جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2923- تاریخ : 1392/08/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


عكاسخانه
ايوان كسري
هشدار خانواده علي‌اکبر صنعتي به هلال احمر
شايد منتظر زلزله‌اي هستند!


ميراث ماندگار


قصار اما...


اخبـــــــــار


نگـــاه


دنياي عكس
پنگوئن ها در قطب جنوب

طرح ساده
طرح از فاطمه علي‌اكبري

 عكاسخانه 
 ايوان كسري


 هشدار خانواده علي‌اکبر صنعتي به هلال احمر
  شايد منتظر زلزله‌اي هستند! 

 داماد خانواده استاد علي‌اکبر صنعتي از جمعيت هلال احمر خواست، اگر نمي‌خواهند از آثار اين مجسمه‌ساز نگهداري کنند، اعلام کنند تا خانواده‌اش آن‌ها را به کرمان منتقل کنند.

داود غضنفري درباره‌ي تخريب آثار استاد صنعتي به خبرنگار بخش تجسمي خبرگزاري (ايسنا)، گفت: متاسفانه عليرغم تمام پيگيري‌هاي صورت گرفته و مطالبي که در برخي رسانه‌ها منتشر شده، مسؤولان هلال احمر با بي‌توجهي کامل، منتظر از بين رفتن اين آثار هستند.

در اين رابطه و در سومين سالگرد درگذشت استاد صنعتي، مطلبي را تحت عنوان "نگذاريد استاد صنعتي براي سومين بار شاهد از بين رفتن آثارش باشد " منتشر کردم. او افزود: استاد صنعتي خودش مي‌گفت در سال 32 وقتي که اراذل و اوباش، موزه راه‌آهن او را تخريب کردند، به قصد ديدار از آثارش (بخوانيد فرزندانش) به موزه مراجعه مي‌کنند در آنجا با قطعه قطعه شدن تمام مجسمه‌ها روبه‌رو مي‌شوند. آثار بي‌نظيري چون «شام آخر مسيح» اثر لئوناردو داوينچي که مجسمه بي‌بديل آن را استاد صنعتي ساخته بود در حمله اين اوباش نابود شد.

غضنفري همچنين عنوان کرد: استاد مي‌گفت اگر دستي شکسته بود، اگر پايي شکسته بود آنها را در آغوش مي‌گرفتم و از روي زمين برمي‌داشتم. همان زمان ايشان براي هميشه از ساختن مجسمه دست برداشتند و به فرزندانشان نيز سفارش کردند که هيچ وقت به دنبال خلق مجسمه نروند. او ادامه داد: براي بار دوم در سال 57 تعداد ديگر از آثار استاد از بين رفتند؛ در حدود 120 اثر از زيباترين آثار ايشان نابود شد. در آن زمان شايد مي‌شد دليل تخريب اين مجسمه‌ها را ناداني و جهل و وقايع تاريخي مهم دانست، اما اکنون چه توجيهي براي از بين رفتن آثار استاد صنعتي داريم؟

غضنفري درباره‌ي وضعيت سال‌هاي پاياني عمر استاد علي‌اکبر صنعتي نيز اظهار کرد: در حدود يک سال قبل از فوت ايشان که هنوز قادر بودند کمي راه بروند، به کمک پرستارشان و همسرم که نوه استاد صنعتي است او را به موزه‌اش در ميدان توپخانه برديم.

قبل از رفتن او را درهم ديدم و مقابلش نشستم و به او گفتم استاد تمايل داريد جايي ببرمتان؟ ايشان که سکته کرده بود و قادر به صحبت کردن به شکل واضح نبود، با سر اشاره‌اي کردند که نمي‌توانند.

او افزود: به ايشان گفتم مي‌خواهيد ابن بابويه بر سر قبر بي بي ببرمتان، گفت نه، به ايشان عرض کردم استاد مي‌خواهيد به موزه برويم. استاد با خوشحالي تاييد کردند که مايل هستند ايشان را به آنجا ببريم. روزهاي تعطيلي عيد بوديم و به آنجا رسيديم. استاد معمولا چند قدم که راه مي‌رفتند بايد صندلي مي‌گذاشتيم تا چند دقيقه‌اي را استراحت کنند و سپس دوباره به حرکت درمي‌آمديم. وقتي به موزه رسيديم بيش از چهار دور تمام طبقه اول و مجسمه‌ها را نگاه کردند. کنار يک مجسمه ايستادند و قطرات اشک از گوشه چشمانشان جاري شد. نگاهم را بر مجسمه دوختم، دستان مجسمه بر اثر بي‌مبالاتي مسؤولان موزه شکسته بود و درست زير مجسمه افتاده بود. داماد خانواده صنعتي در ادامه عنوان کرد: مسؤول موزه که ما را همراهي مي‌کرد زود به دست و پا افتاد و گفت استاد همين امروز آن را مي‌چسبانم، تازه شکسته و دست کودکي با آن برخورد کرده است. استاد خنده تلخي کردند که معناي آن را امروز بعد از سال‌هايي که از مرگ ايشان مي‌گذرد، متوجه مي‌شوم. استاد در عين بي‌حالي و بيماري‌اي که داشتند بدون اينکه لحظه‌اي درنگ کنند چندين مرتبه دور تا دوره موزه را نگاه کردند. طبقه بالاي موزه تعداد زيادي از آثار نقاشي ايشان به نمايش گذاشته مي‌شد که استاد آن‌جا را نيز خواستند ببينند. آن روز به واقع معني نگاه چند باره به اين آثار و نگاه عميق استاد را متوجه نمي‌شدم ولي اکنون به نيکي مي‌دانم که ايشان به قصد خداحافظي به آنجا آمده بودند.

غضنفري افزود: خاطره آن روز و وداع ايشان با آثارشان هرگز از خاطرم نخواهد رفت. روز 13 فروردين سال بعد ايشان درگذشت و نمي‌دانست که ممکن است در اين دوره که بشر به کمالات و دانش خود را مزين کرده نيز ممکن است آثارشان در معرض تهديد قرار بگيرد. جناب آقاي دکتر فقيه (رييس جمعيت هلال احمر)، در مراسم يادبودي که چند سال پيش براي ايشان برگزار کردند، ديدگاه‌هاي خودشان را درخصوص مسائل هنري به شکل مبهمي مطرح کردند.

ايشان به تمام مجموعه‌هاي متعلق به هلال احمر به چشم يک صندوق خيريه براي انجمن نگاه مي‌کنند و هر هزينه‌اي که براي اين مجموعه آثار صرف مي‌کنند، تمايل دارند در کوتاه مدت آن هزينه‌ها را از محل درآمد موزه جبران کنند که اين موضوع خيلي شايسته به نظر نمي‌رسد.


 ميراث ماندگار 

رنج بي شکوه نگاهي به موزه ون گوک


قسمت اول

ونسان ون گوک «1853-1890»نقاش پر آوازه اي است که به سبب تآثير گذاري ويژه اي بر عالم نقاشي مي توان درباره وي بسيار نوشت .کتاب معروف «شور زندگي »که به زندگي اين نقاش هلندي پرداخته، از کتاب هاي پر شمارگاني است که ترجمه فارسي آن چاپ هفدهم را هم از سر گذرانده و بسياري از کتاب خوانان ايراني آن را مطالعه کرده اند .دنياي ون گوگ که زندگي اش در شفيتگي و تعلق مطلق به هنر نقاشي خلاصه مي شود ،حکايت نقاش شوريده اي است که پس از گذشت چندين دهه از مرگش ،هنوز هم مي توان لايه هاي تازه اي را در آثاري به جا مانده از او کشف کرد و از اين کشف ها ي تازه به حيرت آمد .گويي ون گوگ گنج در ويرانه بوده است . ونساس ون گوگ را همه مي شناسد ؛همه کساني که در پي شناخت هنرمند ،ولو هنرمند نباشند .تابلو هاي او هميشه ذ هن مرا مشغول مي کند؛تابلوي شب پر ستاره ضربان قلبم را بالا مي برد و با ديدن تابلوي گندمزار و درختان سرو عرق از پيشاني ام جاري مي شود .اگر چه شايد وقتي دستي بر پيشاني مي کشم ،عرق نيست اما عجيب احساس گرما مي کنم .به راستي ،راز اين همه شور وحرارت چيست ؟چرا آثار ون گوک راکد و آرام نيستند ؟چرا کارهايش همانند تابلوي «گاري يونجه کانستابل »تو را به خواب ظهر گاهي ترغيب نمي کنند ؟گل يا خودنگاره اي که کشيده است وچيزي را درون تو به گردش در مي آورد .چيزي که شايد تبديل به انرژي گرمايي شود و کاري کند که گر بگيري ،يا ضربان قلبت بالا برود و شايد عناصر نقاشي ساعت ها در جلوي چشمت رژه بروند.

نويسنده :حسني تنظيف


 قصار اما... 

 هر صبح، خورشيد فرياد مي زند: آهاي آدم ها!

کتاب زندگي چاپ دوم ندارد، پس تا مي شود خوب، پاک و عاشقانه زندگي کنيد.

منبع :هشت بهشت


 اخبـــــــــار 

آلمان امن‌ترين مقصد گردشگري جهان شناخته شد

‌طبق گزارش‌هاي منتشر شده از سوي موسسه گزارش‌هاي رقابت سفر و گردشگري ، آلمان امن‌ترين مقصد جهان شناخته شد.خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ بين‌الملل ـ‌طبق گزارش‌هاي منتشر شده از سوي موسسه گزارش‌هاي رقابت سفر و گردگشري ، آلمان امن‌ترين مقصد جهان شناخته شد. به گزارش که درعين حال يکي از پربازديد کننده‌ترين کشورهاي جهان نيز هست از درياي بالتيک تا آلپ به عنوان يکي از محبوب‌ترين مقصدهاي گردشگري جهان است که بيشتر گردشگران آن از کشورهاي هلند، سوييس و امريکا وبخش بزرگي از آن نيز از کشورهاي منطقه خليج فارس هستند .ازميان کشورهاي علامقند به آلمان در منطقه خاورميانه بيش از همه کشور عربستان سعودي است که دومين کشور محبوب براي عرب‌هاي سعودي بوده است که 23 درصد رشد نيز داشته است.علاوه بر سعودي و ديگر کشورهاي عرب خليج فارس ترکيه نيز با 14 درصد رشد سومين رتبه را از نظر تعداد علاقمندان به کار و سفر به المان دارد.طبق گزارش وزارت خارجه آلمان درسال 2013 تعداد گردشگراني که از منطقه خليج فارس حداقل براي يک شب اقامت در آلمان سفر کرده‌اند به بيش از 1.5 ميليون نفر افزايش يافته است.دولت‌هاي منطقه خليج فارس چهارمين بازار اقتصادي بزرگ آلمان محسوب مي‌شوند و تعداد گردشگران چيني و سپس ژاپني نيز از منطقه آسيا بازار گردگشري آلمان را رونق داده‌اند.درآمد سالانه آلمان از صنعت گردشگري حدود 280 ميليارد يورو است و بيش از 2.9 ميليون نفر نيز در اين صنعت به کار اشتغال دارند. آلمان داراي 38 اثر ثبت شده در فهرست ميراث جهاني يونسکو است .گردشگري آلمان از سال 2000 و بهم پيوستن دو آلمان شرق و غربي بشدت قدرتمند شده است. ديوار برلين که پس از 28 سال فروريخت و آلمان را به دو بخش غربي و شرقي تقسيم مي‎کرد، اکنون يکي از مهم‎ترين جاذبه‎هاي گردشگري المان محسوب مي‌شود. اين ديوار اکنون با شهرتي جهاني داراي 1300 متر عرض است و اکنون يکي از مشهورترين گالري‌هاي هنر در جهان است که بيش از 100 اثر هنري ونقاشي ديواري را از هنرمندان مختلف از سراسر جهان در خود دارد.اين آثار هنري عمدتا بر موضوع صلح و آزادي تمرکز دارند که پس از فروپاشي اين ديوار در سال 1989 صورت گرفت. اين ديوار اکنون نماد فرهنگي مهمي درتاريخ و هويت فرهنگي آلمان است.


 نگـــاه 

قديمي ترين نقش برجسته ايلامي

نرگس عبدي‌فر

اولين وقديمي ترين نقش برجسته ايلامي ،در محل به نام «گورانگون يا گورانگان »در نزديکي نورآباد فارس حجاري شده است .اين محل در ده کيلومتري شمال غربي شهر فهليان در نزديکي ده سه تلو بين راه بهبهان –شيراز و در کنار رودخانه فهليان واقع شده است .موضوع اين نقش برجسته صحنه بارعام خدايان ايلامي را به تصوير کشيده است .نقش برجسته مذکور اولين بار به وسيله «بارون فن افن هايم»کشف گرديد.صحنه اصلي بر روي يک سطح صاف ومستطيل شکل حجاري شده است.در مرکز اين سطح يکي از خدايان ايلام برروي تختي نشسته و کلاه شاخدار مخصوص خدايان بر سر و لباسي بلند به تن دارد که تا مچ پاي او را مي پوشاند .خدا داراي ريش وموهاي بلند ي است که پشت گردن اورا مي پوشاند ،شکل وي از طرف چپ بدن نشان داده شده است.
رب النوع ايلامي با دست چپ سر ماري که بدن آن تخت وي را تشکيل مي دهد،گرفته است.مار در ميان ايلامي ها به عنوان سمبل حاصلخيزي مورد احترام مخصوص بوده وبه همين جهت بر روي اکثر اشياء ايلامي مشاهده مي شود .در اين صحنه خداي ايلامي ناشناخته اي ظرفي را در دست راست نگه داشته است.از اين ظرف دو جريان آب بعنوان «آب زندگي »خارج گشته وهر يک در جهت اشخاصي که در اطراف او ايستاده اند جريان پيدا مي کند ودر نزديکي آنها وارد ظرف يا کوزه مشابهي که در دست آنها است مي شود.در سمت چپ وکنار خداي مذکور ،الهه بر روي تخت ديگري جلوس کرده تخت اين الهه صدمه ديده و به احتمال زياد تخت او شبيه خداي مذکور بوده .لباس اين الهه طوري است تمام قسمت هاي بدن وپاهاي وي را مي پوشاند .دست ها طبق سنت ايلامي به حالت احترام يا نيايش در جلوي شکم بصورت جمع قرار دارد . در پشت سر خدايان دو نفر بحالت بحالت مختلف و يا لباس بلند ايستاده اند .نفر پشت سر خداي ايلامي همان کسي است که ظرف مقدس را در دست دارد ،ولي نفر دوم که پشت سر الهه ايستاده دستها را بعنوان احترام يا دعا بصورت عمودي و رو به بالا و در مقابل صورت نگه داشته است ؛يک آتش دان به صورت فروزان در مقابل خدايان قرار دارد .وسه نفر ايستاده اند .نفر جلويي دومين شخصي است که طرف مقدس را در دست داشته وبه همين جهت حالت احترام وي نيز مشخص نيست ،ولي دو نفر همراه او حالت ديگري از احترام و نياش ايلامي را در مقابل خدايان القاء مي کنند .هنيز ايلام شناس آلماني در شناخت افرادي که در اين نقش برجسته به تصوير کشيده شده اند .به نظر او خداي ايلامي اين نقش برجسته هومبان يا خداي آسمان والهه کنار او کيريرشا يا پارتي الهه آسمان ومادر خدايان وهمچنين زن هومبان است .

حدود 76 سال از ثبت نقش‌برجسته‌ي «کورانگون» در غربي‌ترين نقطه‌ي استان فارس مي‌گذرد. اثري که قديمي‌ترين نقش‌برجسته‌ي ايران است، ولي اين روزها چنان وضعيت نامناسبي دارد که هر لحظه امکان دارد فرو بريزد.


در نگارستان فرهنگسراي بهمن برپاست

نمايشگاه گروهي معرق به سبک تفکيک رنگ

آثار گروهي هنرمندان معرق به سبک تفکيک رنگ در نمايشگاهي با همين عنوان در گالري نگارستان فرهنگ سراي بهمن برپا است .به گزارش خبرنگار آفرينش،شاپرك به نقل از روابط عمومي فرهنگ سراي بهمن؛ در اين نمايشگاه که تا پنجشنبه 30 آبان ماه داير است،30 تابلو اثر ازشقايق نيک سيرت، زينب حسين پور، سميه بازرگان، ليلا بخشي، شيرين حجاريان، لاله سرسبيلي و مجتبي يار محمدي از هنرجويان امير مقدم که وي نيز از شاگردان استاد مهران اينانلو است در معرض بازديد عمومي قرار دارد . گفتني است؛ از مهران اينانلو استاد معاصر و ابداع کننده سبک تفکيک رنگ نقل شده است که سبک تفکيک رنگ را درمعرق خيلي ها به اشتباه سبک رئال مي نامند ؛ در حالي که اينگونه نيست. معرق به شکل امروزي يک هنر نوين است. اولين کارگاه آن توسط حسين طاهرزاده در سال 1309 ايجاد شدکه کارگاه منبت بود و احمد امامي و پسرانش خليل و علي در سال 1310 رشته معرق ومشبک را به کارگاه منبت اضافه کردند. برادران امامي و استاد زابلي از اساتيد آن زمان هستند. دراين سبک تکنيک هاي پرس پکتيو، سايه روشن، نور و..... که در نقاشي است روي معرق پياده مي شود. ولي در معرق سنتي به شيوه مينياتور کار مي شودکه بيشتر طرح ها از آثار استاد محمود فرشچيان است. در معرق سنتي موضوعي به عنوان تفکيک رنگ وجود نداشت و فرم ها يک تکه و با کمک خط اره نشان داده مي شود.علاقمندان جهت بازديد از اين نمايشگاه مي توانند به نشاني ميدان بهمن، فرهنگسراي بهمن،گالري نگارستان مراجعه کرده و براي کسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن55312180 تماس گرفته يا از سايت www.bahman.farhangsara.ir بازديد کنند .


 دنياي عكس 
  پنگوئن ها در قطب جنوب


 طرح ساده 
 طرح از فاطمه علي‌اكبري


 
اجتماعي
جوان و جامعه
ويژه
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون