جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2981- تاریخ : 1392/11/08 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)


راهكارهايي براي كنترل خشم


اسامي دوچرخه سواران المپيكي اعلام شد


مشاهير


كوتاه از ورزش جوانان


آموزشي


آيينه شهر


 راهكارهايي براي كنترل خشم 

 
مكتب هاي مختلف روان شناسي در اين خصوص رهنمودهاي متنوعي را عرضه كردند.از آن جا كه خشم لحظه اي و انفجاري است، هر كس بايد نسخه خود را در رابطه با مهار خشم و تغيير مسير آن به حركتي سازنده، در تجربه واقعي پيدا كند.عصبانيت را مكتب هاي مختلف روان شناسي ديده و بررسي كرده اند و همه مكتب ها واجد دريافت هاي مفيد و خلط مبحث هاي بي فايده اند.

از اين رو با نگاه انتقادي به آن ها، نكات زير در شناخت و غلبه بر خشم را قابل تامل است.

1ـ شناخت درماني معتقد است كه وقايع اين جهان سبب خشم شما نمي شود، افكار و پندارهاي شماست كه زمينه اين برانگيختيگي را فراهم مي كند.درست است كه افكار ما سبب خشم ما مي شوند، ولي عوامل بيروني هم در تحريك كردن ما موثرند.هميشه اين گونه نيست كه افكار ما سبب خشم ما بشود.

اين جا بايد تفاوت خشم موجه را از خشم ناموجه تشخيص داد.اين جا بايد رابطه عين (جامعه)و ذهن را در نظر گرفت.غير منطقي و غيرعقلاني و مضر بودن بسيار از امور اجتماعي مي تواند، در صورتي كه فرد نتواند به آن انتقاد اصولي خود را مطرح كند، در وي خشم شديدي را دامن بزند.

2ـ شناخت درماني مي گويد كه خشم ريشه در ذهن و نحوه نگرش ما به انسان و جهان دارد، به علاوه رنجش و آزردگي باعث مي شود كه احساس درماندگي و آشفتگي بكنيد.

اكنون بيايد از اين رنجش و عصبانيت خلاص بشويد.اين يك توصيه عقلاني است.بايد به آن توجه بشود:ولي گاهي خشم به اين استدلال ها كاري ندارد.ذهن درگذشته با نمونه هايي شرطي شده است.

بنابراين در اين جا بايد از رفتاردرماني در كنار شناخت درماني براي زدودن آثار خشم هاي شرطي و زخم هاي التيام نيافته استفاده كرد.

هر چند شناخت درست و منطقي گاهي به تنهايي نمي تواند خشم را ريشه كن كند.

3ـ شناخت درماني معتقد است كه افكاري كه به وجود آورنده خشم و عصبانيت هستند، اغلب حاوي تحريفاتي مي باشند.اصلاح اين تحريفات خشم را كاهش مي دهد.اين نتيجه گيري كاملاً درست است.

با اين توضيح كه خشم به رغم اين كه ناشي از خطاهاي شناختي هم باشد، وقتي بروز مي كند متابوليزم را بهم مي ريزد.در اين مواقع تنها ذهن نيست كه بايد به راه بيايد، وضعيت هورموني و اختلالات عصبي نيز بايد به راه بيايند.

4ـ شناخت درماني مي گويد خود را جاي ديگران بگذاريد و جهان را نگاه كنيد.آن وقت مي توانيد منشأ رفتار و گفتار آنان را بهتر درك كنيد و از آنان خشم به دل نمي گيريد.اين هم درست است.

ولي انسان با سود و زيان شرطي شده.سود بردن او را خوشحال و زيان كردن او را خشمگين و ناراحت مي كند. اين جا بايد روي فلسفه زندگي انسان نيز كار بشود.

يعني خوب است كه خوانندگان عزيز قدري با عرفان مولوي نيز آشنا بشوند.در اين صورت نگاه ديگري هم به زندگي خواهند داشت.

نگاهي كه در آن بخشش و گذشت و پذيرش واقعيت ها و رو كردن به سوي حقيقت ها هم وجود دارد.بدون اين نگاه انسان هميشه آلوده مقايسه و رقابت است.در اين صورت چه طورمي توان از رقباي خويش خشمگين نباشد؟!

5ـ شناخت درماني مي گويد كه مقابله به مثل نكنيد.حرف درستي است.وقتي در مورد انتقاد قرار مي گيريد، طرف را بلافاصله متهم نكنيد.بگذاريد حقيقت رفته رفته روشن بشود.شناخت درماني قاعدتاً بايد به شخصيت باور داشته باشد.به هويت باور داشته باشد وقتي هويت و شخصيت هست، بايد حفظ بشود.حريمي است كه هر كس براي خودش درست كرده است.حمله به اين حريم باعث عصبانيت و خشم مي شود.آيا نبايد قدري درباره حقيقت و شخصيت و هويت شك كرد؟

6ـ شناخت درماني مي گويد كه سرخوردگي و خشم نتيجه انتظارات برآورده نشده است.حرف صحيح است. تجربه هم آن را اثبات مي كند.آيا انتظارات واقعي هم وجود دارد؟ آيا انسان حق دارد كه در برابر برآورده نشدن انتظارات واقعي، خشمگين بشود؟ با اين حال انتظارات، حق ما نيست.

در صورتي كه آن را حق تلقي كنيم، بايد در برابر برآورده نشدنشان، تاوان سنگيني به شكل خشم و عصبانيت و يأس بپردازيم.

7ـ شناخت درماني مي گويد كه در عصباني شدن، حق را به خود ندهيد در اين صورت به يك عادت مضر، حق حيات مي دهيد يا حق ادامه حيات مي دهيد.بچگانه است كه بگوييد حق داريد كه عصباني شوي

راسخون


 اسامي دوچرخه سواران المپيكي اعلام شد 

 
مدير تيم هاي ملي فدراسيون دوچرخه سواري اسامي 6 نفر از رده سني نوجوانان را جهت اعزام به مسابقات المپيک نانجينگ چين معرفي کرد.به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از سايت فدراسيون دوچرخه سواري؛ با پيشنهاد مدير تيم هاي ملي و تصويب کميته فني و رياست فدراسيون دوچرخه سواري 6 نفر از ورزشکاران رده سني نوجوانان که در سال 1392 در مسابقات قهرماني کشور نوجوانان شرکت کرده و نتايج خوبي بدست آورده بودند، به ليست دوچرخه سواران رده سني جوانان ملحق شدند و از آنها در خواست گرديد تا مدارک خود را جهت ارسال به کميته ملي المپيک در اختيار فدراسيون قرار دهند.

لازم به ذکر است :افراد مذکور در دوره استعداديابي نيز که در شهريور ماه سال جاري برگزار گرديده بود، جزء نفرات برتر توسط کميته استعداديابي معرفي شده بودند.

اسامي اين افراد به شرح زير است:

1-محمد گنج خانلو 2-معين بازرگان 3-عليرضا رونقي4-بهرام نجفي 5-کسري غياثي 6-محمد قرباني گفتني است؛ تيم ملي دوچرخه سواري جوانان در صورت کسب سهميه اواخر مرداد ماه سال آينده به مسابقات المپيک جوانان که در نانجينگ چين برگزار مي گردد اعزام خواهد شد.


 مشاهير  

زندگينامه فردوسي

شاعر بزرگ ايراني (329–411 هجري)

قسمت سوم

فردوسي با خلق حماسه عظيم خود، دو فرهنگ ايران و اسلام را به بهترين شكل ممکن در هم آميخت.اهميت شاهنامه تنها در جنبه ادبي و شاعرانه آن خلاصه نمي شود و پيش از آن که مجموعه اي از داستانهاي منظوم باشد، تبار نامه اي است که بيت بيت و حرف به حرف آن، ريشه در اعماق آرزوها و خواسته هاي جمعي ملتي کهن دارد؛ ملتي که در همه ادوار تاريخي، نيکي و روشنايي را ستوده و با بدي و ظلمت در ستيز بوده است.شاهنامه از حدود شصت هزار بيت تشکيل شده و داراي سه دوره اساطيري، پهلواني و تاريخي است.شاهنامه روايت نبرد خوبي و بدي است و پهلوانان، جنگجويان اين نبرد دائمي در هستي اند.جنگ کاوه و ضحاک ستمگر، کين خواهي منوچهر از سلم و تور، مرگ سياوش با دسيسه سودابه و ...همه حکايت از اين نبرد و ستيز دارد.ديدگاه فردوسي و انديشه حاکم بر شاهنامه هميشه پشتيبان خوبيها در برابر ستم و تباهي است.ايران که سرزمين آزادگان به شمار مي رود، همواره مورد آزار و اذيت مهاجمان قرار گرفته است.زيبايي و شکوه ايران نيز آن را در معرض رنجها و سختيهاي گوناگون قرار مي دهد و از اين رو، پهلوانانش با تمام توان به دفاع از هستي اين کشور و ارزشهاي ژرف انساني مردمانش بر مي خيزند و در اين راه، جان خود را نيز فدا مي كنند.برخي از پهلوانان شاهنامه، نمونه متعالي انسانهايي هستند که عمرشان را به تمامي در اختيار همنوعان خود قرار داده اند؛ پهلواناني همچون فريدون، سياوش، کيخسرو، رستم، گودرز و طوس از اين دسته اند.شخصيتهاي ديگري نيز همچون ضحاک و سلم و تور، وجودشان آکنده از فتنه گري، بدخويي و تباهي است.آنها ماموران اهريمنند و قصد نابودي و تباهي در كار جهان را دارند.قهرمانان شاهنامه ستيزي هميشگي با مرگ دارند و اين ستيز، نه رويگرداني از مرگ است و نه پناه بردن به كنج پارسايي؛ بلکه پهلوان در رويارويي و درگيري با خطرهاي بزرگ، به جنگ مرگ مي رود و در حقيقت، زندگي را از آغوش مرگ دور مي سازد.بيشتر داستانهاي شاهنامه، فاني بودن دنيا را به ياد خواننده مي آورد و او را به بيداري و درس گرفتن از روزگار رهنمون مي سازد، با وجود اين، آنجا که زمان بيان سخن عاشقانه مي رسد، فردوسي به سادگي و با شکوه و زيبايي خاص خود، موضوع را مي پروراند.

تصويرسازي

تصويرسازي در شعر فردوسي جايگاه ويژه اي دارد. شاعر با تجسم رخدادها و ماجراهاي داستان در پيش چشم خواننده، او را همراه با خود به متن حوادث مي برد؛ گويي خواننده، داستان را بر پرده سينما به تماشا نشسته است. تصويرسازي و تخيل در اثر فردوسي چنان محکم و متناسب است که حتي بيشتر توصيفهاي طبيعي درباره طلوع، غروب، شب، روز و . . . در شعر او حالت و تصويري حماسي دارد و ظرافت و دقت حکيم طوس در چنين نکاتي، موجب هماهنگي جزيي ترين امور در شاهنامه با کليت داستانها شده است.چند بيت زير در توصيف آفتاب آمده است:

چو خورشيد از چرخ گردنده سر

برآورد بر سان زرين سپر

پديد آمد آن خنجر تابناک

به کردار ياقوت شد روي خاک

چو زرين سپر برگرفت آفتاب

سرجنگجويان برآمد ز خواب

و اين هم تصويري که شاعر از رسيدن شب دارد:

چو خورشيد تابنده شد ناپديد شب تيره بر چرخ لشگر کشيد

ره پو

ادامه دارد...


 كوتاه از ورزش جوانان 

طرح استعداديابي تيم‌هاي واليبال نوجوانان دختر و پسر

کميته استعداديابي فدراسيون واليبال از کليه نوجوانان دختر و پسر براي شرکت در طرح استعداديابي سال 1392 دعوت کرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران وبه نقل از روابط عمومي فدراسيون واليبال، کميته استعداديابي با صدور اطلاعيه اي از کليه نوجوانان دختر و پسر سراسر کشور جهت شرکت در طرح استعداديابي به منظور تشکيل تيم هاي ملي نوجوانان ايران براي شرکت دررقابت هاي قهرماني نوجوانان آسيا دعوت کرد.

بر اين اساس متولدين يکم فروردين 1380 الي يکم اسفند 1382 دختر و متولدين 11 دي 1377 الي 11 دي 1379 پسر مي توانند از 12 لغايت 19 بهمن 1392 با مراجعه به هيئت هاي شهرستان هاي سراسر کشور در اين طرح (سطح يک -شهر ها)ثبت نام کنند.


تمرينات تيم ملي تنيس زنان ايران در کيش آغاز شد

تمرينات آمادگي تيم ملي تنيس زنان کشورمان براي حضور در رقابت هاي بين المللي فدکاپ قزاقستان در جزيره کيش آغاز شد.

به گزارش ايرنا از فدراسيون تنيس، صدف صادق وزيري، غزل پاک باطن، غزاله ترکمن، سحر نجعي و سارا اميري اعضاي تيم ملي تنيس کشورمان را تشکيل مي دهند که به مدت يک هفته تمرينات آماده سازي خود را انجام خواهند داد.

در رقابت هاي بين المللي تنيس فدکاپ قزاقستان، تنيسورهايي از کشورهاي هنگ کنگ، اندونزي، قرقيزستان، مالزي، نيوزلند، فيليپين، سنگاپور، تايلند، ترکمنستان، ويتنام، يمن و ايران حضور دارند.ملي پوشان کشورمان روز شنبه (12 بهمن ماه)با هدايت پروانه خيلتاش راهي قزاقستان مي شوند.رقابت هاي فدکاپ قزاقستان از 16 تا 22 بهمن ماه برگزار خواهد شد.


 آموزشي 

هنجار و ناهنجار اجتماعي

منيژه اکبري معاون هنرستان ولايت آموزش و پرورش ناحيه 3 کرج

مقدمه :

واژه (هنجار)، شکل تغيير يافته‌اي از (همجار) است.

(هم جار) از ترکيب (هم + جار) ساخته شده است.

(هم)، به همان معناست که امروز رايج است.

(جار) در زبان بمعناي يک واحد مثبت است که بسيار تکرار شده باشد.

در هر صورت، (هنجار) بمعناي (با هم جور بودن) و هم عقيده بودن يا با هم تفاهم داشتن و در نهايت، استعاره از (يک زندگي توأم با تفاهم و سازگاري و بي آزاري و مسالمت آميز) در جوار يکديگر است و (ناهنجار) نقض آن هنجارها است.

توضيح اينکه: امروزه، (هنجار) بيشتر در معناي (مراعات اصول و قواعد اجتماعي) بکار مي‌رود.

و (ناهنجار) معناي (طبق اصول و قواعد اجتماعي رفتار نکردن و مطيع باورهاي جامعه نبودن) را مي‌دهد.

توضيح ديگر اينکه: واژهٌ (هنجار) در ذهن افراد جامعه، يک پديدهٌ ايده‌آل را تداعي مي‌کند و (ناهنجار)، يک پديدهٌ نامطلوب و ناپسند را. اما [به استثناي علوم پزشکي]، در علوم اجتماعي (هنجار) نمي‌تواند لزوماً يک حالت مطلوب باشد و همچنين (ناهنجار) هم نمي‌تواند لزوماً يک حالت نامطلوب باشد؛ بطور مثال، يک نفر مُصلح در ميان يک جامعه مُفسد، طبعاً يک فرد ناهنجار است؛ پس ناهنجاري، لزوماً بد نيست.و مثال ساده تر اينکه: مثلاً دو يا چند نفر معتاد، طبعاً با يکديگر جور هستند يعني با يکديگر ناهنجاري و ناسازگاري ندارند؛ اما معتادان و غير معتادان با يکديگر (ناهنجار) و ناسازگارند؛ پس هنجاري که در ميان مفسدان هست، مثبت نيست و ناهنجاري بين مفسدان و مصلحان نيز منفي نيست.

پس واژه‌هاي (هنجار و ناهنجار) [در مباني اجتماعي] معاني مطلقي ندارند زيرا بين نيکي و بدي شناورند.

ادامه دارد...


 آيينه شهر 


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون