جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3000- تاریخ : 1392/12/01 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(پنجشنبه)

راکعي:
جشنواره شعر فجر چند صدايي است

در کارگاه آموزشي داستان‌نويسي کودک و نوجوان عنوان شد
بايد هوش هيجاني را در کودکان تحريک کنيم


تازه‌هاي نشر


ادبيات


خبر ادبي


نغمه


 راکعي:
 جشنواره شعر فجر چند صدايي است 

عضو شوراي سياست‌گذاري جشنواره شعر فجر با بيان اين‌که نگاه جشنواره هشتم به شاعرانگي است، تصريح کرد که اين جشنواره چندصدايي شاعران را پذيرفته است.

فاطمه راکعي در گفت‌وگو با ايبنا اظهار کرد: خوشبختانه رويه‌اي که شوراي سياست‌گذاري هشتمين جشنواره شعر فجر برگزيده، بر توجه به شاعرانگي و استفاده از همه ظرفيت‌هاي شعر کشور استوار است. اين اتفاق براي نخستين بار در چند سال اخير روي داده است و به نظرم ما بايد ظرفيت حضور همه طيف‌ها در جشنواره‌ شعر فجر را داشته باشيم. وي اضافه کرد: شاعران بي‎شماري در ايران هستند که در قالب‌هاي متنوع شعر مي‌سرايند و چناچه اشعارشان ضديتي با مباني انقلاب و اسلام نداشته باشد، حضورشان در جشنواره شعر فجر بلامانع است و ما هم بايد آثارشان را جدي بگيريم. راکعي در توضيح تعاريف مختلف از شعر فجر توضيح داد: دو تعريف از شعر فجر در جامعه فرهنگي کشور رايج است. نخست اين‌که جشنواره شعر فجر، هميشه به مناسبت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و با آثاري که به اين موضوع اختصاص دارند، بايد فعاليتش را انجام دهد. تعريف دوم و جامع‌تر اين است که ما به مناسبت سالروز پيروزي انقلاب از اشعار و شاعرانمان تجليل کنيم و ايام دهه فجر هم بهترين زمان براي اين کار است. نماينده ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي، با بيان اين‌که چنين اتفاقي در جشنواره فيلم فجر افتاده است اما نظير آن در جشنواره شعر به چشم نمي‌خورد، افزود: شايد دليل اين اتفاق جوان بودن جشنواره شعر فجر نسبت به ديگر جشنواره‌هاي سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي باشد. معتقدم جشنواره‌اي مطلوب است که همه سليقه‌هاي فکري و سياسي در آن شرکت داشته باشند.

سراينده مجموعه شعر «آواز گل سنگ» ادامه داد: البته در اين بين اگر خداي نکرده آثاري که خلاف منويات و خارج از چارچوب و اهداف نظام و مشخصا در تقابل با نظام جمهوري اسلامي باشند، نه شاعران چنين اشعاري ميل به حضور در جشنواره شعر فجر را دارند، نه کسي از چنين اشعاري استقبال مي‌کند. عضو شوراي سياست‌گذاري هشتمين جشنواره شعر فجر تصريح کرد: به يقين ايران کشوري چندصدايي است و ما هم بايد چندصدايي را در جشنواره شعر فجر به رسميت بشناسيم. به اين ترتيب شاعرانگي حرف اول را در جشنواره شعر فجر مي‌زند.


 در کارگاه آموزشي داستان‌نويسي کودک و نوجوان عنوان شد
 بايد هوش هيجاني را در کودکان تحريک کنيم 

 جعفر توزنده‌جاني، نويسنده کودک و نوجوان گفت: در نوشتن داستان بايد سعي کنيم هوش هيجاني را در کودکان و نوجوانان تحريک کنيم تا آن‌ها به طرف داستان جذب شده و روحشان هماهنگ با داستان به حرکت درآيد.به گزارش ايبنا، کارگاه آموزشي داستان‌نويسي کودک و نوجوان با حضور جمعي از نويسندگان اين حوزه در بنياد ادبيات داستاني برگزار شد.

در اين مراسم نويسندگان، داستان‌هاي خود را براي حاضران بيان کردند و عزت‌الله الوندي و جعفر توزنده‌جاني به عنوان کارشناس به نقد و بررسي داستان‌هاي خوانده شده پرداختند.

الوندي هدف از برگزاري اين کارگاه‌ها را فراهم کردن فضايي براي متولد شدن قلم‌هاي جديد عنوان کرد و گفت: شکل‌گيري نويسندگي در بسياري از نويسندگان در جلسات ادبي بوده و برگزاري اين کارگاه‌ها مي‌تواند تجربه مفيد و موثري را براي نويسندگان نوقلم حوزه کودک و نوجوان در بر داشته باشد.

وي افزود: با اين هدف، بعد از شکل‌گيري بنياد ادبيات داستاني و مجله «يکي بود، يکي نبود»، هسته اوليه يک گروه آموزشي و کارگاهي را در اين بنياد راه‌اندازي کرديم. الوندي با اشاره به برگزاري دور اول اين کارگاه‌هاي آموزشي در سال گذشته، ادامه داد: تا به حال 35 جلسه از اين کارگاه‌ها در دور دوم تشکيل شده که حاصل آن رشد نويسندگان نوقلم در اين عرصه بوده است و اين جلسات تا پايان سال جاري ادامه خواهد داشت.وي گفت: بسياري از نويسندگاني که در اين جلسات شرکت مي‌کنند آثارشان در ابتدا از استانداردهاي لازم برخوردار نبود اما امروز قصه‌هايي در اين جلسات مي‌خوانند که قابل چاپ در مجلات است و در تلاشيم که داستان‌هاي توليدي به اندازه‌اي رشد کنند که قابليت انتشار به شکل کتاب را داشته باشند.

اين نويسنده کودک و نوجوان درباره داستان‌هاي خوانده شده در اين کارگاه نکاتي را متذکر شد و گفت: داستان‌ها بايد به شکلي نوشته شوند که براي مخاطب حالت تکراري و خسته‌کننده نداشته باشند و در اين راستا تغيير ساختار يکي از مواردي است که سبب مي‌شود داستان ريتم تندتري گرفته و براي کودک و نوجوان جذاب‌تر شود.الوندي ادامه داد: «تعليق» نيز از تکنيک‌هايي است که موجب جذاب‌تر شدن قصه مي‌شود. تزريق تعليق به داستان سبب معلق نگه داشتن مخاطب در داستان مي‌شود به‌طوريکه نتواند پايان قصه را حدس بزند.توزنده‌جاني نيز در ادامه خطاب به نويسندگان حاضر در جلسه گفت: در نوشتن داستان بايد سعي کنيم هوش هيجاني را در کودکان و نوجوانان تحريک کنيم تا آن‌ها به طرف داستان جذب شده و روحشان هماهنگ با داستان به حرکت درآيد.


 تازه‌هاي نشر 

کتاب‌هاي تازه محمدرضا گودرزي

محمدرضا گودرزي از انتشار داستان بلند «نعش‌کش» و تدوين مجموعه داستان «هيچ کودکي نمي‌گريد» خبر داد.

اين نويسنده درباره آثار تازه‌اش به ايسنا، گفت: داستان «نعش‌کش» ماجراي يک استاد نقد داستان است که عاشق مرده‌اي مي‌شود که در نعش‌کشي ديده است. رمان روايتي واقع‌گرايانه ندارد و فضايش بين زندگي مردگان و زندگان مي‌گذرد.

او ادامه داد: معيارهاي زنده بودن در اين داستان زير سؤال مي‌رود. ژانر اين داستان در واقع شگفت يا مارولوس است. اين کتاب در نشر چشمه است و قرار است با حل شدن مشکل اين نشر، منتشر شود.


 ادبيات 

بزرگي کليدر در ادبيات ايران

خلاصه اي از رمان کليدر نوشته محمود دولت آبادي

به انتخاب مهدي طوسي

مارال دختر جواني از عشاير کُردِ ساکن خراسان به شهر (سبزوار) مي‌آيد تا پدرش عبدوس و نامزدش دلاور را که به جرم شرکت در قتل زنداني هستند، ملاقات کند. مارال و مادرش در طول يک سالي که اين دو در زندان بوده‌اند، بر اثر خشکسالي زندگي دشواري را گذرانده‌اند. مادر بعد از بيماري سختي مرده است و مارال که تنها مانده است، تصميم گرفته پيش عمه‌اش بلقيس همسر کلميشي به کلاته سوزن‌ده برود. خانوار کلميشي مثل بيشتر ايلياتي‌هاي آن سامان بين منطقه کليدر و قلعه‌ها و کلاته‌هاي پراکنده آن نواحي بر حسب فصل، در رفت و آمدند.مارال درخانواده عمه به خوبي پذيرفته مي‌شود و روز بعد براي درو کردن کشتگاه کوچک خانواده با آنها همراه مي‌شود. همان روز گل محمد (پسر بلقيس) با دايي خود مديار و چند تن ديگر از اعضاي خانواده همراه مي‌شود تا صوقي خواهرزاده حاج حسين چارگوشلي را که مديار عاشق اوست، از خانه حاج حسين بدزدند. صوقي نامزد نادعلي پسر حاج حسين است. در اين ماجرا مديار و حاج حسين چارگوشلي کشته مي‌شود.

خانواده بعد از درو کردن کشت ديم کم‌حاصل خود در سوزن‌ده به چادرها برمي‌گردند و وقتي با بيماري گوسفندها روبرو مي‌شوند، گل‌محمد براي گرفتن کمک از اداره‌هاي دولتي به سبزوار مي‌رود، اما هيچ اداره‌اي به او توجهي نمي‌کند و او خسته و نااميد به چادرها برمي‌گردد و ناچار مي‌شود از بابقلي بندار مباشر ارباب آلاجاقي که در قلعه‌چمن دکاني دارد، قرضي بگيرد.

ماه‌درويش و شيرو در قلعه چمن براي گذران زندگي به خدمت بابقلي بندار درمي‌آيند. شيرو در کارگاهي که بابقلي بندار در زيرزمين خانه خود داير کرده، همراه با موسي و عده‌اي از بچه‌هاي قلعه، قاليبافي مي‌کند. نادعلي براي يافتن نشانه‌اي از قاتل پدر خود سياه‌چادرها و قلعه‌هاي اطراف را زير پا مي‌گذارد، اما بي‌نتيجه برمي‌گردد. گورکن قلعه برکشاهي به سراغش مي‌آيد تا به ازاي روغن و گندمي که از او مي‌گيرد، گور مديار را که در شب حادثه پنهاني در گورستان قلعه برکشاهي دفن شده، به او نشان بدهد تا نادعلي بتواند با نبش قبر او، ردي از قاتل پدر خود به دست آورد اما منظره فجيعي که نادعلي در گور مي‌بيند، بر اعصاب او اثر مي‌گذارد و نادعلي سلامت روح خود را از دست مي‌دهد.در غروب شبي برفي، دو امنيه براي گرفتن ماليات به چادر کلميشي‌ها مي‌آيند، اما در وضعيت بدي که خشکسالي و مرگ و مير گوسفندها پيش آورده، امکاني براي پرداخت ماليات نيست. امنيه‌ها خيال دارند گل‌محمد را با خود به شهر ببرند. گل‌محمد و خان‌عمو (برادر کلميشي) آن دو را مي‌کشند و جسدهاشان را از بين مي‌برند. چندماه بعد وقتي که کلميشي‌ها دارند خود را براي کوچ به طرف کليدر آماده مي‌کنند، از آمدن چند امنيه به ميان سياه‌چادرها باخبر مي‌شوند. گل‌محمد و خان‌عمو چادرها را ترک مي‌کنند و به بيابان‌هاي اطراف مي‌گريزند.بابقلي بندار شيرو را طبق وعده‌اي که به ارباب آلاجاقي داده است، به شهر به خانه او مي‌فرستد. چندي بعد بلقيس که براي کاري به خانه ارباب آلاجاقي به سبزوار رفته است، شيرو را در آنجا مي‌بيند و با خود به ميان خانواده مي‌آورد، اما هيچ ‌يک ازمردان خانواده باشيرو از در آشتي درنمي‌آيند و او تنها و دل شکسته به قلعه‌چمن برمي‌گردد. بابقلي بندار در قلعه چمن نيست و جهن خان، ماه‌درويش را که حاضر نمي‌شود جاي او را نشان بدهد، از بالاي پشت‌بام به حياط خانه پرت مي‌کند. ماه‌درويش از آن به بعد عليل و زمينگير مي‌ماند. جهن‌خان، شيدا پسر کوچک بابقلي بندار را به گروگان با خود مي‌برد. همان روز موسي که از شهر برگشته است به گودرز بلخي يکي از ساکنان قلعه چمن که ستار با او رفت و آمدهايي دارد- خبر مي‌دهد که ستار در پي حادثه‌اي در شهر دستگير شده است.چندي بعد خان ‌محمد پسر بزرگتر بلقيس که چند سالي در زندان بوده، آزاد مي‌شود و پيش کسان خود مي‌آيد. همان شب گل‌ محمد و خان‌عمو براي ديدن او به چادرها مي‌آيند. صبح روز بعد استوار اشکين و امينه‌هايش که در تعقيب گل‌محمد هستند، به آنجا مي‌رسند و او را دستگير مي‌کنند. گل‌محمد در زندان با ستار هم‌بند است. ستار نقشه‌اي براي فرار گل‌محمد و چند تن ديگر مي‌کشد. نقشه با موفقيت انجام مي‌گيرد. وقتي گل‌محمد به چادرها مي‌رسد، مارال پسري به دنيا آورده است. همان شب گل‌محمد همراه با خان‌عمو و بيک‌محمد به رباط کالخوني به سراغ پسرخاله‌شان علي‌اکبر حاج‌پسند مي‌روند و چون مطمئن هستند که علي‌اکبر حاج‌پسند، گل محمد را لو داده است او را مي‌کشند و گوسفندهايش را با خود مي‌برند.

گل‌محمد و همراهانش شبي به قلعه سنگرد مي‌روند و از نجف ارباب مي‌خواهند که تفنگ‌ها و فشنگ‌هاي خود را به آنها بدهد و وقتي به قلعه ميدان برمي‌گردند، با حمله استوار اشکين و امنيه‌هاي او مواجه مي‌شوند اما گل‌محمد و مردانش موفق مي‌شوند آنها را بکشند. گل‌محمد دو امنيه‌اي را که زنده مانده‌اند، با گوش بريده به شهر روانه مي‌کند، از آن روز به بعد، آوازه شجاعت و قدرت گل‌محمد در دهات و قلعه‌هاي اطراف مي‌پيچد…….!

درنهايت گل محمد و يارانش در اثر درگيري با حکومت شاه دستگير شده و به اتفاق يارانش به دار آويخته مي شود.

رمان کليدر يکي از بزرگترين رمان هاي حوزه ادبيات داستاني ايران به حساب مي آيد.

نگاهي به سايت اسرار نامه


 خبر ادبي 

واکنش محمود دولت‌آبادي به خبرهاي "کلنل"

محمود دولت‌آبادي ضمن قدرشناسي از توجه رسانه‌يي به رمان «کلنل»، به شيوه خبررساني درباره اين رمان واکنش نشان داد.

اين نويسنده پيشکسوت به ايسنا، گفت: برخوردهاي رسانه‌ييِ غلوآميز از نظر من چيز خوبي نيست و به منطق نشر کتاب کمکي نمي‌کند. ترجيح من اين است که مقوله‌ي نشر در کشور ما روال طبيعي و منطقي پيدا بکند، اما نحوه برخورد غلوآميز با يک امر عادي (چاپ يک کتاب) احتمال دارد که مانع روند منطقي نشر کتاب بشود.

او در ادامه اظهار کرد: انتظار من هميشه اين بود‌ه که هر موضوعي در جا و اندازه‌ي خودش سنجيده شود، اما اين نوع واکنش‌ها نوعي افراط است در مقابل تفريط و با تعادل نسبتي ندارد.

دولت‌آبادي در پاسخ به اين‌که بالأخره اين توجيه وجود دارد که اين کتاب شرايط خاصي پيدا کرده‌، پس از سال‌ها که به چاپ سپرده شده، مدت طولاني منتظر مجوز نشر بوده و از سويي موفقيت‌هاي بين‌المللي کسب کرده است، گفت: نبايد با واکنش افراطي آن‌را به مسأله‌اي بغرنج و بسيار مهم‌تر از خودش تبديل کرد. به هر حال اميدوارم اين نوع خبررساني تأثيرات منفي نداشته باشد.

به گزارش ايسنا، در چند روز اخير و در پي حل مشکل نشر چشمه و پايان تعليق آن، مسأله مجوز گرفتن و انتشار رمان «کلنل» محمود دولت‌آبادي که بيش از پنج سال است در انتظار کسب مجوز نشر است، در رسانه‌ها بسيار خبرساز شده است.

بهرنگ کيائيان، از مسؤولان نشر چشمه، درباره‌ي کتاب «کلنل» به خبرنگار ايسنا گفته است: در صورتي که مجوز چاپ رمان «کلنل» تا يک هفته - 10 روز آينده صادر شود، اين رمان را در اسفندماه و تا پيش از پايان سال منتشر مي‌کنيم. درباره‌ي انتشار کتاب قول‌هاي شفاهي داده شده، اما مجوز چاپ آن هنوز صادر نشده است.


مسعود کيميايي از کدام شاعر تأثير گرفته؟

فيض شريفي از تدوين کتابي با موضوع تأثير آثار يک شاعر بر فيلم‌هاي مسعود کيميايي خبر داد.

اين منتقد ادبي به ايسنا، گفت: «کيمياي رحماني» با موضوع بررسي تطبيقي شعرها و آثار نصرت رحماني و سينماي مسعود کيميايي است که در آن با همکاري قدرت‌الله قائم‌مقامي تأثير آثار و شعرهاي نصرت رحماني را بر آثار اين فيلم‌ساز بررسي کرده‌ايم.

او در ادامه اظهار کرد: در اين بررسي‌ها متوجه شده‌ايم که خيلي از ديالوگ‌هاي فيلم‌هاي مسعود کيميايي از جمله ديالوگ‌هاي فيلم «گوزن‌ها» به کتاب «مردي که در غبار گم شد» نصرت رحماني مي‌رسد و در آثار و شعرهاي کيميايي خط و ربط‌هايي از شعرهاي نصرت رحماني وجود دارد که نشان مي‌دهد او در آثارش تابع خط و ربط نصرت رحماني است.


لوييس کارول: کاش هرگز «آليس در سرزمين عجايب» را نمي‌نوشتم

«چارلز داجسون» که داستان‌هاي «آليس در سرزمين عجايب» را با نام مستعار «لوييس کارول» به نگارش درمي‌آورد‌، در نامه‌اي که به زودي چکش حراج مي‌خورد نوشته است: اي کاش هيچ‌وقت کتابي نمي‌نوشتم.

به گزارش ايسنا، نامه‌اي دست‌نويس از «چارلز داجسون‌» به زودي در يک حراجي به فروش گذاشته مي‌شود. وي که خالق رمان معروف «آليس در سرزمين عجايب» است و دنياي ادبيات او را با نام مستعار «لوييس کارول» مي‌شناسد،‌ در اين نامه نوشته که از شهرت متنفر است.به گزارش گاردين،‌ داجسون اين نامه را در سال 1891 به دوستش «سايموندز» نوشت. در آن زمان هم او را به عنوان نويسنده‌ي کتاب‌هاي «آليس» مي‌شناختند.

نويسنده‌ «آليس در سرزمين عجايب» در نامه به دوستش آورده است: خيلي از مردم هستند که دوست دارند مورد توجه باشند و تنفر من نسبت به کانون نگاه‌هاي ديگران بودن را درک نمي‌کنند. همه ما طبق يک الگو خلق نشده‌ايم‌، علاقه‌مندي‌ها و بيزاري‌هايمان کاملا متفاوت است.نامه‌ چارلز داجسون ماه آينده‌ ميلادي در حراجي بونهامز به معرض فروش گذاشته مي‌شود. ارزش اين دست نوشته بيش از 4000 پوند تخمين زده شده است.



 نغمه 

شعري از نزار قباني

مترجم : فرشته وزيري نسب

وقتي عاشقم

حس مي کنم سلطان زمانم

و مالک زمين و هر چه در آن است

سوار بر اسبم به سوي خورشيد مي رانم

وقتي عاشقم

نور سيالي مي شوم

پنهان از نظر ها

و شعر ها در دفتر شعرم

کشتزارهاي خشخاش و گل ابريشم مي شوند

وقتي عاشقم

آب از انگشتانم فوران مي کند

و سبزه بر زبانم مي رويد

وقتي عاشقم

زماني مي شوم خارج ازهر زمان

وقتي عاشقم

درختان پابرهنه

به سويم مي دوند


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون