جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2986- تاریخ : 1392/11/14 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

داستان کوتاه
لطف ا... شيرين زبان

براساس نتايج جستجوي اينترنتي
50 نويسنده برتر تاريخ کدامند؟


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


خبر ادبي


 داستان کوتاه
 لطف ا... شيرين زبان 

 کودکي

اين روزها احساس مي كنم كسي تمام شادي هاي زندگي مرا دزديده و به جاي آن افسردگي و غم تزريق نموده است. به هر كس مي رسم همين احساس را دارد. همانطور كه فضانوردان در فضا احساس بي وزني مي كنند من هم احساس مي كنم در فضايي زندگي مي كنم كه تماماً پر شده است ازغم و اندوه. هر چه جلوتر مي روم غم ها متراكم تر مي شود و نفس كشيدن سخت تر. اگر زماني از چاپ نوشته ام در يك نشريه شاد مي شدم اين روزها چاپ ده ها نوشته و كتاب هم مرا شاد نمي كند، ياد آن روزها به خير به پايتخت مي رفتم تا نوار كاست يك ساعته بخرم و با آن نوار كاست چه شادي ها كه نمي كردم از بس به يك موسيقي گوش مي نمودم نوار كاست پاره پاره مي شد آن هم نوار كاستي كه نه كيفيت داشت و پر از خش خش بود و نه كميت؛ فوق فوقش ده تا آهنگ توش جا مي گرفت. حالا لپ تاپم پر از موسيقي ديجيتال و به روز است كه با آخرين متد ضبط شده است ولي كو آن حوصله و كو آن حال.

انگار كسي شادي هاي ام را دزديده و به جايش درد تزريق كرده است. كاش دوباره برمي گشتم به همان بيست سال پيش؛ به همان دوران كه نوار كاست مي فروختند؛ دوباره يك كتاب به دست مي گرفتم و نوار كاست را مي گذاشتم داخل ضبط صوت. در حالي كه رمان مي خواندم موسيقي مي خواند:

* الا اي پير فرزانه؛ مكن منعم منعم كه من در ره جانانه دلي پيمان پيمان كن دارم.

سرم را مي گذارم روي زانو و از ته دل زار زار گريه مي كنم انگار كسي فضاي سينه ام را خالي كرده و به جاي آن اشك پر كرده است هرچه گريه مي كنم سبك تر نمي شوم. دستي قلبم را فشار مي دهد و خون به جاي اشك از مجاري اشكي جاري مي شود و من در خون غرقه شدن تمام شادي هايم را مي بينم و عمري را كه در حال گذر و پوسيدن است. اي كاش دوباره برمي گشتم به همان دوران بي پولي كه شاگردي بچه هاي قالي بافي را مي نمودم و براي آنها كه فرصت پايين آمدن از پشت دارقالي را نداشتند آب خوردن مي دادم و ريال ريال جمع مي كردم تا سر هفته ده ريال براي خريد كيهان بچه ها را داشته باشم و يك هفته تمام داستان هايش را بخوانم و چه زجري مي كشيدم وقتي مرد دكه چي مي گفت مجله تمام شده است.

سال ها گذشته است و من اكنون مرد ميان سالي هستم با چندين هزار جلد كتاب و هزاران كتاب اي بوك و چندين هارد اكسترنال پر از فيلم و موسيقي ولي ديگر از آن كودكي كه كيهان بچه ها را در همان راه خانه مي خواند و گاهي چنان غرق در داستان مي شد كه زمين مي خورد و رهگذران را به تعجب وامي داشت خبري نيست. غبار غم و اندوه بر روي شادي هاي ما زنگار بسته و ما چيزي را گم كرده ايم كه شايد نامش را بتوان كودكي گذاشت.

زندگي شاد

با چند نفر از دوستان در خانه نشسته ايم و در حال تخمه خوردن فيلم مي بينيم که در مي زنند و مهمان عزيزي که مدت هاست نديده امش وارد مي شود.

براي مهمان يک ليوان چاي قندپهلوي دبش مي آورم با يک نعلبکي تخمه ولي او به جاي نگاه کردن به فيلم به در و ديوار خيره شده است. بعد از چند دقيقه مي پرسد: فلاني؛ يک سوال؟

مي گويم: امر؟

مي گويد: اين خانه چند متر است؟

مي گويم: سيصد متر.

مي گويد: همش مال خودته؟ قباله شش دانگ دارد؟

با سر جواب مثبت مي دهم. پوزخندي مي زند و مي گويد: بنده خدا؛ به جاي اينکه اين همه جا را همين طور ول بگذاري بده آن را به دست يک بساز و بفروش؛ فوق فوقش در عرض دو سال يک ساختمان هشت واحدي مي سازد چهارتاش مال تو چهار تاش مال او.

با لبخند مي گويم: گيرم حق با تو باشد و يک بساز بفروش با خدايي پيدا شد و اينکار را کرد و من دو سال از خانه خود دربدر شدم بعد از دو سال هم چهار واحد را تحويل گرفتم کاري به بقيه مشکلات هم ندارم که در خانه خود اجاره نشين خواهم بود بعد چه خواهد شد؟مي گويد: خوب آن موقع مي تواني سه واحد را اجاره بدي و با خيال راحت دوستانت را جمع کني و با چاي قند پهلو و تخمه از خودتان پذيرايي کنيد.

همه دوستان در حال خوردن تخمه، چايي لب سوز و لب دوز خود را مي نوشند ما به هم لبخند مي زنيم و به چهره او نگاه مي کنيم.

آدم ها

آقاي "ر" آدم بسيار خوبي بود و به حلال و حرام کاملاً اعتقاد داشت بطوري که نمي گذاشت يک ريال مال حرام به مالش وارد شود با وجود تمام مشکلات به همان حقوق بخور نمير معلمي مي ساخت تا اينکه دري به تخته خورد و او را به عنوان مدير به يک روستا فرستادند. قبل از انقلاب بود و براي تمام دانش آموزان تغذيه مي دادند. براي تغذيه دانش آموزان هر ماه بودجه کلاني از اداره کل مي آمد تا خود مسئولان مدرسه اقدام به خريد تغذيه دانش آموزان کنند.

از قضا باباي مدرسه يک دکان هم در داخل همين ده کوره داشت او هر روز به تعداد دانش آموزان خرما و يا کلوچه و شير مي آورد و سر ماه همه آنها را فاکتور مي نمود و پولش را از مدير مي گرفت.

آقاي" ر" مي ديد که باباي مدرسه خرماي شيراز به مدرسه مي آورد ولي در فاکتورش قيمت خرماي بم را مي نويسد و تمام اقلامش درجه سه است ولي فاکتورش درجه يک. او خون خونش را مي خورد با وجود اينکه در محذور اخلاقي بسيار بدي گرفتار بود ولي از طرفي خجالت مي کشيد اين موضوع را به روي باباي مدرسه که پيرمرد محترمي بود بياورد.

او فقط يک سال توانست در مديريت مدرسه دوام بياورد استعفا داد و به همان شغل ساده معلمي رو آورد ولي همچنان پول هايي که با امضاي او در اين يک سال توسط باباي مدرسه حيف و ميل شده بود او را رنج مي داد.

*الاي پير فرزانه مكن عيبم زميخانه

كه من در ترك پيمانه دلي پيمان شكن دارم


 براساس نتايج جستجوي اينترنتي
 50 نويسنده برتر تاريخ کدامند؟ 

 
رتبه‌بندي چهره‌هاي شاخص يک حوزه هميشه از علايق عموم جامعه بوده است‌. «گاردين» با بررسي بيش از 800 هزار صفحه ويکي‌پديا و اولويت‌هاي نتايج موتور جست‌وجوي «گوگل»، فهرستي از 50 نويسنده‌ي بزرگ تاريخ جهان را منتشر کرده که خواندن آن خالي از لطف نيست.

به گزارش ايسنا، روزنامه‌ي «گاردين» در گزارشي از مشهورترين و تاثيرگذارترين نويسندگان تاريخ ادبيات جهان نام برده و آن‌ها را به ترتيب در فهرست 50 عنواني قرار داده است.

مسلما براي کتاب‌دوستان جالب است بدانند کداميک از چهره‌هاي ادبي از اهميت بيشتري برخوردارند و براساس اطلاعات آماري، بالاترين ميزان جست‌وجو حول محور زندگي و آثار کداميک از نويسندگان مطرح انجام مي‌شود. بيشتر نويسندگان اين رده‌بندي انگليسي و آمريکايي هستند. نکته‌ي جالب توجه ديگر مربوط به اين تحقيق اين است که «اميلي ديکنسون» و «جين آستين» تنها زناني هستند که موفق شده‌اند به اين فهرست 50 عنواني راه پيدا کنند.

*

ويليام شکسپير

حدس زدن نام صدرنشين اين جدول چندان سخت نيست؛ بي‌شک جز «ويليام شکسپير» کسي نمي‌تواند رتبه‌ي نخست را در اين فهرست به خود اختصاص دهد. پس از بزرگترين نمايشنامه‌نويس و شاعر تاريخ ادبيات انگليس نام «چارلز ديکنز» رمان‌نويس کلاسيک آثاري چون «اوليور توييست» و «آرزوهاي بزرگ» به چشم مي‌خورد.

اولين نويسنده‌ي آمريکايي که در ميان 50 چهره‌ي برتر ادبي جهان قرار گرفته، «مارک تواين» نويسنده‌ي داستان‌هاي معروف «تام ساير» و «هاکلبري فين» است. «ادگار آلن پو» و «ولتر» رتبه‌هاي پنجم و ششم را از آن خود کرده‌اند و پس از آن‌ها «اسکار وايلد»، «ولفگانگ ون گوته» و «دانته اليگيري» قرار دارند. مقام نهم و دهم فهرست 50 نويسنده‌ي تاثيرگذار جهان، نصيب «لوييس کارول» خالق رمان به ياد ماندني «آليس در سرزمين عجايب» و «هنري ديويد تورو» شده است.

*

گوته

نام «جين آستين» به عنوان نخستين زن نويسنده‌ در اين فهرست خودنمايي مي‌کند. خالق شاهکارهاي کلاسيکي چون «اما» و «غرور و تعصب» رتبه‌ي يازدهم را دارد و بعد از وي «سموئل جانسون» و «هومر» بزرگترين شاعر يوناني حماسه‌ي «ايلياد» و «اوديسه» در اين رده‌بندي قرار دارند.

"لرد بايرون»، «والت ويتمن»، «جان ميلتون»، «جفري چاسر»، «ويرژيل» و «ويليام وردرورث» رتبه‌هاي 14 تا 19 جدول 50 شخصيت برتر ادبي جهان را از آن خود کرده‌اند.

"استفن کينگ» با کسب رتبه‌ي بيستم‌، اولين نويسنده‌ي معاصري است که نامش در کنار چهره‌هاي درخشان ادبيات کلاسيک جهان ديده مي‌شود. اين جنايي‌نويس آمريکايي که به «ديکنز مدرن» شهرت دارد،‌ مجموع رمان‌هاي تريلر بسياري را به نگارش درآورده و از محبوبيت بالايي برخوردار است.

آثار کينگ که در ژانرهاي مختلف ادبي نوشته شده‌اند‌، بارها و بارها دستمايه‌ي ساخت سريال‌ها و فيلم‌هاي سينمايي شده‌اند که از آن ميان مي‌توان به «مسير سبز»، «رستگاري در شائوشنگ»، «درخشش» و «زير گنبد» اشاره کرد.

*

جين آستين

نام «اميلي ديکنسون» شاعر آمريکايي به عنوان دومين زن اين فهرست در رتبه‌ي بيست‌ويکم به چشم مي‌خورد و «لئو تولستوي» مشهورترين رمان‌نويس کلاسيک روسيه و خالق «جنگ و صلح» پس از وي قرار گرفته است.

"ويکتور هوگو» نويسنده‌ي «بينوايان» بالاتر از «جورج برنارد شاو» نمايشنامه‌نويس بزرگ ايرلندي مقام بيست‌وسوم را تصاحب کرده است. پس از اين دو «ناتانائيل هاثورن» خالق «داغ ننگ» و «فئودور داستايوفسکي» نويسنده‌ي سرشناس روس و آفريننده‌ي آثار مهمي چون «برادران کارامازوف» و «جنايات و مکافات» رتبه‌هاي 25 و 26 را از آن خود کرده‌اند.

"ميگوئل دو سروانتس»، «ارنست همينگوي» نويسنده‌ي «پيرمرد و دريا»، «اچ.جي ولز» و «هرمن ملويل» خالق «موبي ديک» در رده‌هاي 27 تا 30 نشسته‌اند.

به گزارش گاردين‌، نويسندگاني که رتبه‌هاي 31 تا 40 رده‌بندي «گاردين» را به دست آورده‌اند، به ترتيب عبارتند از: «روديارد کيپلينگ»، «سوفوکل» تراژدي‌نويس شهير يوناني، «سموئل تيلر کولريج» شاعر رمانتيک انگليسي، «جان کيتس» ديگر شاعر مطرح اين دوره،‌ «رابرت برنز»، «پترارک»، «پرسي بيشه شلي» شاعر سرشناس انگليسي،‌ «جورج اورول» خالق شاهکارهاي ماندگاري چون «1984» و «مزرعه حيوانات»، «کريستوفر مارلو» نمايشنامه‌نويس همعصر شکسپير و «توماس هاردي» آفريننده‌ي رمان‌هاي «تس» و «جود گمنام".

نام «ايسکيلوس» يکي از سه تراژدي‌نويس بزرگ يوناني، «جاناتان سوييفت» خالق «سفرهاي گاليور»، «رابيندرانات تاگور» شاعر هندي برنده‌ي نوبل ادبيات،‌ «هنريک ايبسن» نمايشنامه‌نويس ايرلندي «خانه عروسک» و «جيمز جويس» در رتبه‌هاي بعدي 50 نويسنده‌ي برتر تاريخ جهان ذکر شده است.پس از خالق رمان‌هاي «اوليس» و «بيداري فينگان‌ها»، نام «هنري جيمز» و «آريستوفان» به چشم مي‌خورد و سرانجام رتبه‌هاي 48 تا 50 اين فهرست به «الکساندر پوشکين» نويسنده‌ي بزرگ روس‌، «بن جانسون» نمايشنامه‌نويس کلاسيک انگليسي و «تي.اس. اليوت» شاعر تاثيرگذار انگليسي و برنده‌ي نوبل ادبيات تعلق گرفته است.


 تازه‌هاي نشر 

چاپ نامه‌هاي نيما يوشيج با ويرايش تازه

نامه‌هاي نيما يوشيج با ويرايش تازه منتشر مي‌شود.

به گزارش ايسنا، بنا بر اعلام ناشر، «نامه‌ها»ي نيما يوشيج تا کنون بارها به چاپ رسيده، اما اين‌بار قرار است زير نظر پوران صلح‌کل و سياوش طاهباز، همسر و فرزند سيروس طاهباز، ويرايش و بدون غلط منتشر شود.در اين نامه‌ها نيما بسياري از مسائل اجتماعي، فرهنگي و ادبي روزگار خود را مطرح کرده و از خلال اين نامه‌ها مي‌توان به کنه عقايد و افکار نوگرايانه و تحول‌ساز او رسيد. قرار است اين‌ اثر در 764 صفحه از سوي انتشارات نگاه به چاپ برسد.

علي اسفندياري مشهور به نيما يوشيج - بنيان‌گذار شعر نو فارسي - 21 آبان‌ماه سال 1274 در يوش - از توابع کجور و بلده در استان مازندران - به ‌دنيا آمد.او در روستاي زادگاهش خواندن و نوشتن را آموخت. بعدها به تهران آمد، به مدرسه‌ سن لويي فرستاده شد و به تشويق نظام وفا به سرودن شعر پرداخت. در سال 1300 نخستين سروده‌هايش را در روزنامه‌ي «قرن بيستم» به سردبيري ميرزاده‌ي عشقي و در پاييز سال 1301 شعر «اي شب» را در روزنامه‌ي هفتگي «نوبهار» منتشر کرد.نيما يوشيج در ابتدا به شيوه کهن و بيش‌تر به سبک خراساني شعر مي‌سرود، اما شعرهاي نخستين او نيز از همان ابتدا از مضامين نو و تخيلات شاعرانه بهره زيادي داشتند.گرايش نوخواهي نيما به شعر نو را به دليل آشنايي او با زبان فرانسه و مطالعه ادبيات غرب از سوي او دانسته‌اند. اولين تأثير و ثمره نوخواهي و نوجويي نيما در منظومه «افسانه» جلوه‌گر شد، به گونه‌اي که اين اثر را سرآغاز شعر نو فارسي عنوان کرده‌اند. اين شعر در سال 1300 در روزنامه «قرن بيستم» به سردبيري ميرزاده عشقي به چاپ رسيد.


 زنگ ادبيات 

زنگ ادبيات کلاس پنجم دو

شناخت طنزپردازان کشور

مهدي طوسي

رفتم توي کلاس. اين اولين باري بود که من دير مي رسيدم سر کلاس. به خانم معلم مان گفتم: خانم ببخشيد من نمي دانم چرا امروز تا اين اندازه دير کردم. قول مي دهم که بعد از اين زودتر بيايم.خانم معلم که انگار توقع نداشت من تا اين اندازه بي مبالات باشم و به کاري که قرار بود اهميت بدهم اهميت نداده بودم ناراحت شد و سرش را انداخت پايين و گفت: از تو توقع نداشتم فلاني!گفتم: خانم اجازه! ببخشيد. قول مي دهم که ديگر اينقدر دير نکنم. راستش را بخواهيد من ديشب تا کل وقت داشتم روي انشاي اين هفته کار مي کردم براي همين هم صبح خواب ماندم. از اينها گذشته مادرم گفت خودش مي آيد و با شما در مورد دير کردن امروزم صحبت مي کند.خانم معلم دوباره سرش را انداخت پايين و گفت: ولي با اين ها اصلا از تو توقع نداشتم. برو بنشين سر جايت.همين طور که سرم پايين بود رفتم سمت ميز که بنشيم پشتش و ببينم واکنش خانم معلم مان چيست که به يکباره افتادم زمين. يعني پايم گير کرد به جايي و خوردم زمين.همه بچه ها خنديدند. خانم معلم با دست زد روي ميزش تا به اين وسيله بچه ها را ساکت کند. آنها زير لبي خنديدند و به اين خاطر که خانم معلم مان عصباني نشود ساکت شدند.من گريه ام گرفت. چشم هايم پر اشک شد. خانم معلم نگاهي به من کرد و نگاهي به بچه ها و گفت: بچه ها اين جور خنديدن ها يعني تمسخر کردن بقيه. شايد به جاي فلاني خودتان بخوريد زمين اين اصلا درست نيست.با اين حرف خانم معلم اشک هايم بيشتر سرازير شد. نمي دانم چرا ناراحت شده بودم. هم از اينکه دير کرده بودم و هم از اينکه خورده بودم زمين و بچه ها همين جور به من مي خنديند.خانم معلم مان از پشت ميزش بلند شد و نگاهي به من کرد و دستي به سرم کشيد و گفت: بلند شو بيا انشايت را بخوان تا همه چيز تمام بشود.خوشحال شدم. هم از اينکه خانم معلم مان براي اولين بار دستي به سر و صورتم کشيده بود و هم به اين خاطر که من متوجه شدم اين خانم معلم مان از آن دسته خانم معلم هايي است که به اين زودي ها از دانش آموزانش ناراحت نمي شود.بلند شدم و رفتم تا انشا را بخوانم. همين جور که مي رفتم نم اشکم را با گوشه مغنعه ام پاک کردم. شروع کردم به خواندن.

سلام بچه هاي کلاس پنج دو:

راستش موضوع اين هفته به اين دليل که هيچ ارتباطي به ادبيات ندارد برايم يک جورهايي سخت به نظر آمد اما با اين همه چون قرار بود به حرف خانم معلم مان گوش بکنم يک چيزهايي نوشتم که شايد به درد شما بخورد و شايد هم نخورد. در مورد تمسخر و مسخره کردن بقيه خيلي چيزها به ذهنم مي رسد. الان به اين نتيجه رسيدم که ابتدا انشا را از همين افتادن خودم به زمين شروع کنم. از اينکه شما به من خنديديد من ناراحت نشدم اما از اينکه يک نفر وسط خنده شما به سخره گرفته شده بود دلگير شدم. اما با اين همه من همه شما دانش آموزان که دوستان خوب من هستيد را دوست دارم و اصلا هم دلگير نمي شوم به عقيده من هر کس کس ديگري را مسخره بکند ابتدا خودش مسخره است که دست به چنين کاري مي زند. اصولا مسخره کردن بقيه ريشه در اين دارد که آدم ها مي خواهند اوقات فراغت شان را با خنده پر بکنند. به عقيده من در کشوري که ما زندگي مي کنيم پر از ادبيات کهن و معاصر طنز است که آدم ها مي توانند با خواندن آن کمبود خنده شان را پر بکنند. اين اصلا درست نيست که چون ما عقده خنديدن داريم بقيه را مضحکه کنيم که بخنديم.

به نظر من با خواندن ادبيات طنز هم اطلاعات ادبي مان افزايش مي يابد هم طنزپردازان خوب کشورمان را مي شناسيم و هم به کسي نمي خنديم!

اين بود انشاي من!


 نغمه 

غزل

محمدعلي بهمني

دوست من ديدنش آسان نبود

پنجره‌اش رو به خيابان نبود

دوست من منظره بسته‌اش

طارمي پر گل ايوان نبود

طرح زميني بزنم دوست را

دوست من هيچ جز انسان نبود

با من و تو فرق زيادي نداشت

او فقط اين گونه هراسان نبود

من پي دريوزه جسمم اگر

او پي دريوزگي جان نبود


 خبر ادبي 

حوزه هنري ميزبان نخستين عصر شعر ادبيات كودك و نوجوان

به مناسبت بزرگداشت پيروزي انقلاب اسلامي، نخستين عصر شعر ادبيات كودك و نوجوان 26 بهمن ماه با حضور جمعي از شاعران كودك و نوجوان در حوزه هنري برگزار مي شود.به گزارش مهر، كمال شفيعي شاعر كودك و نوجوان كشور و مدير امور ادبي استانهاي مركز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري در خصوص اهداف برگزاري اين عصر شعر گفت: با توجه به ديدار‌هاي مسئولان فرهنگي كشور با مقام معظم رهبري و تاكيد معظم له به ادبيات كودك و نوجوان، اين عصر شعر، مبنايي براي توجه ويژه به شاعران ادبيات كودك و نوجوان و نيزتوجه مسئولان فرهنگي كشوربراي توليد آثار هنري با زاويه ديد ادبيات كودك و نوجوان باشد.وي درباره برنامه‌هايي كه در مراسم نخستين عصر شعر كودك و نوجوان برگزار خواهد شد، گفت: در اين برنامه علاوه بر سخنراني پيرامون ادبيات كودك و نوجوان، گروهي از شاعران كودك و نوجوان كشور نيز به شعر خواني خواهند پرداخت.اين شاعر كشورمان عنوان كرد: حوزه هنري كودك و نوجوان و دفتر ادبيات كودك و نوجوان فعاليت‌هاي خودشان را دارند و به توليد فعاليت هاي هنري در حوزه كودك و نوجوان مي پردازند ودفتر آفرينش هاي ادبي حوزه هنري با گستره فعاليت‌هاي ادبي كه مي تواند در كشور داشته باشد، مي تواند يكي از دغدغه‌هايش ادبيات كودك و نوجوان باشد به عنوان بازوي كمكي اين دفاترعمل كند.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون