود. توي چشم‌هاي‌مان زل مي‌زند و مي‌گويد نام کساني را که در تمديد شدن قرارداد من کارشکني کرده‌اند برملا مي‌کنم. يعني اين آقاي اجنبي براي هم‌وطنان ما بگم‌بگم راه انداخته است در حالي‌که بگم‌بگم يک مسئله خانوادگي بود که مقداري از آن با انتخابات رفع شد و مقداري از آن البته هنوز مانده است. به هر حال کي‌روش بايد بداند که همين‌طور نمي‌تواند به ديگران تهمت بزند، آن هم در هفته‌اي که مزين به نام قوه‌ قضاييه است. انگار کي‌روش نمي‌داند قوه‌ قضاييه چقدر حساس است که کسي به کسي تهمت بزند.من اخطار مي‌کنم که اگر قرارداد کي‌روش تمديد شود مربيان ما که هر کدام در بهترين تيم‌هاي اروپايي مربي‌گري مي‌کنند تلف خواهند شد. دليل ندارد وقتي ما خودمان مربي داريم برويم از خارج مربي بياوريم. شما يقين بدانيد تيم اگر دست يک مربي ايراني بود آن را همچون قطاري بي‌ترمز به سمت قله‌ها رها مي‌کرد و دمار از از روزگار نيجريه و آرژانتين درمي‌آورد. من اخطار مي‌کنم که کارلوس کي‌روش، ريچارد فراي ثاني خواهد بود. همين الآن به ايران مي‌گويد خانه. مي‌گويد وقتي به خانه‌ام ايران برگشتم بيشتر درباره تمديد قرارداد حرف مي‌زنم! مي‌بينيد؟ ايران يا خانه مربيان جواني چون امير قلعه‌نويي و علي دايي است يا خانه کي‌روش. اين آقا همين‌طور پيش برود فرداروز اعلام مي‌کند بعد از مرگم مرا در ورزشگاه آزادي دفن کنيد! اگر چنين وصيتي کرد چه خاکي به سرمان بريزيم؟ اصلا اين اجنبي‌ها هميشه همين‌طور هستند، تا مي‌توانند خاک وطن را به يغما مي‌دهند بعد مي‌گويند مرا در ايران دفن کنيد!الآن همه بايد کمک کنيم تا کي‌روش کله شود. اگر مي‌شد يک پرونده حسابي برايش درست کرد خيلي خوب مي‌شد. مثلا اگر بشود يک کاري کرد کي‌روش با يک خواننده زن لس‌آنجلسي عکس بگيرد عالي است. يا مثلا اگر بتوانيم در ميان دوستانش يک دگرباشي چيزي پيدا کنيم که ديگر محشر است. در همان فرودگاه با دلواپسي مي‌فرستيمش خانه خودش. خلاص.


 شرح برعكس
 مجيد جلالي: منزل مان مي گويد پول بده، اين کف دست من، اگر مو دارد بکنيد! 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون