جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2801- تاریخ : 1392/03/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(شنبه)


يه طرح نو بزن توي قاب سبز زندگي


محروميت سه بازيکن ملي‌پوش فوتبال بانوان تا اطلاع ثانوي


گــوناگــون


كوتاه از ورزش جوانان


نــكتــــه


آيينه شهر
حضور پر شور جوانان در انتخابات- همايون لنگرودي (بديع فر)

 يه طرح نو بزن توي قاب سبز زندگي 

 
يه طرح نو بزن توي قاب سبز زندگيمن مدت‌هاست که از زمين کنده‌ام!تو اين راز بزرگ را مي‌داني و همه برگ‌هاي پائيز که بي هياهو، بر زمين ريختند و همه درختان لختي که هيچ باکي از عرياني نداشتند. همه روزهائي که شب شدند و شب‌هائي که سرد شدند و برف‌هائي که بي‌صدا، بر حرير سپيد شب زمستاني من و تو پا گذاشتند.همه آمدگان و رفتگان و همه لحظه‌هاي مرددي که به يقين پيوستند.همه سجاده‌هاي سحرگاه که در سکوت ديدار تر شدند.همه مي‌دانند...

اين کيست که در پشت اين پرده‌هاي سئوال، ايستاده و با چشم‌هاي مطمئن، مرا مي‌کاود؟!اين سايه بلند که مانند الف بر نقطه دلم فرود آمده پرتو قامت کيست؟ اين منم که با شتاب مي‌پرم به سمت آسمان تو، يا اين توئي که آرام مي‌آئي به‌سوي زمين من؟!

تو کيستي؟ که هم مي‌بيني و هم ديده مي‌شوي.هم مي‌شنوي و هم شنيده مي‌شوي.هم مي‌آئي و هم مي‌روي! و در اين لحظه‌هاي پاره پاره از فراق، به تنم وصله مي‌شوي!

و اينک اين زمستان است که مي‌آيد.پرده‌ها را کنار بزن و راز هر فصل را با تماشا شکار کن!در فکر طرحي نو باش.خودت را از هر خط و نقشي پاک کن تا دوباره نقشي تازه و خطي پيوسته بر صفحه سپيد زندگي‌ات، جان بگيرد.بگذار زيبائي تو را لمس کند.

تو چمدان‌هاي خالي مرا هم بسته‌اي!ديري است که مي‌دانم.من هر لحظه آماده‌ام.همسفر تو هنوز هم منتظري؟!از درختان بي‌بر، ميوه‌هاي تازه‌تر بچين و سبدهاي خالي را پر کن.در طول اين سفر، من هميشه همراه تو بوده‌ام و از همه وجود تو، هيچ نخواسته‌ام جزء حضور تو، عطر عبور تو و صداي گرمت و خبر بودنت.هميشه جذبه‌هاي عشق، نا به‌هنگام مي‌ربايدت.دور از هياهوي خط و رنگ و نقش!وقتي‌که به زيبائي اقتدا کني و تن را از وابستگي‌ها رها کني، به آرامي و نرمي و سپيدي برف، بر دلت پا مي‌گذارد.

شايد روح رباينده در يک خلوت شبانه، هنگام نيايش تو را بخواند.شايد با يک بارقه در نگاهي آشنا، تو را جذب کند.شايد با شنيدن يک کلمه آغاز شود.شايد پس از دردي جانسوز، يا زخمي عميق سر باز کند.

شايد با يک ديدار پرده از حقيقتي زيبا بگشايد.شايد اين جذبه با شنيدن صدائي که نمي‌داني از کدام غزل يا کدام ترانه، حس گرفته است تو را وسوسه کند و تو ناگهان در حضور کسي احساس يکپارچه بودن مي‌کني.

نه بيش از تو و نه کمتر از تو، درست به قامت تو او را دوخته‌اند و هر دو در هر فاصله‌اي که باشيد به يک نقطه در اوج مي‌نگريد.

همه اين نشانه‌ها وقتي جان مي‌گيرند که تو حساس مي‌شوي و به هر آن‌چه در اطراف توست توجه مي‌کني.

وقتي‌که هيچ نگاهي، هيچ کلامي و هيچ صدائي برايت بي‌معنا نباشد، هر نقطه‌اي براي تو، مبدا آغاز خواهد بود و هر حرکتي در هر جهتي، برايت لحظه پرواز.

چه روزها و چه شب‌ها که به‌دنبال عشق دويدي!اما آيا عشق را با جست و جو مي‌توان يافت؟ آيا غنچه‌ها براي شکفتن تلاش مي‌کنند؟!

آيا عشق نوبت به نوبت است يا زمان و مکان معني دارد؟!آيا عشق از پيش از ورود خودش را اعلام مي‌کند؟ آيا عشق، انتخاب مي‌کند يا انتخاب مي‌شود؟ آيا مي‌توان عشق و ورود و خروجش را پيش‌بيني کرد؟ و براي عبور و آمد و شدش قانون و قاعده‌اي رسم کرد؟!

پس در جست‌وجوي عشق بودن مانند گريز از عاشقي است.عشق فرمان‌پذير نيست.قاعده و قانوني ندارد. تنها مي‌توان با شفاف و حساس شدن، قابليت عاشقي را در وجود پروراند.آن‌وقت که نيلوفر وجودت با گرماي محبت باز شد، عشق بر تو نازل مي‌شود و با نشانه‌هايش تو را مي‌ربايد، به سمتي که از رفتن به آن‌سو تو را گريز و گزيري نيست و آن‌جاست که تو ناچاري که به نداي دلت گوش بسپاري و هدايت را از درون بطلبي.

براي آزادي روح، بايد که عاشق بود.چون عشق و آزادي هر دو با هم مي‌شوند.اولين گام در راه عشق‌ورزي طلب کردن است.طلب کن و باز طلب کن.از خدا بخواه که عشق را روزي‌ات کند.از خواستن و باز خواستن خسته نباش.نفس عادت کرده تا هر چه را که مي‌خواهد با شتاب دريافت کند.اما در اين مسير بعد از طلب بايد که صبر کني.صبر کردن، تو را زلال مي‌کند و پوسته‌هاي ضخيم نفس را مي‌تراشد.

اگر بداني که صبوري در دل طلب است، آن‌وقت پذيرش آن برايت آسان خواهد شد.براي طي کردن اين مسير زندگي را رها کن و حيران باش.با چشم دل ببين، نه با پندار و ذهن.با هر نفسي که مي‌کشي پرده‌هاي پندار را يکي يکي پس بزن و هر لحظه را با ياد وصال کوتاه کن.با هر نفس به‌خود بگو:همين که هستم يعني او مرا مي‌خواهد و من او را مي‌طلبم.“اين جمله را چون ذکر، مدام با خود تکرار کن.وقتي به هر موجودي از گياه تا انسان مي‌نگري اين ذکر را باز هم تکرار کن.

گوئي در هر موجودي جلوه دلبري خالقت را مشاهده مي‌کني.اگر در اين راه نگاهي دلت را لرزاند، صدائي تو را به‌سوي خدا خواند و دست نوازشي تو را نواخت، همه اين احوال را تجلي خالق در مخلوق بدان.آن‌وقت است که تو بي‌واسطه نفس، به سلوک عاشقي پا مي‌گذاري و وقتي تو مجذوب شدي، مي‌تواني ديگران را نيز جذب کني.

هر گاه احساس کردي که مي‌تواني بيشتر دوست بداري و مهر بورزي، بدان که اين حالات نشانه توجه خالق به توست.دل، هر لحظه تو را به سر سپردگي و عاشقي هدايت مي‌کند چرا که از ازل مي‌داند که مقام انسان در عاشقي است و بر سر پيمان و عهد ديرين تو را به سمت وادي عشق پيش مي‌برد، اما ترديد و ترس که دو مولود ذهن هستند نمي‌گذارند که تو به شهادت دل اعتماد کني.ترس مي‌خواهد تو را به زمين ميخکوب کند چون به‌دنبال امنيت است.به‌دنبال مالکيت و به‌دنبال من.ترديد، وسوسه‌ات مي‌کند که تو نمي‌تواني به دلت گوش کني، چرا که پيام‌هاي دل، توهم‌اند و از جنس خيال هستند.اين دو احساس يعني ترس و ترديد، جسارت، هوش و آزادي را از تو سلب مي‌کنند و تو را به‌دنبال امنيت کاذب فريب مي‌دهند.تو به جست و جوي پول بيشتر، شهرت و مقام بالاتر، املاک و دارائي و تحصيلات عاليه مي‌دوي، تا مرزهاي امنيتي‌ات را گسترش دهي. هر چه بيشتر به‌دنبال امنيت مي‌دوي و در زمين افقي حرکت مي‌کني، ترس‌هايت عمود بر هر آن‌چه بر زمين داري، سايه‌هاي بلندتري مي‌سازند، غافل از اينکه اين سايه‌ها، با موانعي که تو ساخته‌اي آفريده مي‌شوند و اگر موانع نباشند، سايه‌اي هم نخواهد بود.اين سايه‌ها نمي‌گذارند روح تو از پرتو عشق گرم شود.پس اين موانع را بردار تا گرماي عشق در همه منافذ روح تو نفوذ کنند و تو را به مقامي که سزاوار آني برسانند.

از تصور هر تملکي رها شو، از تو هم قدرت با دو بال ثروت و شهرت بپرهيز.آن‌وقت مي‌بيني که وقتي اعتماد مي‌کني و از زمين کنده مي‌شوي در آغوش امن الهي، هم به دانش حقيقي و حکمت درون راه مي‌يابي و هم از گنجينه‌هاي پر برکت الهي توانگر خواهي شد و هم به مقام و مرتبه‌اي صعود مي‌کني که فرشته‌هاي آسماني به آن مقام سجده کردند.و اين پاداش کساني است که طلب کردند و با صبوري در آستانه رحمت الهي زانو زدند.

به درگاه کريمان با ظرف‌هاي خالي بايد رفت، تا کريمان از کرم خود ظرف‌هاي خالي ما را با طعام برکت پر کنند.جسم تو مثل همان ظرف است.از من تهي شو!تا روح الهي در آن جان، ماوا کند.

دل، تنها يادگاري است که از بهشت گمشده با خود به زمين آورده‌ايم.هرگاه در مسير زندگي گم شدي و احساس تنهائي و پوچي کردي؛ هرگاه بي‌حوصله و بي‌انگيزه شدي به دلت رجوع کن.نشاني خانه دوست را از دل بپرس.با دل ببين و با دل بشنو.هر نشاني از عشق را دنبال کن.همه اين نشان‌ها، روزي تو را به حقيقتي بزرگ، هدايت خواهد کرد.براي پرواز، بايد سبکبال شوي.از زمين کنده شو و بگذار يادگار حضرت دوست اين نقطه کمال تو را تا بر دوست پرواز دهد.تو مدت‌هاست که از زمين کنده‌اي!اين راز را همان‌گونه که گفتي، من نيز مي‌دانم.

منبع: ويستا


 محروميت سه بازيکن ملي‌پوش فوتبال بانوان تا اطلاع ثانوي 

 
کميته انضباطي راي خود را در خصوص سه بازيکن فوتبال بانوان و ديدار نيمه تمام دو تيم فوتسال صنعت نفت آبادان و تربيت بدني فسا اعلام کرد.

به گزارش (ايسنا)و به نقل از سايت فدراسيون فوتبال ، ديدار دو تيم ليگ برتري فوتسال صنعت نفت آبادان و تربيت بدني فسا در تاريخ 23/2/92 در آبادان برگزار که در نيمه اول اين ديدار با نتيجه 9 بر صفر به سود تيم صنعت نفت ابادان در نيمه نخست به پايان رسيد.با آغاز نيمه دوم، تيم مهمان(تربيت بدني فسا)درمسابقه حاضر نشد.بر همين اساس طبق راي کميته انضباطي اين ديدار با نتيجه 9 بر صفر به سود تيم آبادان اعلام و زارعيان سرپرست تيم تربيت بدني فسا به مدت سه ماه از همراهي تيم خود و حضور در مسابقات رسمي و همچنين پرداخت يک ميليون ريال جريمه نقدي محکوم شد.باشگاه تربيت بدني فسا نيز طبق بند 3 ماده 21 به پرداخت 10 ميليون ريال جريمه نقدي محکوم شد.

*محروميت سليماني، کودايي و نراقي تا اطلاع ثانوي

با توجه به شکايت کميته بانوان فدراسيون فوتبال از زمرد سليمان، زهره کودايي و طنين نراقي (بازيکنان تيم ملي فوتبال بانوان)مبني بر انجام رفتارهاي غير ورزشي و عدم همکاري با تيم ملي در مسابقات برون مرزي و با توجه به اهميت موضوع و جلوگيري از ادامه اين رفتارها به ساير بازيکنان، کميته انضباطي به استناد ماده 11 آئين نامه انضباطي، هرسه بازيکن را تا اطلاع ثانوي از هر گونه فعاليت رسمي اعم از انجام مسابقه فوتبال و عقد قرارداد محروم کرد.

جلسه رسيدگي به تخلف اين بازيکنان روز يکشنبه 16/4/92 است.


 گــوناگــون  

دختران لوس و روي مخ

بهتر است بدانيد که لوس شدن معناي خاصي دارد و به اين معناست که با وجود سختگيري که درمورد رفتار کودک ازسوي والدين انجام مي‌شود، کودک سرسخت و از خودراضي بار بيايد.اما يکي از دلايل لوس شدن کودک روش‌هاي نامناسب تربيتي است که والدين درپيش مي‌گيرند.

والديني که محبت افراطي مي‌کنند و معيارهاي تربيتي را درنظر نمي‌گيرند مانع بزرگي در اجتماعي شدن کودک هستند.ازجمله دلايل مهم ديگر نقض قوانين در محيط خانواده است.وقتي کودک ببيند با اصرار زياد و گريه کردن مي‌تواند قوانين خانواده را به دلخواه خودش تغيير دهد، ياد مي‌گيرد هميشه از اين ترفند استفاده کند.اگر بچه لوس است اين نشان مي‌دهد که والدين او تسليم‌شونده هستند. شما بايد اين گونه با او رفتار کنيد.

*قاطع باشيد

اشتباه نکنيد، قرار نيست پرخاشگر باشيد.شما فقط قرار است قوانيني را براي فرزندتان داشته باشيد و البته اين قوانين را اجرا کنيد.اين به فرزند شما نشان مي‌دهد شما در تفکرتان ثبات داريد.

*تسليم نشويد!

يادگيري را مي‌توان تغيير ناشي از تمرين يا تجربه قبلي تعريف کرد و تربيت به يک مفهوم به معناي فيلتر کردن بعضي از اين يادگيري‌هاي تعمدي يا ناآگاهانه است.گاهي ما والدين، رفتاري را به کودک‌مان مي‌آموزيم و‌ گاه او از طريق ديدن رفتار ما با ديگران، يادگيري مشاهده‌اي را تجربه مي‌کند يا برحسب جنگيدنش براي رسيدن به خواسته‌اي که مدنظر دارد و ديدن ناتواني ما در مقابله با خود و شکست ما، او ابزارهايي مثل جيغ زدن، فرياد زدن، رفتارهاي قهري يا ايجاد احساس گناه در ما، به نوعي رفتاري را در درون ما شکل مي‌دهد که در واقع انتظار اوست.

*چرا اين رفتار بروز مي‌کند؟

باتوجه به آنچه عنوان شد، خودخواهي، خودمحوري، باور به رهبري مطلق خود بر ديگران و جنگيدن بي‌‌‌نهايت براي رسيدن به مقصود مشکل قابل مشاهده در اين گونه بچه هاست.هرچند والدين نيز در اين بين بي‌تقصير نيستند و با از دست دادن جايگاه اقتدار و رهبري بر فرزند، باور به عدم توانايي خود در کنترل خواسته‌هاي غيرمتعارف فرزند و نداشتن مرزهاي قابل تشخيص در باب تربيت و مديريت درست کودک راه را براي بروز چنين رفتار‌هايي باز گذاشته‌اند.

*چه بايد کرد؟

به‌منظور حل چنين مشکلي در ابتدا بايد هماهنگي کامل بين والدين وازجمله تمام افراد دخيل در تربيت و صاحب قدرت (مثل پدر بزرگ يا مادربزرگ)وجود داشته باشد.

*اين کارها را دنبال کنيد

در مرحله اول بدون آنکه به امکانات و اجازه‌هايي که کودک دارد، نظري داشته باشيم (از قبيل امکانات، مجوزهاي قبلي داده شده و...)بايد در مقابل خواسته جديد او با منطق «نه»بياوريد و اصرار داشته باشيد که خواسته او تحقق‌پذير نيست.در اين شرايط با رفتارهاي قهري، پرخاشگري، تندخويي و حتي يک جنگ کوتاه‌مدت روبه‌رو خواهيد بود.پيامي که مقاومت والدين به کودک مي‌دهد اين است که از اين به بعد قدرت دست تو نيست بلکه دست ماست.

در مرحله دوم، کودک پس از پافشاري‌هاي زياد تسليم مي‌شود ولي مشروط.در اين شرايط هيچ شرطي را نپذيريد جز آنچه گفته و خواسته‌اند که در اين شرايط شايد باز با مقاومت کودک روبه‌رو شويد ولي مطمئن باشيد او باز تسليم شما خواهد شد.

در مرحله سوم کودک شما در اين مورد خاص با شما به صلح مي‌رسد اما در جايي ديگر و به بهانه‌اي ديگر جنگ بين شما و او دوباره آغاز خواهد شد.مقاومت شما اين بار هم مثل گذشته خواهد بود اما رفتارهاي تهديدي، تحقيري و تندي کودک بيشتر خواهد شد.در اين شرايط شما مي‌توانيد به بهانه رفتار‌هاي زشت او و عملکردهاي توهين‌آميزش (اين دلايل بايد براي کودک توضيح داده شود)قسمتي از امکاناتي را که او از قبل داشت، حذف کنيد و بازگشت اين امکانات به سمت او از طرف شما مشروط مي‌شود و شرط شما پذيرش بدون قيد و شرط نظر شماست.

تبيان زنجان


 كوتاه از ورزش جوانان 

تيم ملي دووميداني بدون بانوان در قزاقستان!

تيم ملي دووميداني ايران بدون حضور بانوان به جام کازانف قزاقستان سفر کرد که علت غيبت بانوان ايراني در اين رقابت‌ها مخالفت شوراي برون مرزي اعلام شده است.

افشين داوري، رييس فدراسيون دووميداني در گفت وگو با (ايسنا)، در اين رابطه گفت:ما اسامي مريم طوسي، ليلا رجبي و سپيده توکلي را براي حضور در جام کازانف قزاقستان به شوراي برون مرزي اعلام کرده بوديم که اين شورا با سفر بانوان به اين رقابت‌ها موافقت نکرد.البته پيش از اين مشخص شد که ماده تخصصي توکلي در اين رقابت‌ها وجود ندارد.

وي ادامه داد:ما نامه شوراي برون مرزي را براي مرضيه اکبرآبادي، معاون وزير در امور بانوان فرستاديم و او هم عنوان کرد که فکر نمي‌کرده با اين اعزام مخالفت شود.

به گزارش ايسنا، چندي پيش هم ليلا رجبي، پرتابگر وزنه المپيکي ايران اعلام کرده بود قصد حضور در مسابقات قزاقستان را ندارد.اين تنها مسابقه برون مرزي پيش از رقابت‌هاي آسيايي هند براي ملي پوشان محسوب مي‌شود.


 نــكتــــه 

شخصيت شناسي جالب براساس فلزي که هستيد!

متولدين خرداد :جيوه

فلز سرد جيوه در متولدين خرداد تمايلات دوگانه اي را به وجود مي آورد مگر آنکه خودش جلوي آين کارها را بگيرد و به نداي قلب خود گوش کند.

هنگامي که عميقا به دنبال علت بي حوصلگي متولد خرداد بگرديد در مي يابيد که او هميشه در پي هدفي است ولي مشکل اساسي او اين است که هدف را نمي شناسد .متولد خرداد از تخيل بسيار قدرتمندي برخوردار است و به همين خاطر اهداف زيادي را در سر مي پروراند.

ذهن متولدين خرداد هميشه به کاري مشغول است و به همين دليل بيش از ديگران به استراحت نياز دارد .آنها با آنکه نسبت به بي خوابي حساس هستند ولي هيچگاه به اندازه کافي نمي خوابند.

متولدين تير:نقره

فلزوجودي متولدين تير نقره است که عليرغم تشابه با ساير فلزات از خصوصيات ويژه گرانبهايي برخوردار است.

آنها قلب مهرباني دارند و نياز ديگران را به خوبي حس مي کنند و به آن اهميت مي دهند و مي خواهند به ديگران کمک کنند اما در ابتدا منتظر مي شوند تا ببيند کسي ديگري پيدا مي شود که پيش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چيزي کنند که نيازي به آن نيست.

اما اگر دريابد که کس ديگري آستين خود را بالا نزده است آنگاه در آخرين لحظه دست به کار مي شود .او مي گذارد که دو بار زير آب فرو رويد ولي بار سوم شما را نجات مي دهد .او خيلي رئوف است و نمي گذارد غرق شويد.

سيمرغ


 آيينه شهر 
 حضور پر شور جوانان در انتخابات- همايون لنگرودي (بديع فر)


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون