جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2982- تاریخ : 1392/11/09 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)


گفتگو با بچه هاي گاراژ


خبر ادبي


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


نغمه


 گفتگو با بچه هاي گاراژ 

عبدالکريم گشايش

قسمت اول

درک اين مسئله براي بچه هاي گاراژ خيلي سخت است. آنها تصورشان اين بود که به اين زودي ها نمي توانند کاري که بايد انجام بدهند را نجام بدهند. آنها فکر مي کردند که اگر تو به ادبيات خيلي علاقه داري به اين دليل است که داري وقت خودت را مي گيري و اين اصلا درست نيست که يک نفر وقت خودش را در اين جور موارد تلف بکند.

به حال خودت و همکارانت تاسف مي خوري که تا اين اندازه بداخلاق هستند و تصور مي کنند کسي که به ادبيات مي پردازد دارد وقت خودش را تلف مي کند.

با خودت مي گويي: من بايد همين امروز با آنها يک جلسه بگذارم و به آنها حالي بکنم که اين کارشان اصلا درست نيست که بخواهند هر کاري که دلشان مي خواهد را انجام بدهند و بعد بگويند کارهاي ما کارهاي درستي است و وقتي تو به ادبيات مي پردازي را بد تلقي بکنند و تصور بکنند که اصلا کار درستي انجام نمي دهي که داري اين کار را مي کني.

مي روي پيش اوستا و به او مي گويي: اوستا من مي دانم که شما اصلا از اين کار من راضي نخواهيد بود. من مي دانم که شما به اين کار من خواهيد خنديد اما من بايد به شما بگويم که اصلا دلم نمي خواهد که بچه هاي گاراژ به من اين جوري بگويند و هر حرفي که دل شان مي خواهد را بزنند و بعد تصور کنند که حرف شان درست است و حرف من بسيار غلط است.

اوستا خنده اي تلخ نثارت کرد و گفت: خب...! حالا مي خواهي چي بگويي؟

گفتي: من مي خواهم شما به من اجازه بدهيد که هر جوري شده با بچه هاي گاراژ توي اين مکان جلسه بگذارم و به آنها بگويم که دارند اشتباه مي کنند و من آدمي نيستم که آنها تصور مي کنند. من مي خواهم به انها بگويم که آنها کارشان اشتباه است و من کارم بسيار درست است چرا که من هم به ادبيات مي پردازم و هم به کارهايي که بايد بپردزام مي پردازم. اما آنها فقط به يک کار مي پردازند و آن کار هم کاري نيست جز مکانيکي!

اوستا گفت: خب پسر جان تو چرا متوجه نمي شوي. تو بايد بداني که وقتي کاري که بايد انجام بدهي را سر موقع انجام نمي دهي اين کار بسيار غلط است اما وقتي که بايد کاري که انجام بدهي را انجام مي دهي و سر وقت هم انجام مي دهي اين درست است. اگر بچه هاي گاراژ به تو گير مي دهند به اين معني نيست که تو نبايد به کار ادبيات بپردازي بلکه به اين دليل است که تو بايد وقتي سر کارمکانيکي هستي به کار مکانيکي بپردازي و وقتي سر مطالعه و کتاب خواني هستي به کار کتاب خواني ات بپردازي!

تو گفتي: اما اوستا آنها به من توهين مي کنند و هي مي گويند: تو داري اشتباه مي کني که ادبيات مي خواني. تو داري وقتت را تلف مي کني. يعني اگر من شعر حافظ را مي خوانم وقتم را تلف مي کنم؟ اگر من درباره مصطفي رحمان دوست چيزي مي خوانم اشتباه مي کنم بعد آنها که دارند در مورد پيچ و آچار کار مي کنند درست کارمي کنند!؟

اوستا گفت: نه بابا! مثل اينکه تو توي کتت نمي رود بايد با تو يک مدل ديگري حرف بزنم. بايد به تو بگويم که هر کاري که دلت مي خواهد را انجام بده و به من هم ربطي ندارد که تو داري چه کار مي کني.

به اوستا گفتي: ناراحت نباش اوستا جان! شما فقط به من اجازه بده با بچه هاي گاراژ حرف بزنم.

اوستا گفت: خب برو بزن. مگر قبلا حرف نمي زدي!؟

گفتي: خيلي ممنون که اين کار را کردي. خيلي لطف کرديد که به من اجازه داديد که اين کار را بکنم. دست شما درد نکند.

اوستا لبخندي زد و گفت: خدا به حال ما رحم کند. باز معلوم نيست که تو مي خواهي چه کار بکني.تو گفتي: نه بابا من اصلا به شما کاري ندارم. من فقطز مي خواهم با بچه ها حرف بزنم. همين.

دست شما درد نکند که به من اجازه داديد اين کار را بکنم........

ادامه دارد...


 خبر ادبي 

نويسنده‌ مکزيکي برنده جايزه «سروانتس» درگذشت

"خوزه اميليو پاچکو»، نويسنده‌ مکزيکي برنده‌ جايزه «سروانتس» در سن 74 سالگي درگذشت.به گزارش ايسنا، «خوزه اميليو پاچکو»، شاعر و نويسنده‌ مکزيکي که در سال 2009 بزرگترين جايزه ادبيات اسپانيولي‌زبان «سروانتس» را از آن خود کرده بود‌، در 74 سالگي بدرود حيات گفت.«پاچکو» که چندي پيش در اثر يک حادثه از ناحيه‌ سر آسيب ديده بود،‌ پس از يک حمله‌ قلبي جان خود را از دست داد.اين نويسنده متولد 1939 در مکزيکوسيتي بود که بيشتر براي پرداختن به بي‌عدالتي و فساد در جامعه‌ مکزيک در دهه‌هاي 1940 و 1950 ميلادي در کارهايش شهرت دارد.«پاچکو» از برجسته‌ترين شعراي کشورش محسوب مي‌شد و در ميان نويسندگان مکزيکي جايگاهي والا داشت.اين شاعر و رمان‌نويس که در دانشگاه‌هاي آمريکا،‌ انگليس، کانادا و مکزيک به تدريس ادبيات مي‌پرداخت‌، در طول عمرش شاهکارهايي از «ساموئل بکت»، «تنسي ويليامز» و «تي.اس.اليوت» را ترجمه کرد.


کاکايي از زمان برپايي جشنواره شعر فجر خبر داد

توليد مستند هنري از چهره‌هاي ادبي در جشنواره شعر فجر

هشتمين جشنواره شعر فجر دهه سوم ارديبهشت سال آينده برگزار مي‌شود. به گفته عبدالجبار کاکايي، تهيه مستند هنري از چهره‌هاي تأثيرگذار شعر ايران از ديگر برنامه‌هاي دوره جديد جشنواره شعر است.به گزارش ايبنا، عبدالجبار کاکايي دبير هشتمين جشنواره شعر فجر گفت: در جلسه ديروز با حضور سيد عباس صالحي معاون فرهنگي وزارت ارشاد درباره موضوعات گوناگوني به جمع بندي رسيديم و مشخص شد که جشنواره امسال در دهه سوم ارديبهشت سال آينده(1393) برگزار مي‌شود.کاکايي افزود: هشتمين جشنواره شعر فجر يا در تالار وحدت برگزار خواهد يا در برج ميلاد. همچنين قرار است سايتي دايمي براي جشنواره راه اندازي شود. اين سايت امکانات مختلفي خواهد داشت و به محض بالا آمدن سايت نشست مطبوعاتي خواهيم داشت.اين شاعر توضيح داد: براي راه‌اندازي سايت يک پروژه ده روزه در پيش داريم. اين سايت در حوزه رقابتي همه فعاليت‌هاي ما را تحت پوشش قرار مي‌دهد. مراحل آپلود کردن شعرها و نظر سنجي کاربرها و نمايش سير داوري در اين سايت انجام مي‌پذيرد.شاعر مجموعه شعر «حبس سکوت» ادامه داد: يکي از معضلات جشنواره‌ شعر فجر در سال‌هاي گذشته اين بود که ارسال کننده اثر نمي‌دانست اثرش در چه مرحله‌اي به سر مي‌برد و از اين حيث همواره در تاريکي مطلق بود.وي توضيح داد: اين سايت دايمي است و در طول سال پشتيباني مي‌شود و به ارسال کنندگان آثار اطلاعاتي مي‌دهد و کاربران سايت هم به اهالي شعر و ادب مي‌پيوندند. کاربر مي‌تواند شعر خودش را در کنار آثار ديگران ببيند و پيش از آن‌که اثرش به مرحله نهايي برسد، بداند شعرش در چه مرحله‌اي است. ارسال کننده اثر مي‌تواند متوجه شود که چه مقدار به برگزيده شدن در جشنواره اميد دارد. گفت‌وگو با داورهاي هشتمين جشنواره شعر نيز از طريق همين سايت انجام مي‌شود.شاعر «زنبيلي از ترانه» ابراز اميدواري کرد که اين سايت 10 هزار کاربر خواهد داشت و گفت: نشاني سايت به زودي اعلام مي‌شود. در جلسه ديروز توافق شد که مستندي هنري از چهره‌هاي تأثيرگذار شعر ايران از همه گروه‌هاي فکري تهيه شود. درباره اين فيلم با يکي از کارگردانان معروف صحبت کرده‌ايم.

اين ترانه سرا يادآور شد: قبلاً همزمان با برگزاري جشنواره شعر فجر در استان‌ها به برگزاري جشن شعر اقدام مي‌شد. اين جشن‌ها به تشکيل کارگاه‌هاي شعر تغيير يافت. گردانندگان اين کارگاه‌ها اشخاصي‌اند که از ميان شاعران سرشناس استان‌ها انتخاب مي‌شوند. براي هر استان دو، سه شاعر و منتقد انتخاب مي‌کنيم و اين کار نيز تا پايان اسفند انجام مي‌شود.کاکايي افزود: سنت چند صدايي بايد ابتدا در استان‌ها انجام شود تا شکل اصلي و عمده‌اش را در تهران شاهد باشيم. در شهرستان‌ها معمولاً گروه‌هاي ادبي مختلفي وجود دارند که منزوي‌اند. آن‌ها معمولاً ساز مخالف مي‌زنند نه البته صرفاً به لحاظ سياسي بلکه عده‌اي از آن‌ها سنتي‌اند و نوگراها را قبول ندارند و عده‌اي ديگر سنتي‌ها را قبول ندارند.شاعر «با تو اين ترانه‌ها شنيدني است» ادامه داد: به طور مثال شايد برخي از اين شاعران گفتمان انقلاب را قبول نداشته باشند. ما سعي مي‌کنيم همه آن‌ها را جذب کنيم تا دستمان در ارزيابي‌ها پر باشد. اين کار براي پر رونق شدن جشنواره امسال ضروري است.دبير هشتمين جشنواره شعر فجر گفت: وزارت ارشاد تنها نقش ميزبان را در جشنواره شعر فجر بر عهده دارد و نقش هدايتي ديگري در کارگاه‌هايي که در طول جشنواره برگزار مي‌شوند، ندارد. اين کارگاه‌ها وجه علمي دارند و توسط خود شاعران اداره مي‌شوند. اقدام بعدي ما اين است که اسامي مديراني که در شهرستان‌ها شاعرند، معلوم شود و منتقدان به شهرستان‌ها اعزام شوند. اسامي اين شاعران و منتقدان را تا آخر اسفند ماه به کميته اجرايي مي‌دهيم. هشتمين جشنواره شعر فجر طي سه شب در دهه سوم ارديبهشت سال آينده(1392)برگزار خواهد شد.


 تازه‌هاي نشر 

"مباني تاريخ هنر" به چاپ رسيد

کتاب «مباني تاريخ هنر» نوشته گرانت پوک و داينا نيوئِل با ترجمه مجيد پروانه‌پور منتشر شد.

به گزارش ايسنا، اين کتاب در هفت فصل با عنوان‌هاي «نظريه‌هاي هنري و تاريخ‌هاي هنر»، «فرماليسم، مدرنيسم و مدرنيته»، «دنيايي که هنوز مي‌توان برنده آن بود: مارکسيسم، هنر و تاريخ هنر»، «نشانه‌شناسي و پساساختارگرايي»، «روانکاوي، هنر و خود پنهان»، «کشف پسامدرنيته‌ها»، «چشم‌اندازها و همجواري‌هاي جهاني‌شده» و همچنين مبحثي درباره هنر و تاريخ هنر در فضاي اينترنت نوشته شده است.

پشت جلد اين کتاب آمده است: «اين کتاب درآمدي است موجز و آسان بر تاريخ هنر براي خوانندگان عام و دانشجويان و بويژه آن‌هايي که براي نخستين‌بار به مطالعه تاريخ هنر مي‌پردازد. کتاب حاوي تصاوير گوناگوني از آثار هنرمندان شناخته‌شده جهاني است و به معرفي مفاهيم، موضوعات و مباحث اصلي تاريخ هنر مي‌پردازد.

نويسندگان ضمن معرفي رويکردهاي غالب در تاريخ هنر تلاش مي‌کنند بنيان‌هاي نظري هر يک از قلمروهاي هنري را با زباني ساده و قابل فهم تبيين کنند، تأثيرپذيري‌ها و تأثيرگذاري‌هاي نحله‌هاي فکري را برشمارند، فوايد و گاه کاستي‌هاي به‌کارگيري اين نظريه‌ها را با ذکر مثال نشان‌ دهند و راه پيگيري مطالعات بيش‌تر را هموار سازند.»

"مباني تاريخ هنر" با 336 صفحه، شمارگان 1500 نسخه و قيمت 16 هزار تومان از سوي انتشارات ققنوس منتشر شده است.


 زنگ ادبيات 

زنگ ادبيات کلاس پنجم دو

مردم ما ادبيات را خوب مي فهمند

مهدي طوسي

براي اين هفته بايد که يک سري کار درست و حسابي انجام بدهيم اين را خانم معلم مان از ما خواسته و به ما گفته که بايد هر طوري شده کاري را که از ما خواسته را انجام بدهيم.خانم معلم مان وارد کلاس که شد و حضور غياب را که انجام داد گفت: بايد به ما بگوييد که چرا اينقدر توي ادبيات ما کارهاي درست و حسابي انجام شده و چرا توي ادبيات ما اين همه آدم درست و حسابي وجود دارد.البته اين موضوع کلي را خانم معلم مان گفت و بعد هم ادامه داد که: به طور مثال احمد شاملو يکي از بزرگان شعر معاصر است و قرارش هم بر اين بوده که اگر شد شعر معاصر را سرو سامان بدهد و اگر نشد هم همان طوري که دلش مي خواهد شعر بگويد.البته از حق نگذريم شاملو به چيزي که گفت پايبند بود و تا جايي که توانست به شعر سر و سامان داد و تا جايي که برايش مقدور بود به شعر سر و شکلي داد که به نظر من در زمينه شعر نو از دست کسي بر نمي آمد.اين را هم بگويم که ما براي اينکه بتوانيم با شعر نو آشنا بشويم بايد از ابتداي شعر نو را مرور بکنيم وگرنه که به مشکل مي خوريم. شما بايد بدانيد که احمد شاملو در زمينه شعر وامدار کسي به اسم نيما بود و نيما هم وامدار گذشتگان خودش بود.

اين که در زمينه شعر در زمينه ادبيات هم ما بسيار غني هستيم، شايد به صدها سال پيش برگردد که ما ادبيات داشتيم و تاريخ مدون در اين زمينه داشتيم.در زمينه ادبيات معاصر ما ادم هايي به اسم صادق چوبک داشتيم صادق هدايت بوده و صمد بهرنگي بوده هوشنگ گلشيري حضور مقتدري داشته و همين طور ادبيات مکتوب داشتيم تا به الان که شما با خيلي هاي آشنا هستيد. افرادي مثل رحمان دوست مثل ناصر کشاورز و خيلي هاي ديگر که شايد شما هم بدانيد آنها چقدر آدم هاي درست و حسابي بودند و هنوز هم حضور شان در ادبيات ما مشهود است.راستش من از اين گفتار خانم معلم مان خيلي خوشحال شدم. به قدري که هم خودم لذت بردم و هم احساس کردم وقتي به منزل برسم بابا از اينکه قرار است راجع به اين موضوع کار بکنم لذت مي برد. سريع خودم را به خانه رساندم. مامان گفت: بچه جان بيا ناهارت را بخور!من گفتم: الان ميلي ندارم. دوست دارم راجع به موضوعي که خانم معلم مان گفته چيزي بنويسم.

رفتم و شروع کردم به نوشتن و تا جايي که توانستم نوشتم و خواندم و نوشتم و خواندم و نوشتم و خواندم.

خوانده هايم را زياد کاري بهش ندارم. سعي مي کنم که درباره چيزهايي که نوشتم براي تان بخوانم.

سلام به دانش آموزان خوب کلاس پنجم دو!

راستش من از موضوعي که خانم معلم مان به من گفت خيلي لذت بردم و خيلي با آن حال کردم و خيلي از اين موضوع به قولي امروزي ها لذت بردم. من خيلي روي اين موضوع کار کردم و خيلي به اين موضوع ارادت نشان دادم به قدري که الان دلم مي خواهد هر چه سريعتر داشته هايم را به شما منتقل کنم.به عقيده من چيزي که باعث شده تا اين اندازه ما توي ادبيات مان آدم هاي بزرگي داشته باشيم بر مي گردد به اينکه ما مردم ادبيات فهمي داريم. به طور مثال من شاهد اين هستم که مردم ما در کنار قرآن کريم که همه ما مسلمانان به آن ارادت خاصي داريم. کتاب حافظ را نيز نگهداري مي کنند و به آن ارادت دارند.من تصور مي کنم مردمي که تا اين اندازه به ادبيات علاقه دارند قطعا آدم هاي بزرگ ادبي را نيز در بين خودشان پرورش مي دهند.بيشتر از اين اگر بخواهم درباره اين موضوع حرف بزنم وقت خودم و کلاس و خانم معلم مان را گرفتم. بنابراين ترجيح مي دهم که ديگر در اين مورد حرفي نزنم و به حرف هاي بقيه گوش بدهم!

اين بود انشاي من.


 نغمه 

شعري از پروين اعتصامي

روزي گذشت پادشهي از گذرگهي

فرياد شوق بر سر هر کوي و بام خاست


پرسيد زان ميانه يکي کودک يتيم:

کاين تابناک چيست که بر تاج پادشاست؟


آن يک جواب داد: چه دانيم ما که چيست؟

پيداست آنقدر که متاعي گرانبهاست


نزديک رفت پيرزني گوژپشت و گفت:

اين اشک ديده من و خون دل شماست


ما را به رخت و چوب شباني فريفته است

اين گرگ سالهاست که با گله آشناست


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون